Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

فرزندخواندگی

فرزند خواندگی

 فرزند خواندگی
 
تعریف: فرزندخواندگی عبارت است از اعطای سرپرستی کودکان بدون سرپرست شناخته شده تحت سرپرستی سازمان بهزیستی به خانواده های متقاضی که واجدالشرایط قانون جاری حمایت از کودکان بی سرپرست باشند.
 
کودکانی به فرزندی سپرده خواهند شد که والدین یا جد پدری آنها، شناخته شده نباشد. از طرف دیگر این کودکان باید تحت سرپرستی سازمان بهزیستی قرار گرفته باشند، به عبارتی قبل از سپردن کودکان به فرزندی این کودکان باید از طریق مراجع قضایی در اختیار سازمان بهزیستی قرار گیرند و مهمتر اینکه این کودکان باید به خانواده هایی سپرده شوند که قانون تعیین کرده است.
 
شرایط:
 
زن و شوهر داوطلب سرپرستی، ایرانی و مقیم ایران باشند.
پنج سال تمام از تاریخ ازدواج آنها گذشته و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند.
سن یکی از زوجین حداقل سی سال باشد.
زوجین دارای محکومیت جزائی مؤثر بعلت ارتکاب جرائم عمدی و مهجور نباشد.
زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند.
زوجین یا یکی از آنها دارای تمکن مالی باشند.
زوجین مبتلا به بیماری صعب العلاج نباشند.
زوجین معتاد به مواد الکلی یا مواد مخدر و سایر اعتیادات مضر نباشند.
هرگاه زوجین پزشکی نتوانند صاحب فرزند شوند معافیت از شرایط 2 و 3 به عهده دادگاه است.
 
مدارک مورد نیاز:
 
متقاضیان فرزند خواندگی باید تقاضای رسمی خود مبنی برفرزند پذیری را به سازمان بهزیستی اعلام نمایند. این تقاضا حتما باید به امضای متقاضیان رسیده وشامل نشانی وشماره تلفن متقاضیان باشد. گاهی متقاضیان شروع کار را از دادگاه آغاز می کنند و سپس به بهزیستی معرفی می شوند.
 
تصویر شناسنامه زوجین صفحه اول و دوم
تصویر سند ازدواج
گواهی عدم بچه دار شدن از پزشک متخصص زنان و زایمان در مورد زوجه
گواهی پزشکی قانونی مبنی بر عقیم بودن زوجین یا یکی از آنان
ارائه حکم سرپرستی آزمایشی از مراجع قضایی
گواهی برگ عدم سوء پیشینه کیفری زوجین
گواهی سلامت جسم و روان از پزشک قانونی برای زوجین
گواهی تمکن مالی، اعم از فیش حقوقی، فتوکپی سند منزل مسکونی، ماشین،...
گواهی سلامت از پزشک مبنی بر عدم ابتلا به بیماری های صعب العلاج و واگیردار
گواهی عدم اعتیاد
 
سازمان بهزیستی موظف است درصورت لزوم متقاضیان را برای دریافت گواهینامه های مورد نیاز به سازمان های ذیربط معرفی نماید.
 
مشاوره قبل از فرزندپذیری از موارد مهمی است که زوجین قبل از تشکیل کمیته فرزندخواندگی باید درآن شرکت نماید؛ نتیجه جلسات درپرونده درج گردد.
 
طرح پرونده درکمیته فرزندخواندگی:
 
چنانچه تصمیم کمیته مبنی برپذیرش متقاضیان باشد درلیست نوبت قرارمی گیرند و درصورت فرارسیدن نوبت جهت انتخاب فرزند به شیرخوارگاه معرفی می شوند.
 
درصورت انتخاب فرزند والدین متقاضی توسط بهزیستی استان به دادگاه صالحه جهت صدور قرار دوره آزمایشی (حکم سرپرستی موقت) معرفی خواهند شد.
 
پس از صدور حکم سرپرستی، کودک انتخابی طی صورتجلسه ای به والدین تحویل خواهد شد و مراتب به دادگاه مربوطه اعلام می شود.
 
درطی دوره آزمایشی 6 ماهه، باید حداقل سه بازدید از طرف مددکاران اجتماعی از خانواده فرزند پذیر به عمل آید.
 
درصورت تائید وضعیت مراقبت از فرزند و توانایی خانواده و حفظ منافع فرزند، گزارش نهایی تهیه و برای صدور حکم قطعی سرپرستی به دادگاه ذیربط منعکس می شود.
 
در مورد اخذ شناسنامه کودک با مشخصات والدین قانونی بعد از طی دوره شش ماهه آزمایشی وصدور حکم قطعی اقدام خواهد شد.
 
به منظور حفظ منافع فرزند، تامین آتیه وی و جبران عدم برخورداری فرزند از ارثیه والدین حقوقی، صلح یک سوم اموال والدین به فرزند خوانده از طریق دفتر خانه های رسمی و حتی مراجع قضایی انجام می پذیرد.
 
افتتاح حساب پس انداز، بیمه آتیه یا روش های اطمینان بخش دیگری نیز می توانند از راهکارهایی باشند که به موازات صلح اموال انجام گیرد.
 
حکم سرپرستی درصورت تشخیص سازمان بهزیستی مبنی برآسیب پذیری کودک و عدم شایستگی والدین قانونی یا مراجعه والدین حقیقی کودک با هماهنگی دادگاه قابل فسخ است.
 
شرایط کلی کودک : کودکانی به فرزندی سپرده خواهند شد که والدین یا جد پدری آنها، شناخته شده نباشد. از طرف دیگر این کودکان باید تحت سرپرستی سازمان بهزیستی قرار گرفته باشند، به عبارتی قبل از سپردن کودکان به فرزندی این کودکان باید از طریق مراجع قضایی در اختیار سازمان بهزیستی قرار گیرند و مهمتر اینکه این کودکان باید به خانواده هایی سپرده شوند که قانون تعیین کرده است.
 
 
 
شرایط خانواده پذیرای کودک:
 
1- ایرانی، مسلمان، متعهد و معتقد به مبانی اعتقادی و اسلامی، فاقد سوء پیشینه کیفری، مشهور به حسن اخلاق و دارای انسجام و توانایی و مهارت کافی در پرورش کودکان باشد.
تبصره: برای فرزندان اقلیت های دینی و مذهبی خانواده متقاضی از همان اقلیت باشد.
 
2- با توجه به سن و جنس فرزند و مدت نگهداری، خانواده متقاضی می‌بایست نسبت به ایجاد زمینه‌های محرمیت اقدام نموده و به اصول دقیق موازین شرعی و پرورش اسلامی متعهد باشد و بدان عمل نماید.
 
3- برخورداری اعضاء خانواده از سلامت روان و سلامت جسمانی در حد ایفای نقش مسئولیت نسبت به فرزندان و حفظ حقوق آنان ضروری است.
 
4- بستگان سببی و نسبی کودک در صورت واجد شرایط بودن در اولویت تحویل کودک قرار می‌گیرند.
 
5- متقاضیان داوطلب سرپرستی غیر از بستگان می‌بایست حداقل دارای مدارک تحصیلی  دیپلم باشند.
تبصره: متقاضیان سرپرستی دارای تحصیلات کارشناسی مرتبط (علوم تربیتی، روان شناسی، جامعه شناسی و مددکاری) با حفظ سایر شرایط نسبت به دیگر متقاضیان در اولویت می‌باشند.
 
6- متقاضیان می‌بایست ضمن دارا بودن انسجام خانوادگی، از شناخت، تجربه و توانایی لازم در مراقبت از کودکان برخوردار باشند.
 
7-  پس از پذیرش فرزندان در خانواده، تعداد اعضای خانواده متقاضی سرپرستی نباید از هفت نفر تجاوز نماید.
 
8- سن زن و شوهر متقاضی سرپرستی می‌بایست حداقل 25 و حداکثر 50 سال باشد.
تبصره: در موارد استثنایی و تنها در خصوص بستگان و با رعایت موازین کارشناسی و تایید کمیته شبه خانواده تغییر در محدودیت سنی و محدودیت در تعداد اعضای خانواده متقاضی امکان پذیر می‌باشد.
 
9- خانواده متقاضیان سرپرستی می بایست از تمکن مالی مناسب و درآمد مستمر برخوردار باشند.
تبصره: اعضاء خانواده و بستگاه کودک با در نظر داشتن بند 9-8-7-5 در صورت تقاضا و تایید نیاز آنان توسط کمیته امور شبه خانواده با در نظر داشتن مصالح کودک می‌توانند مشمول مقررات مالی این دستورالعمل شوند.
 
10- خانم های فاقد همسر در صورت دارا بودن سایر شرایط سرپرستی با تایید کمیته شبه خانواده استان می‌توانند سرپرستی از یک تا سه کودک دختر را عهده دار شوند.
 
11- در صورتی که کودک تحویلی به خانواده، دارای معلولیت و نیازهای ویژه باشد (معلولیت جسمی، ذهنی، یا اختلالات رفتاری) خانواده متقاضی می باید دارای تخصص بوده و یا دوره های آموزشی متناسب با نیازهای کودک را گذرانده باشد.
 
12- ارائه خدمات توانبخشی مورد نیاز به کودک معلول با هماهنگی معاونت امور توانبخشی بر عهده سازمان خواهد بود.
 
تسهیلات لایحه فرزندخواندگی برای ایرانیان خارج از کشور
 
در خبرها آمده بود که کلیات لایحه فرزندخواندگی در مجلس ایران به تصویب رسیده است و در حال حاضر جزییات این لایحه در کمیسیون اجتماعی مجلس در دست بررسی است. این لایحه شرایط سخت واسپاری فرزند در ایران را تسهیل می‌کند و در صورت تصویب نهایی آن توسط مجلس و شورای نگهبان، امکان اعطای سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی به اتباع ایرانی خارج از کشور نیز فراهم خواهد شد. البته مراقبت از کودک ابتدا به صورت آزمایشی و به مدت 6 ماه به آنها واگذار می‌شود که در این مدت باید در ایران بمانند و پس از گذراندن این دوره که تحت نظارت سازمان بهزیستی صورت می‌گیرد فرزند با نظر دادسرا و بهزیستی به آنها واگذار شده و می‌توانند وی را با خود به خارج از کشور ببرند.
 
در لایحه جدید برخی قوانین دست و پا گیر گذشته همچون "واگذاری یک سوم اموال به نام کودک به عنوان پشتوانه مالی" اصلاح شده است و خانواده متقاضی می‌تواند "با تضمین عینی یا معرفی ضامن" تعهد به تملیک بخشی از اموال یا حقوق را ارائه کند تا بر اساس آن مثلا پنج سال دیگر یک‌سوم اموال خود را به نام فرزندخوانده کند. براساس اصلاحات جدید شرط گذشت پنج سال از زمان ازدواج حذف شده و در صورتی که پزشک ناباروری زوجین را تایید کند، امکان واگذاری فرزند به آن‌ها به وجود می‌آید. در گذشته فقط کودکان بی سرپرست شرایط فرزندخواندگی را دارا بودند که تعداد متقاضیان نیز تقریبا 8 برابر این کودکان بود اما در قانون جدید کودکان بد سرپرست نیز می توانند به خانواده جایگزین و امین موقت سپرده شوند. براساس آمارهای اعلام شده از سوی سازمان بهزیستی درحال حاضر 21 هزار کودک تحت پوشش هستند که  85 درصد از مجموع کودکان یاد شده، بدسرپرست و 15 درصد نیز بدون سرپرست هستند. در لایحه جدید امکان واسپاری فرزند به زنان مجرد بالای سی سال و زنان مطلقه نیز پیش بینی شده است که اگر تا مرحله تصویب تغییر نکند گام مهمی در تسهیل واسپاری فرزند به زنان خواهد بود.
کانادایی‌ها هرساله در حدود 2,000 کودک خارجی را به فرزندخواندگی قبول می‌کنند. شهروندان کانادایی برای به عهده گرفتن سرپرستی کودکی که خارج از کانادا زندگی می‌کند باید هم نیازمندی‌های قوانین فرزندخواندگی ایالتی که در آن زندگی می‌کنند و هم نیازمندی‌ها و شرایط قوانین فرزندخواندگی کشوری که کودک در آن زندگی می‌کند را احراز کنند. بر اساس قانونی که از 23 دسامبر سال 2007 در حال اجراست کسانی که پس از 14 فوریه سال 1977 توسط شهروندان کانادایی به فرزندخواندگی پذیرفته شده اند، می‌توانند مستقیما و بدون نیاز به اینکه ابتدا اقامت دائم کانادا را کسب کنند برای دریافت شهروندی کانادا اقدام نمایند. بدین منظور باید فرزندخواندگی در خارج از کانادا صورت گرفته باشد، حداقل یکی از والدین در هنگامی که فرزندخواندگی کودک محرز شده است شهروند کانادا بوده باشند، و فرزندخواندگی تمام روابط قانونی کودک با والدین قبلی را قطع و رابطه قانونی فرزند - والدینی جدیدی را بین فرزندخوانده و والدین جدیدش ایجاد نموده باشد. اگر فرزندی را از خارج از کاناد به فرزندخواندگی قبول کرده‌اید اما شرایط یاد شده در مورد شما صدق نمی‌کند می‌توانید از طریق مهاجرت خویشاوندی و اسپانسر کردن کودک خود زمینه مهاجرت وی به کانادا را فراهم کنید.شرایط و نیازمندی‌های لازم برای اسپانسر کردن فرزندخوانده جهت دریافت اقامت دائم کانادا به طور خلاصه به قرار زیراست.
 
بر اساس قوانین گروه مهاجرت خویشاوندی تنها فرزند یا فرزند خوانده وابسته را می‌توان برای دریافت ویزای اقامت دائم کانادا اسپانسر کرد. اسپانسر باید شهروند کانادا یا مقیم دائم این کشور، حداقل 18 ساله، و در حال زندگی در کانادا باشد. فرزندخواندگی باید با اطلاع و رضایت والدین اصلی و به صورت کاملا قانونی انجام گرفته باشد و از نظر قوانین فدرال و ایالتی کانادا (ایالتی که در آینده محل زندگی کودک خواهد بود) و نیز قوانین کشورمبدا مشکلی نداشته باشد. فرزندخواندگی همچنین باید تمام روابط قانونی کودک با والدین قبلی را قطع و رابطه قانونی فرزند - والدینی جدیدی را بین فرزندخوانده و والدین جدید وی ایجاد نموده باشد.
 
البته جزییات و شرایط دیگری در مورد اسپانسر کردن فرزندخوانده وجود دارد که در حوصله این بحث نیست و می‌توان آنها را در مقاله یا مقالات جداگانه‌ای مورد بحث و بررسی قرار داد.
 
Top of Form
 
 
 
فرزند خواندگی در آینه ی قرآن
 
 
پذیرش کودکان بی سرپرست و یتیمان به فرزندی، خواه به منظور کمک به آنان و خواه در جهت رفع نیازهای معنوی پدران و مادرانی که به هر دلیل فاقد فرزند هستند، از دیرباز در جوامع بشری معمول و مرسوم بوده است. از این رو، پذیرفتن فردی که فرزند واقعی و طبیعی زوجین محسوب نمی گردد، تحت عنوان فرزند خواندگی در جوامع گوناگون از سابقه ای طولانی برخوردار است.
 
در ایران باستان به ویژه در زمان ساسانیان فرزند خواندگی مورد پذیرش و مرسوم بوده است. خصوصاً با توجه به نقشی که دین زرتشت در آن ایّام داشته و اعتقاداتی که زرتشتیان در مورد فرزند خواندگی دارند و فرزند خوانده را در حکم فرزند حقیقی دانسته و آثار رابطه پدر و فرزندی را بر آن حاکم می دانند، نهاد فرزند خواندگی دارای جایگاه ویژه ای بوده است چنان که در این باره گفته شده است:
 
 
 
 
 
 
 
«زرتشتیان معقتد بودند که فرزند عنوان پل صراط را دارد و کسی که فرزند نداشته باشد قادر نیست در روز قیامت از پل صراط بگذرد. لذا کسانی که صاحب فرزند نبودند برای رفع این نقیصه و طلب آمرزش و عبور از پل مزبور، فرزند بدلی برای خود انتخاب می کردند.
 
هندیان و ایرانیان و مردم چین قدیم چون باقی ماندن و دایر بودن کانون خانواده را لازم می دانستند و می بایست که به طور مرتب مراسم خاصی را برای نیاکان درگذشته خویش انجام دهند، به فرزند خواندگی اهمیت می دادند و اگر کسی فرزندی نداشت با شیوه های مختلف بر حسب عادات ملی فردی را به فرزندی می گرفت. فرزند خواندگی در بین یونیان نیز رایج و متداول بوده است.
 
چنانچه به تفصیل خواهیم دید، به تصریح قرآن فرزند خواندگی در زمان حضرت موسی (ع) و نیز در زمان حضرت یعقوب (ع) امری متداول و رایج بوده و در عربستان پیش از ظهور اسلام نیز نمود داشته و افراد چندی توسط دیگران به فرزندگی گرفته شده اند که از جمله آن ها زیدبن حارثه فرزند خوانده پیامبر اسلام (ص) می باشد.
در جاهلیت این عمل با عنوان «دعاء» و «تبنی» رایج بوده، و همچنین در بین امت های مترقی آن روز، مانند روم و فارس که وقتی کودکی را پسر خود می خواندند، احکام فرزند صلبی را در حق او اجراء می کردند، یعنی اگر دختر بود ازدواج با او را حرام می دانستند، و چون پدر خوانده می مرد، به او نیز مانند سایر فرزندان ارث می دادند.
فرزند خواندگی در صورتی مقبول است که امکان به فرزندی گرفتن فردی که به فرزندی گرفته می شود باشد، از این رو چنانچه فرد جوانی شخص پیری را به فرزندی بگیرد فرزند خواندگی معنی ندارد، همین طور اگر انسان، حیوانی را به فرزندی بگیرد معقول و منطقی نیست.
 
 
 
فرزند خواندگی در حقوق موضوعه
 
فرزند خواندگی در سیستم های حقوق کشورهای مختلف جهان نیز به شیوه های متفاوتی انعکاس یافته و در ارتباط با آن تعاریف گوناگونی ارائه شده است، چنانچه برخی گفته اند: «فرزند خواندگی یا تبنی آن است که کس دیگری را که فرزند نَسبی او نیست به فرزندی بپذیرد. فرزند خواندگی در صورتی که به رسمیت شناخته شده باشد، نوعی قرابت ایجاد می کند، قرابتی که صرفاً حقوقی است نه طبیعی، به عبارت دیگر با قبول فرزند خواندگی، قانون یک رابطه ی مصنوعی پدر – فرزندی یا مادر – فرزندی بین دو نفر ایجاد می کند.»
 
با توجه به مقررات حقوق اسلام، در حقوق ایران نهادی به عنوان فرزند خواندگی به این مفهوم که فرزند خوانده از هر حیث در حکم فرزند واقعی باشد و از آثار رابطه بنوت بهره مند شود، وجود ندارد، اما با توجه به آن که نوع دوستی و کمک به نیازمندان در فرهنگ ایران و فرهنگ اسلام مورد تأکید و پذیرش قرار گرفته و به دلیل تأکیداتی که در اسلام در مورد ضرورت رسیدگی به ایتام و اطفال بی سرپرست مطرح شده است، مقرارت مدونی به منظور سرپرستی اطفال بی سرپرست وضع گردیده و اجرا می شود که بعضاً از آن به فرزند خواندگی ناقص تعبیر شده است. این مقررات در قانون اساسی و قوانین عادی انعکاس یافته است. به موجب بند دوم از اصل بیست و یکم، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت موظف به حمایت از مادران و کودکان بی سرپرست گردیده و قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 1353، نیز به منظور تأمین منافع مادی و معنوی آنان، شرایط خاصی را برای خانواده هایی که می خواهند سرپرستی اطفال بدون سرپرست را به عهده بگیرند وضع نموده است. ماده 11 قانون مذکور، وظایف و تکالیف سرپرست و طفل تحت سرپرستی او را از لحاظ نگاهداری و تربیت و نفقه و احترام، با حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر برابر نهاده است.
 
فرزند خواندگی در عهد انبیاء الهی:
 
 
فرزند خواندگی در زمان حضرت یعقوب (علیه السلام)
 
قرآن از وجود و رواج فرزند خواندگی در زمان حضرت یعقوب (ع) خبر داده و در مورد حضرت یوسف (ع) اشاره نموده که عزیز مصر در هنگام مشاهده یوسف (ع) به همسرش توصیه کرده که یوسف را گرامی می دارد، باشد که در آینده برایشان مفید واقع شود و یا ایشان را به فرزندی بگیرند، خداوند در این باره فرموده:
(وَ قالَ الَّذِی اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لامْرَأتهِ أکْرمی مَثْواهُ عَسی أنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخَذَهُ وَلَدَاً وَ کَذلکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْآرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأوِیلِ الْاَحادیثِ وَ اللهُ غالبٌ عَلی أمْرِهِ وَ لکِنَّ أکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ) (یوسف، آیه 21)
و آن کسی که او را از سرزمین مصر خرید [عزیز مصر] به همسرش گفت: مقام وی را گرامی دار (و به چشم بردگان
 
به او نگاه نکن) شاید برای ما سودمند باشد و یا او را به عنوان فرزند انتخاب کنیم.
 
وقتی که عزیز مصر یوسف را خرید، او ده ساله بود و سیزده سال در خانه عزیز اقامت داشت، و در سنّ سی سالگی ریّان بن ولید (عزیز مصر) او را به وزرات خود برگزید، و در سی و سه سالگی خداوند به او حکمت و علم آموخت و هنگامی که صد و بیست ساله بود از دنیا رحلت فرمود. گفته شده است عزیز مصر او را به چهل دینار و یک جفت کفش و دو جامه سفید، خرید.
 
از آیه یاد شده استفاده می شود که عزیز مصر که پادشاه یا وزیر مصر بوده عقیم یا عنین بوده و فرزندی نداشت و در اشتیاق فرزند به سر می برد، هنگامی که چشمش به این کودک زیبا و برومند افتاد، دل به او بست که به جای فرزند برای او باشد. علی بن ابراهیم قمی به عقیم بودن عزیز مصر تصریح کرده و گفته: «و لم یکن له ولد». با توجه به این امر مفسران چندی آیه یاد شده را دلیل بر وجود فرزند خواندگی در زمان حضرت یعقوب و امت های گذشته گرفته و عبارت «نتخذه ولداً» را به صورت فرزند خواندگی یا تبنی تفسیر نموده اند.
 
فرزند خواندگی در زمان حضرت موسی (ع):
 
 
از پاره ای از آیات قرآن استفاده می شود که فرزند خواندگی در زمان حضرت موسی (ع) امری متداول و رایج بوده، زیرا پس از آن که مادر حضرت موسی (ع) را به درون صندوق نهاد و در دریا انداخت، فرعون در حالی که آسیه (همسرش) با او بود در رود نیل سیاهی را دید که امواج آب آن را بالا می آورد و باد حرکتش می دهد تا آن که به درب قصر فرعون رسید، فرعون دستور داد او را از آب گرفتند و پیش او بردند، وقتی صندوق را باز کرد کودکی را در آن یافت و گفت: این کودک اسرائیلی است، خداوند متعال محبّت شدیدی از موسی (ع) را در قلب فرعون القا نمود و هم چنین در قلب آسیه همسر فرعون و فرعون وقتی خواست او را بکشد زن فرعون گفت روشنی چشم من و تو باشد او را نکشید شاید نفع او به ما برسد یا او را برای خود به فرزندی بگیریم.
 
(وَ قالَتِ امْرَأتُ فِرْعَوْنَ قُرَّة عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لا تَقْتُلُوهُ عَسی أنْ یَنْفَعَناَ أوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً).(قصص، آیه 8)
سخن آسیه از آن روی بوده که فرعون دارای فرزند نبود، و آسیه از این راه می خواست او را به طمع بیندازد، تا به این وسیله او را به فرزندی بگیرد و از نفع وی بهره مند شود. فرعون، موسی (ع) را به آسیه بخشید و آسیه به تربیت موسی (ع) مشغول شد.
 
برخی از مفسرین اشاره نموده اند که فرعون فرزند ذکور نداشته و از همین روی پیشنهاد فرزند خواندگی موسی (ع) را مطرح نموده است.
 
فرزند خواندگی در زمان جاهلیت:
 
 
آیات قرآن نشان دهنده آن هستند که پیش از ظهور اسلام در محیط عربستان فرزند خواندگی امری متداول و رایج بوده است، علت رواج فرزند خواندگی در زمان مزبور آن بوده که قوام و بقای جامعه و خانواده به مردان و اولاد ذکور دانسته می شد و زنان در این خصوص حقی نداشتند و تبع مردان به حساب می آمدند، علامه طباطبائی در این باره گفته است: «و همین که دیدید می گفتند که قوام اجتماع به وجود مردان است، باعث شد که معتقد شوند به این که اولاد حقیقی انسان، فرزندان پسر می باشند، و بقای نسل به بقای پسران است، (و اگر کسی فرزند پسر نداشته باشد و همه فرزندانش دختر باشند، در حقیقت بلا عقب و اجاق کور است)، و همین اعتقاد منشأ پیدایش عمل تبنی (فرزندگیری) شد، یعنی باعث آن شد که اشخاص بی پسر، پسر دیگری را فرزند خود بخوانند و ملحق به خود کنند، و تمامی آثار فرزند واقعی را در مورد او هم مترتب سازند، برای این که می گفتند خانه ای که در آن فرزند پسر نیست محکوم به ویرانی و نسل صاحب خانه محکوم به انقراض است، لذا ناچار می شدند بچه های پسر دیگران را فرزند خود بخوانند، تا به خیال خودشان نسلشان منقرض نشود، و با این که می دانستند این فرزند خوانده، فرزند دیگران است و از نسل دیگران آمده، با این وجود فرزند قانونی خود به حساب می آوردند، و به او ارث می دادند و از او ارث می بردند، و تمامی آثار فرزند صلبی را در مورد او مترتب و جاری می کردند. و وقتی مردی از این اقوام یقین می کرد که عقیم است و هرگز بچه دار نمی شود، دست به دامن یکی از نزدیکان خود از قبیل: برادر و برادرزاده می شد، و او را به بستر همسر خود می برد تا با او جماع کند، و از این جماع فرزندی حاصل شد، و او آن فرزند را فرزند خود بخواند و خاندان او باقی بماند.»
بر این اساس فرزند خوانده ها از تمام حقوقی که فرزندان حقیقی برخوردار بودند، از جمله ارث برخوردار بودند، چه آن که در زمان جاهلیت مردم از سه طریق از یکدیگر ارث می بردند که عبارت بودند از:
(1)– نسب که در اولاد مذکر و جنگجویان مرد منحصر بود و از این رو زنان و کودکان از ارث محروم می شدند.
(2)– از طریق فرزند خواندگی، یعنی به فرزندی گرفتن فرزندان دیگران، که صیغه ای شبیه عهد و سوگند (ولاء) داشته است.
 
(3)– از طریق عهد و سوگند که از آن به ولاء تعبیر می شد، به گونه ای که فردی به شخص دیگر در حالی که دست یکدیگر را گرفته بودند می گفت: «دمی دمک و هدمی هدمک و ناری نارک و حربی حربک و سلمی سلمک و ترثنی و ارثک و تطلب بی و اطلب بک و تعقل عنی و اعقل عنک» پس از آن فرد هم پیمان به مقدار یک ششم از میراث هم پیمان خود ارث می برد. در آغاز اسلام و پیش از نزول آیات ارث وضع به همین منوال بود، اما به سرعت برادری اسلامی جای آن را گرفت و فقط مهاجرین از انصار که با ایشان عقد اخوّت و برادری بسته بودند ارث می بردند، پس از آن که اسلام توسعه بیشتری یافت، توسط آیات ارث، حکم ارث خویشان سببی و نسبی تشریع شد و حکم برادری اسلامی در زمینه ارث نسخ گردید.
 
در زمان جاهلیت برای فرزند خواندگی در جلسه عمومی و در حضور مردم کودک یا بچه مورد نظر به فرزندی گرفته می شد، از جمله کسانی که به فرزندی گرفته شدند می توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
1-زید بن حارثه بن شراحیل کلبی که پس از فوت پدرش حارثه تحت سرپرستی جدش قرار گرفت و در کودکی از قبیله اش کلب اسیر شد و حکیم بن حزام آن را برای عمه اش خریداری کرد و خدیجه همسر پیامبر اکرم (ص) را به پیامبر (ص) هدیه نمود و حضرت ایشان را آزاد کرد، پس از مدتی پدربزرگش و عمویش که در جستجوی او بودند، او را پیدا کردند و پیامبر (ص) زید را بین باقی ماندن نزد خویش یا رفتن نزد پدربزرگش مخیر نمود و زید باقی ماندن نزد پیامبر (ص) را ترجیح داد، از همین روی موجب ناراحتی پدربزرگش از وی شد و پیامبر (ص) او را به فرزندگی گرفت، و قریش را گواه گرفت که آن دو از هم ارث می برند و از آن پس زید بن محمد نامیده شد، این امر در زمانی اتفاق افتاده که پیامبر (ص) به پیامبری مبعوث نشده بود.
 
بر اساس روایت و نقلی دیگر، پدر زید در جستجوی فرزندش می رود و پس از مدتی او را نزد رسول خدا (ص) می یابد و از او می خواهد که به خانواده اش ملحق شود و رسول خدا (ص) او را به ماندن نزد خودش یا ملحق شدن به خانواده اش مخیر می سازد و زید، پیامبر (ص) را بر خانواده اش ترجیح می دهد و پس از ناراحتی پدرش رسول خدا (ص) او را به فرزندی می گیرد.
 
2- حذیفه که سالم غلام خویش را به فرزندی گرفت.
 
3- خطاب پدر عمر که عامربن ابی ربیعه را به فرزندی گرفت.
 
4- مقداد بن عمر که اسود به عبد یغوث او را به فرزندی گرفته و همین نسبت برای او شهرت یافته و از این روی مقداد بن اسود نامیده شده است. وی در هنگام نزول آیات مربوط به الغای فرزند خواندگی خودش را مقداد بن عمرو نامیده است.
 
فرزند خواندگی در عصر اسلام:
 
 
در هنگام ظهور اسلام نیز فرزند خواندگی امری متداول و رایج بوده به گونه ای که مسلمانان برخی از یتیمان را به فرزندی گرفته و با ایشان همانند فرزندانشان رفتار می کردند. این امر با توجه به توصیه های مکرر اسلام نسبت به یتیمان و محبت ورزیدن به ایشان و نخوردن اموال آن ها امری مطلوب و پسندیده بوده است، با نزول آیات مربوط به فرزند خواندگی جاری شدن قوانین مربوط به فرزندان حقیقی در خصوص فرزند خوانده ها لغو شد.
آیاتی که در خصوص فرزندان خواندگی در زمان اسلام سخن می گویند به چند دسته تقسیم می شوند:
 
الف- آیاتی که در آن ها از انتساب فرزندان به غیر پدرانشان نهی می کنند:
 
1 و 2- (... و ما جَعَلَ أْدْعِیاءکُمْ أبْناءَکُمْ ذلکَمْ قَوْلُکُمْ بِأفْواهِکُمْ وَ اللهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ یَهْدِی السَّبیل. ادْعُوهُمْ لأبائِهِمْ هُوَ أقْسَطُ عنْدَ اللهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُکُمْ فِی الِّدینِ وَ مَوالِیکُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ فیما أخْطَأتُمْ بِهِ وَ لکنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً).(احزاب، آیه 5)
 
در تفسیر قمی در ذیل آیه «وَ ما جَعَلَ أْدْعِیاءکُمْ أبْناءَکُمْ» می گوید: پدرم از ابن ابی عمیر، از جمیل، از امام صادق (ع) برایم حدیث کرد، که فرمود: سبب نزول این آیه این بود که وقتی رسول خدا (ص) با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرد، به منظور تجارت از مکه به عکاظ رفت و در آن جا زید را دید که در معرض فروش قرار گرفته، او را جوانی زیرک و تیزهوش و عفیف یافت، پس وی را خریداری کرد، و همین که به نبوت رسید، زید را به اسلام دعوت نمود، و زید مسلمان شد، از آن روز مردم به وی می گفتند: مولی محمد (ص).
 
در آیات یاد شده، کلمه «ادعیاء» جمع دعی، به معنی پسرخوانده است که در آیات یاد شده توصیه شده که فرزند خوانده ها به نام پدرانشان صدا زده شوند نه به نام پدر خوانده ایشان، و چنانچه نام پدران واقعی ایشان مجهول باشد، ایشان را با نام مولی (دوست یا برادر) صدا بزنند و چنانچه از روی خطاء نه عمد ایشان را با نام پدر خوانده هایشان صدا بزنند ایرادی ندارد. 
ظاهر آیه نشان دهنده آن است که چنانچه از روی عمد به شیوه زمان جاهلیت فرزند دیگری را فرزند خود بخوانند حرام است، اما اگر به شیوه یاد شده نباشد و مثلاً شخص بزرگتر شخص کوچکتر را از روی دلسوزی و مهربانی فرزند خود بنامد حرام نمی باشد، با این وجود برخی از فقهاء چنین تعبیری را به دلیل تشبه به کفار مکروه دانسته اند. در این خصوص تفاوتی نمی کند فردی که به نام پدر خوانده اش منتسب می شود مذکر باشد یا مؤنث، هر چند که در زمان جاهلیت فرزند خواندگی مؤنث روی نداده است. همان طور که انتساب فرزند به غیر پدر ممنوع است انتساب شخص بزرگ به شیوه زمان جاهلیت به غیر پدرانشان با علم به این که پدر ایشان نیستند ممنوع می باشد و بسیاری از دانشمندان اسلامی آن را از گناهان کبیره برشمرده اند. در پاره ای از روایات انتساب فرزندان به غیر پدرانشان مورد نکوهش قرار گرفته، چنانچه گفته شده که پیامبر (ص) فرموده اند: «من ادعی الی غیر ابیه او تولی غیر موالیه فعلیه لعنة الله و الملائکهة و الناس اجمعین.» همچنین در حدیث دیگری فرموده اند: «ثلاث فی الناس کفر: الطعن فی النسب و النیاحة علی المیت و الاستمطار بالنجوم». همچنین در حدیث دیگری آمده است که «ملعون من فرق».
 
ب- آیاتی که از عدم شمول ارث برای فرزند خوانده ها سخن می گویند:
 
 
چنانچه گذشت در زمان جاهلیت، فرزند خواندگی و برادر خواندگی از جمله اسباب ارث بشمار می رفت که اسلام در طی آیاتی آن ها را رد کرده و نسبیت واقعی را از جمله اسباب ارث برشمرده است، از جمله:
(1)- النَّبیُّ آوْلی بِالْمؤمِنینَ مِنْ أنْفُسِهِمْ وَ أزْواجُهُ اُمَّهاتُهُم وَ أولُوا الْأرحامِ بَعضُهُمْ أوْلی بِبَعْضٍ فِی کتابِ اللهِ مَن الْمُؤمنینَ و الْمُهاجرینَ إِلَّا أنْ تَفْعَلُوا إِلی أولِیائِکُمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً. (احزاب، آیه 6)
پیامبر (ص) به مؤمنان اولی و شایسته تر است از – خودشان و همسران او مادران ایشان هستند و صاحبان رحم
(خویشاوندان) بعضی از آن ها اولی و مقدّم بر برخی دیگر هستند در کتاب خدا از مؤمنان و مهاجران مگر آن که به دوستانتان خوبی کنید (از طریق وصیت و...)، این در کتاب خدا نوشته شده است.
 
قسمت اول آیه در خصوص گروهی سخن می گوید که پیامبر (ص) ایشان را به جهاد فراخواند و آن ها گفتند که باید از پدران و مادرانشان اجازه بگیرند و آیه با بیان این که پیامبر (ص) به منزله پدر مؤمنین است سخن ایشان را رد کرده و اشاره می کند که با توجه به آن که پیامبر (ص) پدر مؤمنان است دلیلی ندراد که برای او فرزندی خاص مثل یزید را قایل شویم. قسمت دوم آیه در خصوص حرمت ازدواج مؤمنان با زنان رسول خدا (ص) صحبت می کند، و قسمت سوم آیه را بیان این که خویشاوندی حقیقی از اسباب ارث است، سبب ارث بودن فرزند خواندگی و برادر خواندگی، مثل برادر خواندگی بین انصار و مجاهدین و موارد دیگر را نفی می کند. این مفهوم در آیه 75 سوره انفال نیز آمده که خداوند در
 
آن فرموده است. «اولو الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله».
 
هر چند که آیه فرزند خواندگی و برادر خانوادگی و... را از اسباب ارث نمی داند، با این وجود نیکی و توجه مالی به ایشان را از طریق دیگر همچون وصیت و هبه نفی نمی کند، زیرا اطلاق و شمول معروف، موارد یاد شده و مشابه آن را نفی نمی کند، چنانچه موارد یاد شده در حال بیماری متصل به موت یا مربوط به پس از مرگ باشد، باید از ثلث مال تجاوز نکند و در صورت تجاوز رضایت وراث شرعی ضروری است.
 
(2)- یُوصیکُمُ اللهُ فی أوْلادکُم للذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الاُنثَیَیْنِ فَإنْ کُنَّ نساءً فَوقَ اثنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَکَ وَ إِنْ کانّتْ واحِدَةً فَلَهَا النَّصْفُ وَ لأبَوَیْه لِکُلِّ واحد مْنهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَذٌ وَ وَرِثَهُ أبَواهُ فَلاُمَّةِ الثُّلُثُ فَإِنْ کانِ لَهُ إخْوَةٌ فَلِاُمِّه السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصیَّة یُوصِی بِها أو دَیْنٍ أباؤُکُمْ وَ أبناؤُکُمْ لا تَدْرُونَ أیُّهُمْ أقرَبُ لَکُمْ نَفْعاً فَریضةً مِنَ اللهِ إِنَّ اللهَ کانَ عَلِیماً حکیماً. (نساء، آیه 11)
 
خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش می فرماید که (از میراث) برای پسر به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما (دو دختر و) بیش از دو دختر بوده باشد دو سوم میراث از آن ها است و اگر یکی بوده باشد نیمی (از میراث) از آن او است، و چنانچه میت فرزندی داشته باشد، برای پدر و مادر آن میت هر کدام یک ششم میراث است، و اگر میت فرزندی نداشته باشد و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند برای مادر او یک سوم است و اگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم می برد (همه اینها) بعد از انجام وصیتی است که میت کرده است و بعد از ادای دین است – شما نمی دانید پدران و مادران و فرزندانتان کدامیک برای شما سودمندترند – این فریضه الهی است و خداوند دانا و حکیم است.
این آیه و آیات بعد در سوره نساء و دیگر آیات ارث که در آن ها میزان سهم هر یک از وارث بیان شده بیان می دارند که نسب از اسباب ارث مقبول از نظر اسلام است و بر خلاف جاهلیت و آغاز اسلام، فرزند خواندگی و برادر خواندگی و موارد دیگر از اسباب ارث نمی باشند. علاوه بر آن افرادی همچون، بنده، مرتد، مکاتب، ام ولد، قاتل عمدی، اهل دو ملت یا دو مذهب مختلف بودن، مجهول بودن وارث، مجهول بودن تاریخ موت از ارث ممنوع می باشند.
 
 
 
 
 
ج- آیاتی که به لحاظ محبت، فرزند خواندگی را نفی می کنند:
 
 
بر اساس این نوع آیات، جمع بین فرزند خوانده و فرزند واقعی ممکن نیست، یعنی امکان ندارد که دو نوع محبت متضاد در فردی جمع شود، یعنی محبت به عنوان فرزند خوانده با محبت به عنوان فرزند واقعی قابل جمع نیستند، زیرا امکان ندارد که در یک سینه دو دل وجود داشته باشد که با یکی چیزی را دوست بدارد و با دل دیگر متضاد همان چیز را، بر همین اساس خداوند فرموده:
 
«ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوفِهِ» (احزاب، آیه 4) «خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده است.»
بر اساس آیه مورد بحث، فرزند دیگری را فرزند خود خواندن دو متنافی است که در یک قلب جمع نمی شود. همان طور که ظهار که در دنباله آیه بیان شده، یعنی همسر خود را به مادر خود تشبیه نمودن و او را مادر نامیدن جمع بین دو متنافی غیرقابل جمع در دل می باشد. با توجه به آن که دنباله آیه مورد بحث در خصوص فرزند خواندگی زید بن حارثه سخن می گوید، آیه به نوعی برای رد فرزند خواندگی مقدمه چینی نموده و مخاطب را برای پذیرش آن آماده می فرماید.
 
د- آیاتی که فرزند خواندگی را موجب محرومیت و مصاهرت نمی دانند:
 چنانچه گذشت، در زمان جاهلیت و آغاز ظهور اسلام فرزند خوانده ها از حیث ارث و محرومیت و عدم جواز ازدواج پدر خوانده ها با همسران فرزند خوانده ها قوانین پدران و فرزندان واقعی داشتند، اما با نزول آیاتی این قوانین تغییر یافت و به موجب پاره ای از آیات مسأله محرومیت و عدم جواز ازدواج پدر خوانده ها با همسران فرزند خوانده هایشان و نیز عدم ازدواج فرزند خوانده ها با همسران پدر خوانده هایشان لغو گردید، که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
(1)- حُرِّمَت عَلَیْکِم اُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أخَواتَکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خالاتُکُمْ وَ بَناتُ الأخِ وَ بَناتُ الأخْتِ وَ أمَّهاتُکُمُ اللَّاتِی أرْضَعْنَکُم وَ أخَواتُکُمْ مِنَ الرِّضاعَةِ وَ أمَّهاتُ نِسائِکُمْ وَ رَبائِبکُمُ اللَّاتی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسائِکُمُ اللَّاتی دَخَلتُمْ بِهِن فَإنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَیکُمْ وَ حَلائِلُ أبْنائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أصْلابِکُم. (نساء، آیه 23)
حرام شد بر شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمّه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادر زن و دختران زن که در دامن شما تربیت شده اند اگر با زن مباشرت کرده باشید پس اگر دخول با زن نکرده طلاق دهید باکی نیست که با دخترش ازدواج کنید، و نیز حرام شد زن فرزندان صلبی (نه زن پسرخوانده) شما.
 
در این قسمت آیه و دنباله آن، محارمی که محرم انسان بوده و به این دلیل ازدواج با آن ها ممنوع است معرفی شده اند، از جمله محارم مورد اشاره، که جمله «حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم» به آن اشاره دارد زنان فرزندان صلبی می باشند که بر پدران واقعی شان حرام می باشند، قید «اصلابکم» نشانگر آن است که مسأله حرمت ازدواج بر خلاف سنت رایج در زمان جاهلیت و اوایل ظهور اسلام، شامل زنان فرزندان غیر صلبی یا فرزند خوانده ها نمی شود.
از سویی بر اساس آیه «و لا تنکحوا ما نکح آبائکم» (نساء، آیه 22) ازدواج نکنید با زنانی که پدرانتان با ایشان ازدواج نموده اند، ازدواج فرزندان واقعی یا صلبی با همسر پدران واقعی حرام و ممنوع است، این امر نیز فرزند خوانده ها و نیز پدر خوانده ها را شامل نمی شود.
 
با توجه به آن که سه نوع فرزند قابل تصور اســــــت که عبارتند از: فرزندان نسبی و فرزندان رضاعی و فرزند خوانده ها، مسأله عدم محرومیت در مورد فرزند خوانده ها و همسران ایشان و پدر خوانده هایشان و نیز همسران پدر خوانده ها و پسر خوانده هایشان، در خصوص رضاع صادق نیست، یعنی ممکن است که از طریق رضاع و شیرخوارگی بین موارد یاد شده محرومیت ایجاد شود. از همین روی است که در خصوص سالم یکی از فرزند خوانده های زمان جاهلیت گفته شده که، پیامبر (ص) برای محرومیت وی با مادر خوانده اش به مادر خوانده اش فرموده: او را شیر بده و سهله مادر خوانده وی با رسول خدا (ص) عرض کرده چگونه به او شیر دهم در حالی که وی مرد بزرگی است؟ و حضرت تبسم نموده و فرموده اند: دانستم که وی مرد شده است. از سویی سالم در یک خانه با خانواده پدر خوانده اش ابوحذیفه سکونت داشته و در هنگام نزول آیه «ادعوهم لابائهم» (احزاب، آیه 5) ورود سالم به منزل ابوحذیفه برای ابوحذیفه ناخوشایند بود و از طرفی اختصاص منزلی دیگر به سالم دشوار بود، از همین روی ابوحذیفه نزد رسول خدا (ص) آمده و از ایشان چاره می خواهد. و براساس دیدگاه اهل سنت، رسول خدا (ص) به دلیل ضرورت، برای حلال شدن سالم که مردی شده بود راه حل ارضاع را پیشنهاد می کنند، این راه حل مخصوص سالم بوده و موارد مشابه را شامل نمی شود، چه آن که براساس دیدگاه فقهی اهل تسنن به شرط دو ساله و حداکثر دو ساله و نیم بودن فرزند شیرخوار امکان نشر حرمت و ایجاد محرومیت وجود دارد.
 
 
 
 
 
(2)- وَ إذْ تَقُولُ للَّذی أنْعَمَ اللهُ عَلَیْهِ وَ أنْعَمْتَ عَلَیْهِ أمْسُکْ عَلَیْکَ زَوجَکَ وَ اتَّقِ اللهَ وَ تُخْفِی فِی نَفْسُکَ مَا اللهُ مُبْدِیه وَ تَخْشَی النَّاسَ وَ اللهُ أحَقُّ أنْ تَخْشَاهُ فلَمَّا قَضی زَیْدٌ مُنْها وَطَراً زَوَّجْناکَها لکَیْ لا یَکُونَ عَلَی المُؤمِنینَ حَرَجٌ فِی آزْواجِ أدْعیائهِمْ إذا قَضَوا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ کانَ أمْرُ اللهِ مَفْعُولا. (احزاب، آیه 37)
 
و هنگامی که به کسی که هم خداوند و هم خود تو در حق او نیکی کرده بودی، گفتی همسرت را نزد خویش نگه دار و طلاق مده و از خداوند پروا کن و چیزی را در دل خود پنهان می داشتی که خداوند آشکار کننده آن بود و از مردم بیم داشتی، حال آن که خداوند سزاوارتر است به این که از او بیم داشته باشی، آن گاه چون زید از او حاجت خویش برآورد، او را به همسری تو برآوریم، تا برای مؤمنان در مورد همسران پسر خواندگانشان – به ویژه آن گاه که از ایشان حاجت خویش را برآورده باشند – محظوری نباشد، و امر الهی انجام یافتنی است.
 
براساس آیه یاد شده، زید فرزند خوانده رسول خدا (ص) که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دلیل آزاد
 
کردن وی به او لطف نموده است، با زینب ازدواج نموده و به دلیل ناسازگاری با وی نزد رسول خدا (ص) آمده و مسئله طلاق او را پیشنهاد کرده و پیامبر (ص) و پیامبر (ص) زید را از این کار بر حذر داشته و او را به پرهیز و ترس از خدا سفارش فرموده است و هنگامی که رسول خدا (ص) به منصرف کردن زید از جدایی با همسرش موفق نمی شود بین زید و همسرش طلاق و جدایی حاصل شده و پس از آن برای از بین بردن دیدگاه حرمت زنان فرزند خوانده ها بر پدر خوانده هایشان که پیش از آن معمول بوده پیامبر (ص) با همسر زید ازدواج نموده و به این صورت دیدگاه یاد شده را باطل می فرماید، و نشان می دهند که حرمت ازدواج مخصوص زنان فرزندان واقعی است و شامل زنان فرزندان خوانده ها نمی شود:
 
از جمله «وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَی النَّاسَ» استفاده می شود که آنچه رسول خدا (ص) پنهان داشته و به دلیل ترس آن را اظهار نمی کرده وجوب ازدواج وی با همسر زید بوده که به دلیل از بین بردن حرمت ازدواج پدر خوانده با همسر فرزند خوانده صورت گرفته نه به دلیل لذت و هواهای نفسانی.
از سویی نقشه منافقان که می خواستند پس از وفات رسول خدا (ص) زید را به جای علی (ع) وارث و جانشین رسول خدا (ص) قرار دهند باطل و نقش بر آب می شود.
 
نتیجه:
 
 
با توجه به آنچه گذشت نتایج زیر حاصل می شود:
 
1- مسئله فرزند خواندگی قدمت و سابقه خیلی طولانی دارد و در مذاهب گذشته مورد توجه و معمول بوده است، پیش از ظهور اسلام نیز این امر به دلیل وقوع موارد چندی متداول و رایج بوده است.
 
2- امروزه به دلیل آن که بسیاری از خانواده ها امکان فرزندار شدن برای آن ها وجود ندارد، فرزند خواندگی در کشورهای گوناگون جهان امری معمول و متداول و رایج می باشد و در حقوق کشورهای مختلف راهکارهایی برای حمایت از فرزند خوانده ها و خانواده های جدید و قدیم ایشان راهکارهایی پیشنهاد شده است. حقوق ایران نیز با توجه به آن که از منابع اسلامی برگرفته شده نهادی به نام فرزند خواندگی وجود ندارد در عین حال از طریق قوانین دیگری این امر به رسمیت شناخته شده و برای آن شرایط و راهکارهایی بیان شده است.
 
3- با وجود آن که اسلام به صور گوناگون فرزند خواندگی را رد کرده، درعین حال توجه به یتیمان و افراد بی سرپرست را در دستور کار خود قرار داده و مسلمانان را به آن توصیه فرموده است، از همین روی است که در آغاز اسلام نیز فرزند خواندگی متداول و رایج بوده است.
 
4- با توج به توصیه آیات قرآنی در خصوص صدا زدن افراد با نام پدران واقعی شان، چنانچه نام پدران واقعی فرزند خوانده ها مشخص باشد، باید فرزند خوانده ها پدر و مادر واقعی خویش را بشناسند و با آن ها رابطه داشته باشند، همان طور که در خصوص زید بن حارثه که رسول خدا (ص) او را به پیوستن به پدر و فامیل خویش مخبر ساخته و ایشان رسول خدا (ص) را ترجیح داده، روی داده است.
 
5- با توجه به آن که قوانین محرومیت و ازدواج و نیز جریان ارث در خصوص فرزندان صلبی و پدران واقعی قابل قبول است و شامل فرزند خوانده ها نمی شود، محرومیت فرزند خوانده ها از طرق دیگری همچون شیرخوارگی و ازدواج امکان پذیر است، از سویی برای تأمین آینده فرزند خوانده ها و رهایی از مشکل انحصار سبب ارث به خویشان نسبی واقعی، از طریق مواردی چون صلح و همه تأمین آینده فرزند خوانده ها امکان پذیر می باشد و مشکل فقهی و شرعی و قانونی ندارد.
 
6- ابتدا فرزند خواندگی شامل اولاد مذکور بوده و اولاد اناث را شامل نمی شده است اما به تدریج با توجه به جایگاهی که زنان در سایه دین اسلام و علم در جوامع بشری پیدا کرده اند، فرزند خواندگی اولاد اناث را نیز شامل شده است.
منابع و
 
بررسی ابعاد حقوقی فرزند خواندگی وتحویل اطفال به دیگری
 
حقوق کودکان
 
درارتباط با مسائل سرپرستی از کودکان بی سرپرست
 
یکی از مسائل ومشکلاتی که امروزه بتدریج درحال فزونی است ، معضل تحویل طفل ازسوی والدین قانونی وطبیعی به متقاضیان نگهداری فرزند است
 
که گاهی با مقاصد خیرخواهانه واز سوی ترحم ودرجهت رفع مشکل عاطفی خانوادهای فاقد فرزند وازسوی اقوام وبستگان آنها صورت می گیرد وگاهی به صورت غیرقانونی وخلاف اصول انسانی وحقوق بشراز طریق فروش نوزاد ودریافت وجه صورت می گیرد. این اقدامات ، منجر به بی هویت نمودن این فرزندان وتغییر هویت واقعی ایشان می گردد. وبروز مشکلات اجتماعی از قبیل فقدان سند سجلی ، مشکلات اداری وتحصیل وغیره ومراجعه متقاضیان به دادگستری جهت اخذ حکم سرپرستی اینگونه اطفال که امری خلاف قانون است وقراردادن دادگستری وبهزیستی درمقابل کار انجام شده ومشکلات ناشی از استرداد اینگونه اطفال جهت تحویل به والدین قانونی ، موضوع این مقاله است که سعی شده با نگاهی به پیشینه بحث فرزندخواندگی دراسلام وبحث خرید وفروش اطفال درمقررات بین المللی وداخلی به ابعاد مختلف این قضیه توجه وپرداخته شود.
 
امروزه ، وقتی با قرائت تاریخ ، می خوانیم که کودکان در برهه ای از تاریخ زنده به گور می شدند ویا آنان را به عنوان برده می فروختند به شدت متاثر می شویم وتنفر وانزجار خود را از این اقدامات غیرانسانی بروز میدهیم . اما غافل از آن که درجامعه متمدن امروز ، که پیشرفت علم وتکنولوژی با آن دوران به هیچ وجه قابل قیاس نیست ، همچنان برده فروشی وبرده داری به شکل نوین وخرید وفروش کودکان ، تجارتی پرسود درسطح بین المللی به حساب می آید وشاید بهره ای که از علم وتکنولوژی گرفته اند آن است که خرید وفروش اعضای بدن کودکان نیز به موارد فوق افزوده شده است و صد اسف که گاهی شنیده می شود فروش کودکان ونوزادان از سوی خانواده ووالدین در ازاء دریافت مبالغی در برخی از نقاط کشور درحال وقوع است.
 
درعصر حاضر ، کودکان قربانیان مستقیم تزلزل در بنیاد خانواده ،افزایش آمار طلاق ، اعتیاد ، فقر وبیکاری ودرمواردی طمع ورفاه زدگی والدین هستند که نمونه های آن به صورت کودک آزاری ، کودکان خیابانی ، کودکان فراری ، فروش اعضای بدن کودکان ، سوء استفاده جنسی از کودکان واز همه بدتر فروش کودکان ونوزادان وتغییر هویت ویا بی هویتی آنها بروز کرده است .
 
یکی از بارزترین اشکال تضییع حقوق کودک ، جدا ساختن وی از والدین حقیقی وسپردن وی به خانواده دیگر وتلاش درجهت تغییر هویت وی ومحروم ساختن او از حقوق طبیعی وشرعی وی در اثر اینگونه اقدامات غیر قانونی است که متاسفانه گاهی در اثر بی توجهی به رعایت قانون ویا مهربانی وشفقت بیجا ، این اقدامات غیرقانونی با توسل به قانون ، شکل قانونی به خود می گیرد . دراین مقاله درصدد هستیم به این مساله بپردازیم وضمن تحلیل موضوع به بحث فرزند خواندگی ونیز دستورات دین مبین اسلام دراین حقوق پرداخت وضمن اشاره به معایب ومحاسن این موضوع ، واشاره به قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست ، به ابعاد بین المللی وداخلی موضوع فروش کودکان ونوزادان بپردازیم تا اهمیت موضوع وجایگاه آن درقوانین ومقررات روشن شود ودر تصمیم سازی های آتی ، مدنظرمتولیان امر قرار گیرد
به نقل از:http://www.sabteahval.ir/mz/default-8476.aspx

توصیه‌های آیت‌الله مکارم‌شیرازی درباره احکام فرزندخواندگی

توصیه‌های آیت‌الله مکارم‌شیرازی درباره احکام فرزندخواندگی
آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: نمی‌توان نام فرزندخواندگان را در شناسنامه وارد کرد چراکه این کار احکام نسب را تغییر می‌دهد.

به گزارش خبرگزای دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه قم آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در ادامه درس تفسیر قرآن کریم خود در ماه مبارک رمضان که در شبستان امام خمینی حرم مطهر حضرت معصومه(س) برگزار شد، افزود: یکی دیگر از خرافات اعراب جاهلی به فرزند خواندگی گرفتن بچه‌هایی بود که تحت هر عنوانی بی سرپرست بودند.


وی ادامه داد: این کار مشکلی ندارد ولی آن‌ها نام فرزند خود را بر این فرزندان می‌گذاشتند و تفاوتی نیز میان فرزند خود و فرزند خوانده قائل نبودند و در مورد آن‌ها تمام احکام نسب را رعایت می‌کردند.

آیت‌الله مکارم شیرازی یادآور شد: آیه نازل شد که آن‌ها بچه‌های نسبی شما نیستند بلکه بچه‌هایی، نسبی هستند که از نطفه شما و همسرتان به وجود آمده باشد.

وی افزود: فرزند و مادر بودن امری قراردادی نیست که بتوان به لفظ و انشاء تمام احکام مادر و فرزندی را اجرا کرد.

این استاد تفسیر بیان کرد: آیه پنجم از سوره احزاب نیز همین مساله را دنبال می‌کند که نام پدر واقعی این کودکان را ببرید و اگر پدر آن‌ها را نمی‌شناسید، آن‌ها برادران دینی و دوستان شما محسوب می‌شوند.

آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کرد: در این زمینه قرآن کریم حتی سخت گیری نیز می‌کند که اگر سهوا آن‌ها را پسرم خطاب کردید اشکالی ندارد ولی اگر از روی عمد به این امر مبادرت کردید شرعا مرتکب گناه شده‌اید.

وی با بیان این‌که «در دنیای امروز نیز این مسائل وجود دارد» گفت: شبیه آن در دنیای امروز توسط زورگویانی که اهل منطق نیستند رخ می‌دهد و در بعضی از جراید ذکر می‌شود که آمریکا فلان گروه را در لیست تروریستی خود قرار داده یا حذف کرده؛ درصورتی که به حرف و قرارداد آن‌ها چیزی عوض نمی‌شود.

این استاد حوزه گفت: بعضی از خانواده‌هایی که بچه‌دار نمی‌شوند با مراجعه به مراکزی همچون بهزیستی اقدام به قبول فرزند خواندگی می‌کنند؛ که در این صورت مساله محرمیت پیش می‌آید که اگر در سن شیرخوارگی بود از بستگان زن باید به کودک شیر دهند تا به زنی که بچه دار نمی‌شود محرم شود.

وی اضافه کرد: ولی گاهی بچه از سن شیرخوارگی رد شده، ولی می‌توان اگر فرزند دختر بود به عقد پدر مردی درآورند که بچه‌دار نمی‌شود تا بعنوان زن پدر او برایش محرم شود.

آیت‌الله مکارم شیرازی تاکید کرد: گاهی اوقات بهزیستی شرط می‌کند که نام بچه‌ای که به فرزندی قبول می‌کنید را در شناسنامه خود قید کنید که این کار از نظر شرعی صحیح و جایز نیست چراکه با این کار شما، نسب دگرگون می‌شود.

این استاد حوزه تصریح کرد: اگر بحث ارث است خوب مرد می‌تواند از ثلث حق خود برای کودک وصیت کند و تجربه ثابت کرده که در آخر این فرزند متوجه قضیه می‌شود و با توجه به این‌که نسب در اسلام احکام زیادی دارد نباید مساله نسب را بی دلیل به هم ریخت و تغییر داد.

وی با اشاره به این‌که «مهمترین خرافات اعراب جاهلی در صدر اسلام بت پرستی است» بیان کرد: اگر به زندگی اعراب جاهلی نگاهی گذرا داشته باشیم خواهیم دید که خرافات بسیاری بین آن‌ها رواج داشت که می‌توان در این خصوص کتابی نوشت که اسلام با تمامی آن‌ها به شدت مبارزه کرد.

http://isna.ir/fa/news/91050805011/توصیه-های-آیت-الله-مکارم-شیرازی-درباره-احکام

راهکار های حقوقی مسائل ناباروری و فرزند خواندگی

راهکار های حقوقی مسائل ناباروری و فرزند خواندگی
در توجیه عمل لقاح مصنوعی می توان بیان داشت، ضمن گرمی بخشیدن به محیط خانواده و تقویت همبستگی بیشتر، حس فرزند پروری را که یک موهبت الهی است بنحو صحیح اشباع می کند. بعلاوه شرایطی را بوجود می آورد که والدین بتوانند فرزندان حاصل از آن را با ذوق و سلیقه خود پرورش دهند
 
 راهکار های حقوقی مسائل ناباروری و فرزند خواندگی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی معاونت فرهنگی قوه قضاییه، ساده سازی موضوعات حقوقی و آشنایی با حقوق فردی و اجتماعی به‌ویژه از دریچه فرهنگی، همواره از دغدغه های معاونت فرهنگی قوه قضاییه بوده است که امیدواریم در مجموعه تهیه شده تحت عنوان "حقوق گام به گام" به این مهم دست یافته باشیم.
 
اشاره: 
از آنجاییکه یکی از اهداف ازدواج و تشکیل خانواده، بقای نسل است و حل مشکل نازایی مورد علاقه وافر برخی زوج های جوانی است که ضمن پایبندی به یکدیگر، تمایل داشتن فرزندی نیز دارند، در شرایط کنونی و همگام با گسترش حوزه دانش بشري و ظهور دستاوردهاي نو در قلمرو علوم تجربي، حقوق اسلامی تبلور تازه ای یافته و در صدد پاسخگویی به مسائل این چنینی بر آمده و راه حل هاي مناسبی را ارائه داده است. در این ارتباط لقاح مصنوعی یکی از راههایی است که در نظام حقوقی ما با حصول شرایطی به رسمیت شناخته شده و تمهیداتی توسط قانونگذار پیش بینی شده است. در توجیه عمل لقاح مصنوعی می توان بیان داشت، ضمن گرمی بخشیدن به محیط خانواده و تقویت همبستگی بیشتر، حس فرزند پروری را که یک موهبت الهی است بنحو صحیح اشباع می کند. بعلاوه شرایطی را بوجود می آورد که والدین بتوانند فرزندان حاصل از آن را با ذوق و سلیقه خود پرورش دهند. 
از طرف دیگر، نظر باینکه احکام نسب را بدنبال دارد ذیلاً به توضیح ابعاد آن خواهیم پرداخت. افزون بر آن بلحاظ اینکه برخی از زنان یا شوهران به دلایل گوناگون توانایی باروری ندارند، بعنوان راه جایگزین پذیرش یک کودک به فرزند خواندگی می تواند راهکار مناسبی برای رفع این مشکل باشد، که مورد گفتگو قرار خواهد گرفت. 
 
1- فرزند آوری از طریق لقاح مصنوعی  
تلقيح مصنوعي يا اهداء جنين جزء مسائل مستحدثه و جدیدی است که در آثار فقهاي معاصر به آن پرداخته شده است. با مراجعه به منابع و كتب فقهي ديدگاه هاي مختلفي در اين خصوص مطرح است، لیکن قدر متیقن این است که در صورتیکه جنين متعلق به صاحبان اسپرم و تخمك باشد و لیکن در تکوین آن به جهاتی از طریق متداول یعنی مقاربت بین دو همسر تبعیت نشده باشد، با ملاحظاتی در مشروعیت این گونه تلقیح اختلاف نظر چندانی وجود ندارد. زیرا از این رهگذر هیچ خدشه ای به اصول و قواعد حاکم بر روابط مشروع زوجین وارد نشده و ضمن انطباق آن با مصالح عمومی، دارای مقبولیت اجتماعی نیز می باشد. هم چنین بر این مبنا رابطه نسبي بين صاحبان جنین یعنی پدر و مادر واقعی و كودك متولد شده ايجاد و بالتبع كليه آثار آن من جمله ولايت، حضانت، محرميت نكاح و ارث بين آنان اتفاق مي افتد.  
لیکن هر گاه به دلیل ناتوانی زن و مرد یا دلایل دیگر امکان باردار شدن شخصی وجود نداشته باشد، از روشهای غیر طبیعی از قبیل تزریق جنین مزدوجین شرعی و امثال آن می توان استفاده کرد. این امر موضوعی است که با حصول شرایطی مورد تجویز قانونگذار فعلی نیز قرار گرفته است. 
بدین توضیح که بنا به قانون نحوه اهداء جنین مصوب سال 1382مجلس شورای اسلامی، زوجین متقاضی می توانند پس از مراجعه به دادگاههای خانواده و احراز شرایطی نزدیک به فرزند خواندگی، که ذیلاً در بخش دوم اشاره شده، می توانند تقاضای دریافت جنین از اهداء کنندگان آن با شرایط مشابهی، بنمایند. در این خصوص ماده یک قانون مزبور مقرر می دارد: کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی‌صلاح مجاز‌خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون نسبت به انتقال ‌جنین‌های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی پس ‌از موافقت کتبی ‌زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری‌آنها (‌هر یک به تنهایی یا هر دو) به ‌اثبات رسیده، اقدام نمایند. 
لیکن مسبوق به آن لازم است به مركز ناباروري جهت احراز اين مسئله كه با هيچ كدام از روش هاي درمان ناباروري امكان درمانشان وجود ندارد، مراجعه نمایند. روند کار چنین است که با ارجاع امر به واحد مددکاری ابتداء توضیحاتی کامل درباره مسائل مختلف، ناشناس ماندن، طول زمان انتظار و... به آنان ارائه می شود و پس از طی مدت انتظار، نامه اي براي دادگاه خانواده و پزشكي قانوني جهت احراز صلاحیت اخلاقی و جسمی و اجتماعی دريافت مي كنند. با این توصیف زوجین پس از صدور مجوز و موافقت حقوقی می توانند در سیکل درمانی قرار بگیرند. 
بر اساس ماده ۳ قانون مذکور، وظايف و تكاليف زوجين اهداء گيرنده جنين و طفل متولد شده از لحاظ نگهداري، تربيت، نفقه و احترام، نظير وظايف و تكاليف اولاد و پدر و مادر واقعی است. لیکن موضوع قابل توجه این است که، ماده اشاره شده فقط از وظايف و تكاليف زوجين اهداء گيرنده جنين در خصوص موارد مذکور سخن گفته و مسائل الحاق كامل طفل به دريافت كنندگان جنين، و همچنين مواردی نظير ولايت، ارث، محرميت در نكاح و... را به سكوت بر گذار كرده است. 
تعریف جنین، نحوه اهداء آن از نظر قانونی و رابطه نوزاد متولد شده با صاحب رحم اجاره ای  
اولاً: حسب آیین نامه قانون مذکور جنین، نطفه حاصل از تلقیح خارج از رحمى زو‌ج‌هاى قانونی و شرعى است که از مرحله بارورى تا حداکثر پنج روز خواهد بود. این جنین مى‏تواند به دو صورت تازه و منجمد باشد.  
ثانیاً: اهدا، جنین باید با موافقت و رضایت کتبى زوجهاى اهدا کننده و در مراکز مجاز تخصصى درمان نابارورى، با احراز هویت آنان و به صورت کاملاً محرمانه انجام گیرد. 
ثالثاً: در هر صورت در شرایط موجود از نظر قانونی، هيچ گونه نسبي بين طفل و صاحب رحم وجود ندارد. زيرا صاحب رحم هيچ گونه نقشي در ايجاد جنين نداشته است و فقط جنين در دستگاه رحم وی رشد مي كند و نمي توان بر او مصداق مادر نمود.  
 
آثار نسب  
نسب در اصطلاح حقوقی عبارت است از رابطه خویشاوندی بین دو نفر که یکی از نسل دیگری یا هر دو از نسل شخص ثالثی باشند و به طور کلی منتهی شدن دو نفر به منشأ واحد است. این نسب به معنی عام است. اما نسب به معنی خاص عبارت است از رابطه پدر فرزندی یا مادر فرزندی و رابطه طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم و بدون واسطه از صلب یا بطن دیگری به دنیا آمده است.  
بدون تردید در خصوص نسب طفل حاصل از لقاح مصنوعی و مشروعیت و الحاق نسب وی به زوجین واحد چنانچه فوقاً بیان گردید اختلاف نظر بسیار کمتر است. حتی صاحب نظرانی که عمل لقاح مصنوعی به روش فوق را مجاز نمی دانند در مشروعیت نسب ناشی از این روش تردیدی ندارند. زیرا طفل مزبور کلیه شرایط لازم جهت الحاق نسب قانونی به صاحبان نطفه از قبیل وجود رابطه زوجیت مشروع بین مرد و زن و تولد طفل در دوران زوجیت و سایر امارات نسب را دارا می باشد. لیکن طفل متولد شده از طریق رحم اجاره ای ملحق به صاحب اسپرم و تخمك است. 
 
احکام نسب  
توارث یکی از موجبات ارث است، و بدین معناست که اشخاصی به موجب قانون از یکدیگر ارث می‌برند، که نسب آنها دارای منشأ واحد باشد.  بعلاوه یکی از احکام نسب نفقه است، و منظور از نفقه عبارت است از تهیه و تأمین مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر نیاز، که با توجه به درجه استطاعت نفقه دهنده در نظر گرفته می شود. البته در حال حاضر و به موجب قانون این نفقه شامل نفقه اولاد حاصل از لقاح مصنوعی نیز می‌شود. 
سومین حکم نسب، حضانت است که بمعنی نگاهداشتن طفل، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج است. قانون‌گذار ایران نگهداری و تربیت اطفال را به پدر و مادر آنها اعطاء نموده است. نگهداری به معنای عام کلمه شامل همه کارهایی است که برای سرپرستی و مواظبت از طفل و کودک لازم است. البته حضانت بیشتر ناظر به حمایت جسمی از کودک است، هر چند که حمایت روحی و اخلاقی طفل در این نهاد حقوقی، دیده شده است.  
یکی از احکام دیگر نسب ولایت بر اطفال است. ولایت در روابط خانوادگی عبارت است از اقتداری که قانونگذار به منظور اداره امور مالی و گاه تربیت کودک و طفل به اشتراک به پدر و جد پدری اعطا کرده است و لیکن مادر نسبت به اداره اموال فرزند خود هیچ سمتی ندارد.  
آخرین حکم نسب، حرمت نکاح با اقارب نسبی است. در نهایت اینکه فززند حاصل از لقاح مصنوعی با شخص ثالث، یعنی کسیکه نطفه درون رحم وی کاشته شده، و شوهرش محرم است هر چند صاحبان نطفه پدر و مادر اصلی او بحساب آیند. 
 
2- فرزند خواندگی 
فرزند خواندگی عبارت است از اعطای سرپرستی کودکان بدون سرپرست شناخته شده تحت سرپرستی سازمان بهزیستی به خانواده های متقاضی که واجد شرایط قانون جاری حمایت از کودکان بی سرپرست باشند. این امر ریشه در این امر دارد که فرزندانی که در محیط خالی از عشق و دلبستگی خانوادگی تربیت و بزرگ می شوند در آینده در معرض بحرانهای عاطفی و روحی بسیاری قرار خواهند گرفت. بنابراین با وصف آنکه موسسات قانونی موظف به نگهداری کودکان بی سرپرست هستند، مقنن با حصول شرایطی که ذیلاً به آنها پرداخته می شود، به زوجین فاقد فرزند اجازه نگهداری از کودکان و نوجوانان نابالغ و یا بالغ زیر شانزده سال سن ولی غیر رشید، را داده است. 
بنا به قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست (مصوب 31/6/92) کلیه اتباع مقیم ایران و خارج از کشور در صورت توافق با یکدیگر می توانند سرپرستی طفل صغیر را بعهده بگیرند مشروط بر آنکه منافع مادی و معنوی وی را تأمین کنند. 
هم چنین در یکی از بندهای ماده 5 قانون فوق تصریح گردیده دختران و زنان بدون شوهر دارای حد اقل سی سال سن که از موقعیت و جایگاه مطلوب اقتصادی و اجتماعی برخوردارند، اما به هر علت ازدواج نکرده‌اند، در اولویت بعدی دریافت فرزند خوانده هستند، که در این مورد شناسنامه کودک به نام فامیل مادر برای کودک صادر می‌شود. گرچه این نگاه باید تقویت شود که بجای شرایط موجود که بلحاظ برخی دیدگاه های فرهنگی متأثر از هجمه های غربی که مروج تجرد گرایی است، و نیز عوامل دیگری از قبیل وضعیت اشتغال و سخت گیریی هایی که بعضاً در مهریه های سنگین و تشریفات تا متعارف تجلی می یابد، که جملگی سن ازدواج را بالا برده، اجازه داده شود که حس مقدس مادری در نهاد خانواده اشباع گردد. 
 
شرایط فرزند خواندگی: 
دادگاه های خانواده قبل از واگذاری فرزند به افراد متقاضی، باید شرایط ذیل را احراز نمایند: 
1) پنج سال تمام از تاریخ ازدواج آنها گذشته و آنها در این مدت صاحب فرزندی نشده باشند، و نیز زوجین دارای فرزند در صورتیکه یکی از آنها سی سال سن داشته باشد. 2). زوجین سابقه محکومیت کیفری موثر نداشته باشند.3) هیچ یک از زوجین محجور نباشند. 4) زوجین صلاحیت اخلاقی داشته باشند.5) اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی و نیز تقید به انجام واجبات و ترک محرمات. 6) زوجین یا یکی از آنها امکان مالی برای نگهداری کودک بی سرپرست را داشته باشند .7) سلامتی جسمی و روانی و نیز عدم ابتلاء به هیچیک از بیماری واگیر یا صعب العلاج .8) عدم اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل.9) رعایت اشتراکات دینی بین سرپرست و افراد تحت سرپرستی. 10) هیچیک از والدین و یا جد پدری کودک شناخته نشده یا در قید حیات نباشد و یا آنکه از کودکانی باشند که به موسسات خیریه سپرده شده و دو سال تمام پدر و مادر یا جد پدری او مراجعه نکرده باشند. 
 
چگونگی واگذاری سرپرستی به زوجین متقاضی 
به موجب ماده 11 قانون فوق الذکر در ابتدا تقاضانامه درخواست کنندگان سرپرستی باید به سازمان بهزیستی ارائه شود. البته افراد مقیم خارج از کشور تقاضای خود را می توانند از طریق سفارتخانه ها به سازمان تقدیم کنند. متعاقباً ظرف دو ماه سازمان نظر خود را به دادگاه اعلام می دارد، تا قرار دوره آزمایشی یا همان حکم سرپرستی موقت صادر شود. بعد از صدور حکم سرپرستی، کودک انتخابی طی صورتجلسه‌ای به والدین تحویل داده می‌شود و طی دوره آزمایشی ۶ ماهه، حداقل ۳ بازدید از طرف مددکاران اجتماعی از خانواده فرزندپذیر انجام می‌شود تا از صلاحیت و نوع رفتار با کودک از جانب مسئولان بهزیستی اطمینان حاصل شود. 
در صورت تایید وضعیت مراقبت از فرزند و توانایی خانواده، گزارش نهایی تهیه می‌شود و نظریه بهزیستی به دادگاه مربوطه منعکس می شود، تا حکم قطعی صادر شود. در پی  گذراندن دوره ۶ ماهه آزمایشی و صدور حکم قطعی، سرانجام والدین قانونی می‌توانند با مشخصات خودشان برای کودک شناسنامه بگیرند. 
لازم به گوشزد می باشد اولاً: با توجه به اینکه از نظر قانونی فرزندخوانده از پدر و مادر قانونی خود حتی با وجود داشتن شناسنامه ارث نمی‌برد، باید صلح یک‌سوم اموال والدین به فرزندخوانده از طریق دفترخانه‌های رسمی یا مراجع قضایی انجام شود.  
ثانیاً: افتتاح حساب پس‌انداز، بیمه آتیه یا روش‌های قانونی اطمینان‌بخش دیگر نیز می‌توانند از راهکارهایی باشند که به موازات صلح اموال انجام می‌شود. همچنین به هر نحو که دادگاه صلاح بداند با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده، سهمی برای فرزندخوانده در نظر گرفته شود، از جمله جایگزین‌های ارث هستند. 
ثالثاً: برخورداری مادرخوانده از حق اولاد، مرخصی دوره مراقبت برای کودکان زیر سه سال معادل مرخصی دوره زایمان، بهره مند شدن کودک از بیمه و بیمه تکمیلی، استفاده از مستمری افراد تحت تکفل بازماندگان تا تعیین تکلیف سرپرست جدید، از مزایای قانونی است. 
رابعاً: حکم سرپرستی ابدی و ازلی نیست و اگر سازمان بهزیستی تشخیص دهد کودک در زندگی جدید آسیبی می‌بیند و عدم شایستگی والدین به هر دلیلی اثبات شود یا والدین حقیقی کودک مراجعه کنند، حکم سرپرستی با هماهنگی دادگاه قابل فسخ است. 
 
سؤال: تعریف اعسار چیست؟ 
به موجب قانون معسر کسی است که افزون بر مستثنیات دین (یعنی اموالی مانند مسکن مورد نیاز کسی که محکوم شده و برابر قانون در هنگام اجراء قابلیت  توقیف ندارد، و به فروش نمی رسد تا محکوم به اخذ شود)، هیچ مال قابل دسترسی ندارد که بوسیله آن، قادر به تأدیه دیون خود باشد. 
سؤال: به موجب قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی جدید اثبات اعسار بر عهده کیست؟ 
جواب: به موجب ماده ۷ قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1393 در مواردی که وضعیت سابق مدیون دلالت بر توانایی مالی وی داشته یا مدیون در عوض دین، مالی دریافت کرده یا به هر نحو تحصیل مال کرده باشد اثبات اعسار بر عهده اوست، مگر اینکه ثابت کند آن مال تلف شده است. 
 به نقل از:http://www.farhangionline.ir/doc/news/fa/1461/

فرزندخواندگی در قانون ایران

فرزندخواندگی در قانون ایران
سمانه اسفندانی*
اجرایی شدن قوانین مربوط به فرزند‌خواندگی تحت هر عنوانی، فرزندخواندگی و یا حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، می‌تواند در راستای استحکام‌بخشی به مهم‌ترین عنصر جامعه یعنی خانواده گام بردارد و موجب گرم‌تر شدن کانون خانواده‌های بدون فرزند و پررنگ‌تر شدن زندگی کودکان بی‌سرپرست و روشن‌تر شدن آینده‌شان شود.
 
بر اساس فقه اسلامی و به تبع آن قانون مدنی ایران، فرزند‌خواندگی مورد قبول واقع نشده است و به جز در موارد اقلیت‌های مذهبی آن را به رسمیت نمی‌شناسد، ولی با تصویب قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست مصوب 1353، تا حدی نقیصه قانون مدنی در مورد فرزند‌خواندگی رفع گردید؛ اما در کشورهایی چون فرانسه، فرزند‌خواندگی سابقه دیرینه دارد و در مجموعه قوانین مدنی فرانسه Code Civil)) به آن اشاره شده است. نهاد سرپرستی در ایران بسیار شبیه فرزند‌خواندگی ساده در فرانسه است.(1)
 
در حقوق فرانسه(2) این نهاد در صد ساله اخیر تحولات گسترده‌ای داشته است. فرزند‌خواندگی اگر چه از سال 1804 وارد قانون مدنی فرانسه شد، ولی تا مدت‌ها یعنی اصلاحات 1923، کارکردی نداشت. پس از جنگ جهانی دوم به دلیل نیاز جامعه فرانسه و آوره شدن میلیون‌ها کودک، فرزند‌خواندگی کارکرد "حمایت از اطفال یتیم " را بر عهده داشت و با آسان شدن شرایط فرزند‌خواندگی و با افزایش آثار آن تا جایی پیش رفت که فرزندخوانده در حکم فرزند مشروع شد و نوعی نسب مصنوعی ایجاد کرد. 
 
با تجدیدنظر در مقررات و شرایط فرزندخواندگی، آثار حقوقی بیشتری برآن مترتب گردید که این نهاد را وسیله‌ای برای بدست آوردن فرزند برای خانواده‌های بدون اولاد، حتی افراد مجرد، قرار داد. 
 
جلوگیری از حاملگی، کاهش میزان زاد و ولد و سقط جنین، سبب شد تعداد اطفال رها شده کاهش یابد و فرزندخواندگی بین‌المللی و تجارت اطفال در جهت ارضاء غریزه پدر و مادری در کنار روش‌های تلقیح مصنوعی، به کمک خانواده‌های فرانسوی بیاید؛ به‌گونه‌ای که در حال حاضر فرزندخواندگی به دو صورت کامل و ساده وجود دارد. حقوق‌دانان فرانسوی فرزند‌خواندگی کامل را به عنوان فرزند قانونی چنین توصیف می‌کنند: فرزند‌خواندگی کامل جدایی کامل کودک از خانواده اصلی‌اش (غیر از نسب و همسر) و پیوستن به خانواده دیگری است. به علاوه فرزند‌خواندگی کامل تمام روابط فرزندخوانده را از اولیاء اصلی‌اش به اولیاء فرزندخواندگی منتقل می‌کند (غیر از رابطه بیولوژیکی و نسب).
 
فرزند‌خواندگی ساده چنین تعریف شده است: رابطه‌ای که به توافق و اراده فرزندخوانده و اولیاء فرزند‌خواندگی و در صورت صغیر بودن فرزندخوانده به توافق امین یا قیم وی با اولیاء فرزند‌خواندگی رسیده باشد.
 
در ایران سال 1353، با اقتباس از حقوق کشورهای اروپایی به خصوص کشور فرانسه، قانون فرزندخواندگی به تصویب رسید؛ اما چون پس از انقلاب ‌اسلامی قانون کشور ما برگرفته از فقه شیعه بوده و اسلام فرزند‌خواندگی به صورتی که در نظام حقوقی فرانسه متدوال است، مجاز نمی‌شناسد، در نتیجه نام آن را "قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست" گذاردند و این نهاد اخیراً در موارد زیادی با کنوانسیون حقوق کودک هماهنگ است.
 
به موجب بند دوم از اصل بيست ويكم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، دولت موظف به حمايت از مادران و كودكان بي‌سرپرست گرديده و قانون حمايت از كودكان بدون سرپرست مصوب 1353 نيز به منظور تأمين منافع مادي و معنوي آنان‌، شرايط خاصي را براي خانواده‌هايي كه مي‌خواهند سرپرستي اطفال بدون سرپرست را به عهده بگيرند، وضع نموده است. این قانون شامل 17 ماده وچندین تبصره است. 
 
ماده 1 این قانون یکی از ملاک‌های سرپرستی را اقامت در ایران لحاظ کرده است و ماده 11 قانون مذكور، وظايف و تكاليف سرپرست طفل تحت سرپرستي او را از لحاظ نگاهداري و تربيت و نفقه واحترام، نظیر حقوق و تكاليف اولاد و پدرو مادر، قرار داده است. 
 
بنابر بند 1 ماده 16 قانون مذكور نيز، در صورتي كه سوءرفتار يا عدم اهليت و شايستگي هر يك از زوجين سرپرست براي نگاهداري و تربيت طفل تحت سرپرستي محرز باشد، به تقاضاي دادستان، سمت سرپرستي قابل فسخ است. ماده 14 قانون مذكور مقرر مي‌دارد‌: «مفاد حكم قطعي سرپرستي به اداره ثبت احوال ابلاغ و در اسناد سجلي زوجين سرپرست و طفل درج‌، و شناسنامه جديدي براي طفل فقط با مشخصات زوجين سرپرست و نام خانوادگي زوج صادر خواهد شد.» همچنين به موجب ماده واحده مصوب 62/8/1 { قانون تأمين زنان و كودكان بي‌سرپرست}‌، دولت نسبت به تضمين بيمه و رفاه زنان وكودكان بي‌سرپرست، مكلف گرديده است‌. 
 
صدور حكم قطعي سرپرستي و حتي صدور شناسنامه جديد براي طفل با مشخصات زوجين سرپرست و نام‌خانوادگي زوج، موجب قطع رابطه خويشاوندي طفل با پدر و مادر واقعي وي نخواهد شد‌، بلكه‌، بند 3 از ماده 16 این قانون، امكان فسخ سرپرستي در اثر توافق با پدر و مادر واقعي طفل را مطرح نموده است. بنابراين حكم سرپرستي به هيچ وجه آثار قرابت كودك با ابوين و بستگان واقعي وي را زايل نمي‌سازد و تمام آثار قانوني قرابت واقعي از قبيل منع ازدواج با اقارب نسبي و رضاعي و ارث بردن فرزند از ابوين واقعي و اقارب و متقابلاً ارث بردن نام‌بردگان از فرزند‌، همچنان باقي خواهد بود.
 
بر اين اساس:
1.    فرزندخوانده نمي‌تواند با خويشان نسبي و رضاعي خويش [در حدود ممنوعيت‌هاي قانوني] نكاح كند و حكم سرپرستي هيچ تغييري در منع قانون‌گذاري نمي‌دهد.
 
2.    فرزندخوانده از اقوام [واقعي] خود ارث مي‌برد و تركه او نيز‌ با رعايت قواعد ارث‌، به آنان مي‌رسد‌، ليكن هرگاه عين اموالي كه زوج سرپرست به فرزندخوانده بخشيده‌اند موجود باشد‌، به خودشان باز مي‌گردد و جزء تركه به وارث منتقل نمي‌شود.
 
3.    احكام مربوط به الزام انفاق در روابط بين فرزندخوانده و پدر و مادر و اجداد واقعي اجراء مي‌شود، اما زماني كه كودك(3) به سرپرستي نياز دارد‌، زوجين سرپرست در اجراي اين تكليف مقدم بر آنان هستند‌. 
 
قانون "حمایت از کودکان بدون سرپرست" 38 سال پیش تصویب شده و به هیچ وجه پاسخگوی نیاز امروز جامعه ما نبود، به همین جهت لایحه جدیدی تحت عنوان "حمایت از کودکان ونوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست" سال 88 به مجلس فرستاده شده و آماده تصویب است که به نمونه‌هایی از تفاوت آن با قانون فعلی می‌پردازیم.
 
1.    سن فرزندخواندگی در این قانون از 12 سال به 16 سال افزایش می‌یابد که با توجه به تغییر عنوان قانون، نوجوانان نیز علاوه بر کودکان مشمول این قانون واقع می‌شوند.
 
2.    در قانون قبلی کودکانی قابل واگذاری از سوی بهزیستی بودند که 3 سال از سرپرستی آنها در بهزیستی گذشته باشد. این زمان در قانون جدید به 2 سال کاهش می‌یابد‌؛ زیرا هر سال که می‌گذرد شانس فرزندخواندگی یک کودک با افزایش سن کاهش می‌یابد چون اکثر والدین‌، متقاضی و خواستار داشتن کودکان خردسال‌تر هستند.
 
3.    در قانون فعلی‌، فرزندخوانده فقط به والدینی داده می‌شود که حداقل 5 سال از ازدواج آنها گذشته باشد و صاحب فرزند نشده باشند، اما در لایحه جدید باز هم اولویت اول با این گروه است، اما در اولویت دوم خانواده‌هایی که یک فرزند داشته باشند و به عللی دیگر صاحب فرزند نمی‌شوند قرار می‌گیرند. در این قانون گروه سومی که در اولویت بعدی دریافت فرزندخوانده هستند‌، زنان و دختران مجردی‌اند که از موقعیت و جایگاه مطلوب اقتصادی و اجتماعی برخوردارند، اما به هر علت ازدواج نکرده‌اند‌. در این مورد شناسنامه کودک به نام فامیل مادر برای کودک صادر می‌شود. 
 
4.    عده زیادی از کودکان بهزیستی دارای پدر‌، مادر یا جد پدری هستند که به هر دلیل به علت زندان بودن آنها‌، طلاق‌، نداشتن صلاحیت یا هر علت دیگر در بهزیستی نگهداری می‌شوند و مطابق قانون امکان واگذاری به صورت سرپرستی موقت وجود ندارد؛ که در قانون آماده تصویب این مسئله حل شده است. براساس قانون مصوب سال 1353 تنها کودکی که فاقد پدر و مادر و جد پدری باشد یا 3 سال در مراکز بهزیستی نگهداری شده و والدین وی مراجعه نکرده باشند، می‌تواند به فرزند‌خواندگی سپرده شود؛ اما لایحه اصلاحیه قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست، کودکانی را که والدین آنها صلاحیت نگهداری از فرزند را ندارند یا کودکی که جد پدری یا مادری آنها توانایی، علاقه و امکانات نگهداری از وی را ندارد نیز مشمول فرزند‌خواندگی قرار داده است و در عنوان این لایحه اشاره شده لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست.
 
5.    در قالب کلی قانون فرزندخواندگی، پیش از اصلاح قانونی که 38 سال از اجرای آن می‌گذشت و مواد قانونی به روزشده‌ای نداشت، افرادی که اقدام به سرپرستی یکی از کودکان بهزیستی می‌کردند، با شرایط و مقررات پیچیده‌ای روبرو بودند که گاهی اوقات آنها را از انجام این کار باز می‌داشت. قانون جدید راهی برای تسهیل مقررات سرپرستی کودکان است که به دنبال اجرای آن، پیامدهای مطلوبی مانند کاهش تعداد کودکان در مراکز بهزیستی و همچنین کاهش بزهکاری خواهد داشت.
 
6.    محوری‌ترین مسئله در قانون جدید این است که بهزیستی بتواند سرپرستی کودکان را به نیابت خود از دفتر مقام معظم رهبری(4) به افراد متولی واگذار کند، که موجب سرعت مراحل اداری برای و به سرانجام رساندن موضوع کمک کرده و والدین بیشتری را تشویق به این امر کند.
 
7.    در قانون 1353 یکی از شریط والدین سرپرست اقامت در ایران بود که در این لایحه جدید این شرط مرتفع شده است.
 
8.    طبق احکام فقهی، فرزندخوانده در حکم فرزند واقعی نیست پس ارث و نفقه او هم واجب نخواهد بود. مطابق ماده 5 قانون 1353 باید زوج سرپرست اطمینان بدهند که در صورت افت خود، هزینه تربیت و نگهداری طفل تأمین خواهد بود و بر دادن یک سوم اموال والدین به فرزند خوانده از طریق دفترخانه‌های رسمی یا مراجع قضایی صلح صورت می‌گرفت. افتتاح حساب پس‌انداز، بیمه آتیه یا روش‌های قانونی اطمینان بخش دیگر نیز می‌توانند از راهکارهایی باشند که به موازات صلح اموال انجام می‌شود. در لایحه جدید ذیل ماده 14 و 15 به تفصیل تأمین آتیه کودک لحاظ شده و برخی موانعی که اختصار ماده 5 پیش روی خانوادها می‌گذاشت را مرتفع نمود؛ مثلاً در ماده 14 اشاره شده است در جای که دادگاه تشخیص دهد که تضمین عینی از درخواست‌کننده‌ها ممکن یا مصلحت نیست و سرپرستی کودک یا نوجوان ضرورت داشته، دستور اخذ تعهد کتبی به تملک بخشی از اموال یا حقوق در آینده را صادر می‌کند. 
 
9.    در ماده 14 قانون مصوب 53 ذکر شده که پس از قطعیت حکم سرپرستی، فرزندخوانده از نام‌خانوادگی پدرخوانده استفاده خواهد کرد و به همین منظور حکم قطعی سرپرستی طفل از طریق دفتر دادگاه صادرکننده حکم بدوی به اداره ثبت احوال ابلاغ می‌شود تا مفاد حکم در اسناد سجلی زوجین سرپرست وطفل درج و شناسنامه جدیدی برای طفل با مشخصات زوجین سرپرست ونام خانوادگی زوج صادر شود(5). در ماده 22 لایحه جدید آمده است که پس از صدور حکم قطعی سرپرستی از سوی دادگاه‌، اداره ثبت احوال مکلف است مطابق آیین‌نامه‌ای که با همکاری سازمان تنظیم می‌شود، نسبت به اصلاح شناسنامه سرپرستان و صدور شناسنامه جدید برای کودک یا نوجوان با حفظ سوابق هویت و نسب واقعی آنان در ستاد مرکزی سازمان ثبت احوال کشور اقدام نماید. نمایندگان مجلس برای تأمین نظر شورای نگهبان و رفع ایراد از ماده‌ 22 این لایحه را بدین شرح اصلاح نمودند:(6)
 
بعد از صدور حکم قطعی سرپرستی، مفاد حکم از سوی دادگاه به اداره‌ ثبت احوال و اداره‌ بهزیستی مربوط ابلاغ می‌شود. اداره‌ ثبت احوال مکلف است نام و نام‌خوانوادگی و یا نوجوان تحت سرپرستی و همچنین مفاد حکم سرپرستی را در اسناد سجلی و شناسنامه‌ سرپرست یا زوجین سرپرست وارد کند.
 
به موجب این مصوبه، اداره‌ ثبت احوال مکلف است شناسنامه‌ جدیدی برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با درج نام و نام‌خانوادگی سرپرست یا زوجین سرپرست صادر و در قسمت توضیحات مفاد حکم سرپرستی و نام و نام‌خانوادگی والدین واقعی وی را در صورت مشخص بودن قید کند.
 
در تبصره‌ای از این ماده مقرر شد که کودک یا نوجوان می‌تواند پس از رسیدن به سن 18 سالگی تقاضای صدور شناسنامه‌ جدیدی را برای خود با درج نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن یا نام‌خانوادگی مورد درخواست وی در صورت معلوم نبودن والدین واقعی از اداره‌ ثبت احوال بنماید.
 
10.    در تبصره ماده 27 لایحه جدید آمده است‌: ازدواج چه در زمان ضمانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرند خوانده ممنوع است. شورای نگهبان به این تبصره ایراد وارد کرده، زیرا بر اساس فقه شیعه والدین سرپرست به فرزند خوانده نامحرم هستند مگر آنکه به طریقی مانند رضاع یا صیغه محرمیت در صورت وجود شرایط محرمیت ایجاد شود و در غیر این صورت آنها نامحرم و مانعی در جهت ازدواج بینشان وجود ندارد؛ اما از نظر اخلاقی این مسئله صورت خوشی ندارد و شاید بتوان گفت ممکن است باعث برخی سوءاستفاده‌های اخلاقی شود. به همین علت نمایندگان در جهت رفع این اشکال و ایراد، این تبصره را به این شکل اصلاح کردند که ازدواج چه در زمان ضمانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرند خوانده‌ ممنوع است؛ مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزند خوانده تشخیص دهد.
 
قانون مصوب 1353 داری 17 ماده بود و در این لایحه جدید به 37 ماده افزایش پیدا کرده است که مسیر 3 ساله‌ای را میان ایرادات شورای نگهبان و حل آنها توسط مجلس طی کرده است؛ انتظار می‌رود با تصویب این قانون جدید مشکلات بسیاری در زمینه سرپرستی کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست رفع شود.
 
پی‌نوشت
1.    غمامی سید محمد مهدی – فرزند‌خواندگی در خانواده رومی –ژرمنی با بررسی تطبیقی در حقوق آلمان وفرانسه " ماهنامه کانون.
 
2.    مبین حجت، تحولات فرزند‌خواندگی در نظام حقوقی اسلام ،ایران و فرانسه www.govah.net.؛ توسلی نایینی منوچهر، فرزند‌خواندگی مطالعه تطبیقی درفقه امامیه، حقوق ایران و فرانسه.
 
3.    آقای دکتر کاتوزیان بدوا اعتقاد دارند که ایجاد قرابت مجازی جهت انفاق به فرزندان با زوال ضغر سن فرزند خوانده از بین نمی رود و فرزند خوانده تا زمان وجود رابطه فرزند‌خواندگی از انفاق والدین حکمی خود بهره مند خواهد شد لیکن در خصوص قرابت واقعی ایشان اعتقاد دارند که به واسطه فرزند‌خواندگی قرابتی بین فرزند خوانده و پدر خوانده و مادر خوانده ایجاد نمی گردد اما در اصل عدم قرابت‌، ممنوعیت نکاح بین پدر خوانده و مادر خوانده با فرزند خوانده را به عنوان استثناء (به دلیل مغایرت با اخلاق عمومی)از شمول اصل یاد شده خارج می سازد حقوق مدنی –خانواده ،روابط والدین با فرزندان ج 2 ص 395و 399
 
4.    کودکان بی‌سرپرستی که فاقد ولی وسرپرست هستند بر اساس قاعده فقهی" الحاکم ولي من لا ولي له "حاکم شرعی ولی و سرپرست آنها است مانند کودکانی که در بهزیستی هستندکه در لایحه جدید به اجازه مقام معظم رهبری سرپرستی این کودکان به صورت نیابتی به بهزیستی واگذار شد تا مراحل فرزند‌خواندگی آنها تسهیل شود.
 
5.    کاتوزیان ناصر، دوره مقدماتی حقوق خانواده،ص 453.
 
6.    به نقل از خبرگزاری مهر خانه " نام والدین واقعی در شناسنامه کودک درج می‌شود "
 
*کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی
به نقل از:http://mehrkhane.com/

فرزندخواندگی در گذر تاریخ

فرزندخواندگی در گذر تاریخ
سمانه اسفندانی
 
 
با توجه به افزایش روزافزون تعداد کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در کشور، ضرورت توسعه نهاد فرزندخواندگی احساس می‌شود. فرزندخوانده، موجب گرمی ‌بخشیدن به زندگی زوجین فاقد فرزند شده و به تجربه ثابت شده است که کودک در محیط و فضای خانوادگی سالم، بهتر رشد می‌کند و تکامل و تعالی می‌یابد و فرزندانی که در محیط خالی از عشق و دلبستگی خانوادگی تربیت و بزرگ شوند در معرض بحران‌های عاطفی و روحی بسیاری قرار خواهند گرفت. 
 
دین اسلام به سرپرستی و نگه‌داری ایتام بسیار سفارش کرده و آن را امری نیکو دانسته است. برای مثال: آیه 9 سوره مبارکه ضحی می‌فرماید: "فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَر"و آیه 83 سوره مبارکه بقره"وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ" "به ياد آوريد زماني را كه از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد."
 
نیز سفارش‌های بسیار پیامبر که از جمله فرمودند: "خَيْرُ بَيْتٍ فِي الْمُسْلِمِينَ بَيْتٌ فِيهِ يَتِيمٌ يُحْسَنُ إلَيْهِ وَ شَرُّ بَيْتٍ فِيهِ يَتِيمٌ يُسَاءُ إِلَيْهِ؛ ترجمه: بهترین خانه‌ها آن خانه‌ایست که در آن یتیمی ‌احسان شود و بدترین خانه‌های شما خانه‌ایست که با یتیمی ‌بد رفتار گردد."(1) و نیز فرمودند: "مَنْ عَالَ يَتِيماً حَتَّى يَسْتَغْنِيَ أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِكَ الْجَنَّةَ كَمَا أَوْجَبَ لآِكِلِ مَالِ الْيَتِيمِ النّارَ؛ هركس يتيمي را سرپرستي كند تا آنكه بي‌نياز شود، خداوند به سبب اين كار، بهشت را بر او واجب مي‌سازد؛ همچنان كه آتش دوزخ را بر‌ خورنده‌ مال يتيم واجب ساخته است.» "(2)
 
همچنین حضرت علی در نامه خود به مالک اشتر دستور می‌دهند تا مواظب یتیمان باشد و به وضع آنان رسیدگی کند و نیز در وصیت‌نامه خویش به حسنین(ع) سفارش می‌فرمایند: "در مورد یتیمان از خدا بترسید نکند آنها را گرسنه بگذارید و در اثر بی‌سرپرستی ضایع و تباه گردند. و"الله،الله فی الایتام ،فلا تغبّوا افواههم و لایضیعوا بحضرتکم، خدا را خدا را در مورد یتیمان، نکند آنها گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند، نکند آنها در حضور شما در اثر عدم رسیدگی از بین بروند… ."(3)
 
مفهوم فرزندخواندگی
معادل اصطلاح فرزندخواندگی در زبان عربی "دعی" است که به معنای قبول کردن، پذیرفتن، مربوط ساختن، نام‌گذاردن آمده است. واژه "تبنی" نیز در زبان عربی معادل فرزندخواندگی آمده؛ تبنی از "ابن" گرفته شده است و معنی دقیق آن "پسر گرفتن" که با پیشینه تاریخی آن در میان اعراب، کاملاً متناسب است؛ چراکه دختران هیچ‌گاه مطلوب و مورد توجه نبوده‌اند.
 
"فرزندخواندگی یا تبنی آن است که شخص یا اشخاص دیگری را که فرزند طبیعی او نیست به فرزندی خود بپذیرد. فرزندخواندگی در صورتی که به رسمیت شناخته شده باشد، نوعی قرابت ایجاد می‌کند؛ قرابتی که صرفاً حقوقی است نه طبیعی، به عبارت دیگر با قبول فرزندخواندگی، قانون یک رابطه مصنوعی پدر-فرزندی یا مادر – فرزندی بین دو نفر ایجاد می‌کند.(4)
 
فرزندخوانده فرزندی است که از طریق رابطه حقوقی فرزندخواندگی، عنوان فرزند یافته است؛ رابطه‌ای که بین فرزندخوانده و خانواده سرپرست وجود دارد یک رابطه حکمی ‌است و این رابطه ممکن است در اثر فوت یکی از طرفین به هم خورد، در صورتی که رابطه فرزند واقعی و طبیعی با والدین هیچ‌گاه قطع نمی‌شود. 
 
پیشینه تاریخی
در ایران باستان به ویژه در زمان ساسانیان، فرزندخواندگی مورد پذیرش و مرسوم بوده است؛ خصوصاً با توجه به نقشی که دین زرشت در آن ایام داشته و اعتقادتی که زرتشتیان در مورد فرزندخواندگی داشتند و فرزندخوانده را در حکم فرزند حقیقی دانسته و آثار رابطه پدر و فرزندی را بر آن حاکم می‌دانستند، نهاد فرزندخواندگی دارای جایگاه ویژه ای بوده است. چنان‌که گفته شده پسر جنبه مذهبی داشته و جزء سنت مذهبی محسوب می‌شود، فرزندان پسر وظیفه اداء مراسم و تکالیف مذهبی بعد از فوت پدر را به عهده داشتند و کسانیکه فرزند نداشتند فرزندخوانده تعیین می‌نمودند "(5)
 
زرتشیان معتقد بودند که فرزند عنوان پل صراط را دارد و کسی که فرزند نداشته باشد، قادر نیست در روز قیامت از پل صراط بگذرد. لذا کسانی که صاحب فرزند نبودند، برای رفع این نقیصه و طلب آمرزش و عبور از پل مزبور، فرزند بدلی برای خود انتخاب می‌کردند. 
 
در ایران سه نوع فرزندخواندگى مرسوم بود: نخست: «فرزندخوانده انتخابى‏» و آن فرزندخوانده‏اى بود که پدر و مادرخوانده فاقد فرزند، در زمان حیات خود، او را به فرزندى مى‏پذیرفتند. دوم: «فرزندخوانده قهرى‏» زن ممتازه یا دختر منحصر متوفایى بود که آن متوفى برادر یا پسرى نداشت که در این صورت آن زن یا دختر بدون اراده و به طور قهرى فرزندخوانده متوفى محسوب مى‏گردید. سوم: فرزندخوانده‏اى که ورثه متوفاى بدون اولاد بعد از فوتش براى او انتخاب مى‏کردند. فرزندخوانده از هر نوع که بود به قائم مقامى متوفى، مراسم مذهبى را انجام مى‏داد و تمام اختیارات و قدرت متوفى به فرزندخوانده وى انتقال مى‏یافت.(6)
 
قران به عنوان یک منبع معتبر نشان می‌دهد که فرزندخواندگی درمیان اقوام گذشته مرسوم بوده است:
 
وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ زخرف (26)  و به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش ‌[عمويش آزر] و قومش گفت: «من از آنچه شما مى‌پرستيد بيزارم.} آزر عمو یا همسر پدر حضرت ابراهیم بود که به نام پدر، خوانده شده است؛ چراکه حضرت ابراهیم را به فرزندخواندگی گرفته بود. در آیه 12 سوره یوسف آمده است که عزیز مصر حضرت یوسف را خریداری و به همسرش سفارش کرد که مقامش را بسیار گرامی ‌بدارد که این غلام (پسر) امید است به ما نفع بخشد یا او را به فرزندی بگزینیم. قرآن در ضمن بیان داستان تولد حضرت موسی نیز ذکر می‌کند که فرعون به پشنهاد آسیه موسی را به فرزندخواندگی خود می‌گیرد(قصص9-7). 
 
در ادیان الهی همچون مسیحیت و یهودیت فرزندخواندگی به چشم می‌خورد: در عهد عتیق(7) به فرزندخواندگی اشاره چندانی نشده است واحکام شرعی در مورد آن به چشم نمی‌خورد که بتوان از آن به سنت فرزندخواندگی در میان قوم یهود و مسیح پی برد و در زبان عبری نیز این عمل - فرزندخواندگی - از هیچ واژه و اصطلاحی برخوردار نیست. می‌توان دلیل این امر را وجود راه‌حل‌های دیگر برای مسئله نازایی در میان اسراییلیان دانست که چندهمسری و ازدواج با برادر شوهر نیاز به فرزندخواندگی را کاهش می‌داد و اصل حفظ ملک در میان اعضای قبیله باعث می‌شد که به راحل فرزندخواندگی پرداخته نشود.(8)
 
ریشه فرزندخواندگی در عهد جدید را نباید از قوانین روم دانست، زیرا در این قوانین هدف اصلی از گرفتن فرزندخوانده تداوم نسل والدینی بود که شخصی را به فرزندی می‌پذیرفتند، ولی ریشه فرزندخواندگی در عهد جدید را باید از رسوم نو آیین یهودیت دانست که امتیازات خانوادگی را به فرزندخوانده انتقال می‌داد و هدف و نتیجه از آن تغییر جایگاه و موقعیت فرد (فرزندخوانده) بود از بندگی به پسرخواندگی به گونه‌ای که ما لفظ فرزندخواندگی را در جاهای مختلف می‌بینیم؛ مانند: فرزندخواندگی به‌عنوان رابطه‌ای مبتنی بر فیض، به‌گونه‌ای تلویحی در نوشته‌های یوحنا در خصوص «فرزند شدن» و در اعطای مجدد حقوق کامل خانوادگی به پسر گمشده و در کاربرد و مکرر عنوان پدر برای خدا از سوی عیسی.(9)
 
تبنی (فرزندخواندگی) در عصر جاهلیت نیز معمول بوده که بعضی از کودکان را به عنوان فرزند خود انتخاب می‌کردند و آن را پسر خود می‌خواندند و به دنبال این نام‌گذاری تمام حقوقی را که یک پسر از پدر داشت، برای وی قائل می‌شدند؛ از پدرخوانده ارث می‌برد و پدرخوانده نیز وارث او می‌شد، و تحریم زن پدر یا همسر فرزند در مورد آنها حاکم بود.
 
در اسلام، با نزول آیه چهار سوره احزاب و قضیه زید بن حارثه، این موضوع كه فرزندخوانده در حكم فرزند واقعی باشد، اساساً نفی گردید. 
 
زید بن حارثه بن شراجیل كلبی از قبیله بنی عبدود بوده كه پیغمبر (ص) پیش از بعثت او را که از جمله اسیران جاهلیت در بازار عكاظ بود، خرید وآزاد ساخت و به پسری خود برگزید. پیغمبر (ص) زینب دختر حجش را برای زید خواستگاری و عقد نمود. پس از مدتی كه زینب در خانه زید بود، با زید اختلاف پیدا كرد و زید او را طلاق گفت و پیغمبر (ص) به دستور خداوند او را به زنی گرفت. این كار كه بر خلاف عادت و عرف عرب بود، گفتگوهایی به میان آورده، جهودان و منافقان طعنه زدند و گفتند محمد ما را نهی می‌كند از اینكه زن پسری را به زنی بگیریم، ولی او با زن پسر ازدواج نمود. چون این سخنان به میان آمد، آیه ۴ و 5 از سوره احزاب نزول یافت كه "… مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَينْ‏ِ فىِ جَوْفِهِ  وَ مَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ الَِّى تُظَاهِرُونَ مِنهُْنَّ أُمَّهَاتِكمُ‏ْ  وَ مَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ  ذَالِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ  وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِى السَّبِيل" خدا در درون هيچ مردى دو قلب ننهاده است. و زنانتان را كه مادر خود می‌خوانيد مادرتان قرار نداد و فرزندخواندگانتان را فرزندانتان نساخت. اينها چيزهايى است كه به زبان می‌گوييد و سخن حق از آن خداست و اوست كه راه می‌نمايد.(آیه 4 احزاب)
 
"ادْعُوهُمْ لاَِبَائهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ  فَإِن لَّمْ تَعْلَمُواْ ءَابَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فىِ الدِّينِ وَ مَوَالِيكُمْ وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَ لَاكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ  وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا" پسرخواندگان را به نام پدرشان بخوانيد كه در نزد خدا منصفانه‌تر است. اگر پدرشان را نمی‌شناسيد، برادران دينى و موالى شما باشند. اگر پيش از اين خطايى كرده‌ايد باكى نيست، مگر آنكه به قصد دل كنيد و خدا آمرزنده و مهربان است." (آیه 5 احزاب).
 
دین اسلام به جهت محافظت از انساب و صیانت از آن همان‌طور که زنا را حرام اعلام کرده است، فرزندخوانده را به صورتی که فرزند واقعی تلقی و تمام احکامی ‌که فرزند واقعی در فقه شیعه دارد مانند نسب، محرمیت، ارث، نفقه و... را قبول ندارد، چون اگر فرزندخوانده را مانند فرزند واقعی قلمداد کنیم باعث اختلاط انساب می‌شود و در بحث ارث و نفقه موجب تضییع حقوق سایر ورثه می‌گردد.
 
اما در اسلام به ادعای برخی به طور کل فرزندخواندگی منسوخ و به ادعای برخی دیگر فقط آثار حقوقی‌ آن متحول شده و تغییر کرده است. با توجه به مقررات حقوق اسلام، در حقوق ايران نهادي به عنوان فرزندخواندگي بدين مفهوم كه فرزندخوانده از هر حيث در حكم فرزند واقعي باشد و از آثار رابطه بنوت بهره‌مند شود، وجود ندارد، ولي با توجه به دستورات و تعالیم دین اسلام و تأکیداتی بر کمک و نگهداری ایتام دارد، مقررات مدني به منظور سرپرستي اطفال بي‌سرپرست وضع گرديده و اجرا مي‌شود. 
 
(در همین زمینه: فرزندخواندگی در قانون ایران)
 
اين مقررات در قانون اساسي و قوانين عادي انعكاس يافته است و با توجه به اینکه در کنوانسیون حقوق کودک فرزندخواندگی مورد قبول قرار گرفته و برای فرزندخوانده همان حقوق و مزایای فرزند طبیعی مقرر شده است، ایران با حق شرط خود این کنوانسیون را در مواردی‌که مغایر با موازین اسلامی‌ باشد، مورد قبول قرار نمی‌دهد. 
 
پی‌نوشت
1.    مشكاة الانوار، ابوالفضل علي بن حسن طبرسي، ص167.
2.    الكافي، ثقة الاسلام كليني، ج7، ص51
3.     نهج البلاغه صبحی صالح، صفحه ۴۲۱، وصیت امام علی.
4.     صفائی (سید حسین) وامامی‌( اسد الله)حقوق خانواده، جلد دوم(قرابت و نسب) سال 1374ص23.
5.     اسدالله امامی‌–مطالعه تطبیقی نسب در حقوق ایران وفرانسه،ص 339.
6.     اسدالله امامی‌–مطالعه تطبیقی نسب در حقوق ایران وفرانسه،ص 345
7.     کتاب مقدس مسیحیان به دو بخش «عهد عتیق» و «عهد جدید» تقسیم می‌شود که شامل ۶۶ کتاب است. عهد عتیق از ۳۹ کتاب و عهد جدید از ۲۷ کتاب .یهودیان تنها «عهد عتیق» را به عنوان کتاب آسمانی قبول دارند.
8.     نقل از مجله کلمه شماره ۳۳ مورخ ۰۳/۰۱/۲۰۰3
9.     نقل از مجله کلمه شماره ۳۴ مورخ ۰۶/۰۱/۲۰۰۳
 
*کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی
به نقل از:سایت  مهرخانه 
http://mehrkhane.com