Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

حقوق شهروندی از دیدگاه حضرت علی‌(ع)- بخش اول

 

غلامرضا تبرک، کارشناس ارشد علوم سياسي

سرآغاز:
حقوق شهروندی از مباحث و مطالب مهمی است که به طور گسترده اي به عدالت و مساوات توجه دارد و در نظریات اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. مقوله «شهروندی» هنگامي در يک جامعه تحقق می یابد که همه اعضاي آن جامعه از تمامي حقوق مدنی و سیاسی برخوردار بوده، در حوزه های مختلف مشارکت داشته و در برابر حقوقی که دارند، وظایف و مسئولیت هایی را در راستای اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم بر عهده بگیرند.
از دوران باستان، متفکران سیاسی درباره رابطه درست ميان فرد و دولت بحث کرده اند. این رابطه در یونان باستان در گمانه «شهروند» به معنای عضو دولت بودن عینیت یافته بود. در دولت- شهرهای یونان شهروندی به صورت حق شرکت در زندگی سیاسی- اجتماعي و در صورت انتخاب شدن، احساس تکلیف برای عهده دار شدن بار مسئولیت مقام عمومی بازتابیده بود؛ اما این حق به اقلیت کوچکی که در این دولت ها زندگی می کردند و در واقع، به مردان آزاده دارای حق مالکیت محدود شده بود.

اما در مقایسه، مفهوم جدید شهروندی بر اصل حقوق و تکالیف همگانی مبتنی است. (هیوود، 1383، ص 279)
از این رو بین حقوق، تکالیف و مسئولیت های شهروند رابطه مستقیم و چندسویه ای برقرار است. مکاتب و مسلک های فکری مختلف با توجه به بینش، جهان بینی و زاویه دیدی که به جهان، انسان و زندگی دارند، برداشت ها و نظریات متفاوتی ارائه می دهند. در این ميان، دو دیدگاه اساسی وجود دارد: یکی، مکتب مادی و ماتریالیسم و دیگری، مکتب معنوی و الهی.
دستورات ادیان الهی برای اداره امور بشری از آنجایی که خاستگاه ربوبی دارند و از ناحیه خداوند- که آفریدگار فطرت و آگاه به تمام نیازها و خواسته های بشر است- صادر شده، بهترین و کامل ترین راهنما و
دستورالعمل براي انسان هاست.
از بین ادیان مختلف، دین مبین اسلام کامل ترین قواعد حقوقی را برای بشر مطرح کرده که مطابق با فطرت انسانی است و نه تنها به کمال معنوی انسان ها توجه دارد؛ بلکه به کرامت آنها به عنوان اشرف مخلوقات فارغ از نژاد، رنگ و مذهب احترام می گذارد. از جمله مسائل مهم حقوق شهروندی در اسلام «کرامت انسان ها»، «ارزش زندگی و حیات افراد»، «بیهوده نبودن زندگی» و «هدفمند بودن خلقت» است.
حضرت علی (ع) به عنوان خلف صالح پیامبر و جانشین ایشان و بهترین و والاترین مفسر قرآن و اسلام، درخصوص دین، الهیات و ابعاد گوناگون زندگی مادی و معنوی مورد نیاز انسان ها سخنان گهرباری در نهج البلاغه دارند که می تواند راهنماي ما درجهت شناخت بهترین و روشن ترین راه باشد.
تاريخچه حقوق شهروندي
بعد از عصر روشنگري، تار و پود اندیشه‌های سیاسی غرب در نظریه حقوق طبیعی و قراردادهاي اجتماعی است. هر دو نظریه ریشه در فلسفه رواقی یونان باستان دارند. (موحد، 1381، ص 24)
اعلامیه حقوق بشر و شهروندی (1789 ميلادي) و قانون اساسی کشور فرانسه (1794 ميلادي) که جایگاه برجسته ای را در تحولات قرن هجدهم به خود اختصاص داده اند، در پی ریزی حاکمیت ملی و انتقال قدرت تصمیم گیری از «پادشاه» به «شهروندان» نقطه عطفي به شمار می روند. آنچه امروز تحت عنوان حقوق بشر مطرح است، اصول، قواعد و مفاهیمی است که مبنای آن، اعلامیه حقوق بشر و شهروندي فرانسه و اندیشه متفکران سازنده آن چون «ژان ژاک روسو»، «منتسکیو» و «دیدرو» مي باشد و در اعلامیه حقوق بشر و دو میثاق به نام "منشور حقوق بشر" منعکس است. (مهرپور، 1377، ص303 و 304)
تمرکز مباحث حقوق بشر در قرن هجدهم بیشتر حول مفهوم آزادی بود. در قرن نوزدهم نقطه تأکید از آزادی به برابری انتقال یافت و سرانجام در قرن بیستم، مفهوم عدالت بود که محور اصلی این مباحث قرار گرفت. (موحد، 1381، ص31)
اما آنچه اکنون رخ می‌نماید، ادعای دروغین حقوق بشر است که مدعیان آن با جنگ و خونریزی و ظلم و ستم قصد دارند آن را به بشر هدیه کنند.
تحلیل مفهومی واژه حقوق
«حقوق» جمع «حق» است و حق از دیدگاه اهل لغت، فقها و حقوق دانان مورد بررسی قرار می‌گیرد. واژه «حق» دارای معانی متعددی است.
گاهي حق عنوان عامي است که شامل همه مجعولات شارع مقدس می‌شود؛ خواه جعل تأسیسی باشد یا امضایی. حق به این اطلاق عبارت است از تحقق و ثبوت. بنابراین می‌توان گفت حقوق اسلامی دستورات شریعت است که برای تمشیت امور فردی و اجتماعی وضع شده است. (محقق داماد، 1376، ص 47)
در اصطلاح فقه، حق نوعی مالکیت است که به‌نحو خاصي بین مالک و مملوک وجود دارد.
گاهی واژه حق در مقابل ملک قرار می‌گیرد و گاه مترادف با آن و در هر دو معنا قدرتی است که برای انسان نسبت به غیر خودش جعل شده و این پایین‌ترین مرتبه ملکیت است. (آل بحرالعلوم، 1403هـ ، ج1، ص 14)
اما حق در اصطلاح حقوق موضوعه امتیاز و نفعی است متعلق به شخص که حقوق هر کشور در مقام اجرای عدالت از آن حمایت می‌کند و به او توان تصرف در موضوع حق منع ديگران از تجاوز را مي‌د‌هد. واژه «حق» به طور معمول به معناي فردی یا شخصی به کار می‌رود؛ در برابر «حقوق» که به معنای احکام است. (کاتوزیان، 1377، ص370 و 372)
بنابراین حق اختیاری است که قانون برای فرد به رسميت شناخته تا بتواند عملی را انجام یا آن را ترک نماید؛ چنان که گفته می‌شود: حق مالکیت، حق تصرف.
کاربرد واژه حق در این معنا در حقوق اسلامی سابقه دارد. (امامی، 1342، ج2، ص2)
هدف قواعد حقوقی براساس آن که کدام مکتب حقوقی مورد توجه قرار گرفته باشد، یکی از اين سه موضوع است:
1ـ بعضی از حقوق دانان حفظ نظم در جامعه را مهم ترین مصلحت‌ها برشمرده و قواعد حقوق را مقرراتی می‌دانند که از طرف قوای صالح دولت تضمین شده و هدف آن استقرار صلح و نظم در اجتماع است.
2ـ پیروان برخی مکاتب که برای حقوق مبنای ذهنی و برتر از اراده حکومت قائل هستند، هدف حقوق را تأمین عدالت می‌دانند. به نظر آنها مهم ترین منبع حقوق، افکار و نظریات دانشمندان است.
3ـ در نظراتی که منبع اصلی حقوق، عرف و عادت است، هدف حقوق پیشرفت تمدن و فرهنگ ملت هاست. (کاتوزیان، 1365، ص 417ـ419)
حقوق شهروندی
حقوق شهروندی ناظر به حقوق فطری انسان بوده و سلب ناشدني، غیر قابل تخلف و ازلی و ابدی است. در تعریف حقوق شهروندي می توان گفت:
ا- چیزی است که فرد با داشتن تکلیف در قبال دیگری مستحق برخورداري از آن است.
2- شخص به خاطر مصونیت از قانون مستحق آن است.
3- امتیازی است که انسان در زندگی اجتماعی دارد.
4- قدرتی است با هدف ایجاد رابطه حقوقی. (جعفری، 1382، ص 156)
ویژگی های حقوق شهروندی عبارت است از:
1- جهانی است؛ زیرا حق مسلم هر عضو خانواده بشری است و هر انساني در هر کجا که باشد و از هر نژاد، زبان، جنس یا دین، مستحق آن است.
2- غیر قابل انتقال است و از بشر قابل انفکاک نیست؛ چراکه بدون آن نمی توان فرد را بشر نامید.
3- تقسیم پذیر نیست.
4- عناصر آن لازم و ملزوم یکدیگر و متمم و مکمل هم هستند.
5- هدیه اي الهی است و هیچ مقام بشری این حقوق را اعطا نمی کند.
6- حقوق ذاتی و فطری انسان است و از آن به صفات شخصیتی بشر تعبیر نمی شود و به هیچ قراردادی وابسته نیست. (نصر، 1381، ص 215)
انسان؛ موضوع حقوق شهروندی
انسانِ خلیفه الله در جهتی زندگی می کند که هم مبدأ کلی دارد و هم مرکز کلی. وي با علم به این مبدأ می کوشد تا کمال و تمامیت اولیه اش را احراز کند و انتقال دهد. مرکز کلی هستی بر محیط و پژواک مبدأ کلی در دوره های بعدی زمانی است. از دیدگاه معنوی، قلمرو حاکمیت زمینی انسان مشروط به تداوم آگاهی وی از طبیعت ناپایدار است و حقوق فطری بشر قابل انفکاک از او نیست. انگیزه تدوین حقوق بشر اگر بر مبنای «اصالت انسان» هم باشد، مطابق سنت الهی است و آحاد جامعه بشری از این حقوق برخوردار هستند؛ مگر این که به حکم شرع یا قانون - البته قانونی که مطابق با آموزه های حقوق شهروندی است- و درجهت حفظ حقوق ديگر شهروندان، از بخشی از اين حقوق منع شده باشند.
به هر حال، مناط اعتبار قوانین، اراده تشریعی خداوند است و در سنت پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) حقوق فطری بشر مورد تأکید و عنایت است. (نصر، 1381، ص 215)
اسلام و حقوق شهروندی
حقوق شهروندی همواره مورد عنایت و حتی تأکید اسلام واقع بوده است؛ برای نمونه در قرآن کريم آمده است: «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقَتَلونَ بِأنَّهُم ظُلِمُوا وَ إنَّ اللهَ عَلَی نَصرِهِم لَقَدیرٌ»(حج/ 39)
در این آيه، خداوند «مظلومیت» را علت اذن جهاد دانسته است.
و در اين آيه: «وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعدَ ظُلمِهِ فَأولَئِکَ مَا عَلَیهِم مِّن سَبِیل. إنَّمَا السَّبیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظلِمُونَ النَّاسَ و یَبغُونَ فِی الأرضِ بِغَیرِ الحَقِّ أولَئِکَ لَهُم عَذابٌ ألِيمٌ» (شوری/ 41 و 42) مجازات ستمکاران را روا می داند.
نخستین حق هر شهروندی ایجاد زمینه‌های رشد اوست و محیط اجتماع بايد فرصت رشد، توسعه و کمال را به افراد بدهد. بنابراین برقراری عدالت و اقامه قسط در جامعه وظیفه هر حاکم و حق هر شهروند است: «لَقَد أرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنات وَ أنزَلنَا مَعَهُم الکِتابَ وَ المیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط» (حدید/ 25)
قسط و عدل مطلوب هر انساني است و در جای جای تعالیم اسلامی به آن امر شده است (نحل/ 90، حجرات/ 9) حتی اگر به ضرر شخصی باشد (نساء/ 134).
در آیات متعدد قرآن کریم از ظلم و تعدی به هر صورتی که باشد، نهی شده است. اسلام این حق را نه تنها برای شهروندان حکومت اسلامی؛ بلکه برای همه موجودات و انسان های دیگر محترم شمرده است. در چنین محیط امن و آرامی است که آدمي می‌تواند به رشد و کمال خود بیندیشد؛ چنان که علت بعثت هم، رساندن انسان ها به چنین مرحله‌ای است (آل عمران/ 164).
یکی دیگر از مهم ترین تعالیم دینی، توجه به منزلت و کرامت همه انسان هاست: «وَ لَقَد کَرّمنَا بَنی آدَم» (اسراء/ 70) و آنچه موجب برتری يک انسان بر دیگری می‌ شود، تنها تقواست: «إنَّ أکرَمَکُم عِندَاللهِ أتقَیکُم» (حجرات، 13)
یعنی چگونگی عمل و رفتار آدمي است که موجب کسب فضیلتی افزون بر دیگری می‌شود؛ نه مظاهر دیگر آفرینش از قبیل رنگ پوست، جنسیت، نژاد و... . بنابراین همه انسان ها از حقوق مساوی برخوردار هستند.
عده اي متفکران با استناد به برخی موارد، حقوق شهروندی را خلاف اسلام دانسته اند. این دسته از اندیشمندان، هم در گروه طرفداران حقوق بشر یافت می شوند و هم در طیف مخالفان حقوق بشر. اما سراسر زندگی پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) گواه روشن و آشکاري بر حفظ حقوق شهروندی و حمایت و نظارت بر حقوق بشر است و روايات بسیاري از پشتیبانی آنها از ضعفا، بردگان، کودکان، زنان و ستمدیدگان نقل شده است.
ویژگی‌های حقوق از دیدگاه حضرت علی(ع)
موضوع حقوق اجتماعی، عدالت، مساوات و مبارزه با ظلم و ستمگری و تجاوز، از مسائلي است که در نهج‌البلاغه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در فرامين حضرت علی (ع) بحث‌های بسیاری درخصوص انواع حقوق در جامعه بشری مطرح شده است.
خطبه 216 نهج‌البلاغه درباره حقوق اجتماعی است. آن حضرت در این خطبه به بیان حقوق متقابل رهبری و مردم می‌پردازند. در نخستین بخش این خطبه آمده است: «فقد جعل الله سبحانه لی علیکم حقاً بولایه امرکم، ولکم علیّ من الحق»؛ خداوند سبحان برای من بر شما به جهت سرپرستی و حکومت حقی قرار داده و برای شما همانند حق من، حقی تعیین فرموده است.
بنابراین از نظر ایشان تعیین حقوق از جانب پروردگار است.
اميرالمؤمنين(ع) سپس می‌افزایند: «حق گسترده‌تر از آن است که قابل وصف باشد؛ اما در هنگام عمل تنگنایی بی‌مانند است.»
آن حضرت سپس به ارتباط ميان حق و تکلیف اشاره می‌فرمایند: «حق اگر به سود کسی اجرا شود، ناگزیر به زیان او نیز به کار می‌رود و تنها حق خداوند سبحان یک طرفه است.»
بنابراین چنین نیست که بعضی تنها بر عهده دیگران حقوقی داشته باشند؛ بدون این که خود عهده دار تعهدی باشند.
حقوق شهروندی از دیدگاه حضرت علی(ع)
اولین امام شیعیان، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر را بزرگ ترین حق در میان حقوق الهی ذکر فرموده (دشتي، 1378، خ 216) و اصلاح جامعه را وابسته به اصلاح هر دو دانسته‌اند؛ چنان که اگر رهبر و مردم، هر دو به وظایف خویش عمل نمایند و حقوق طرف مقابل را پاس دارند، حق در آن جامعه عزت می‌یابد و راه‌های دین پدیدار شده و نشانه‌های عدالت برقرار و سنت پیامبر (ص) پایدار می‌گردد. در این صورت، مردم بر تداوم حکومت امیدوار می‌شوند و دشمن از آرزویش مأیوس می‌گردد.
از سوی دیگر، اگر مردم و حکومت حقوق یکدیگر را پاس ندارند، وحدت کلمه از بین می‌رود، نشانه‌های ستم آشکار می‌شود، نیرنگ‌بازی در دین فراوان می‌گردد، راه گسترده سنت پیامبر اکرم (ص) متروک، هواپرستی بسيار، احکام دین تعطیل و بیماری‌های دل فراوان می‌شود. به همین دلیل، آن حضرت همه را به یاری و کمک برای احقاق حق فرا می‌خوانند. ازاين رو بر تک تک افراد واجب است تا یکدیگر را در استیفای حقوق یاری نمایند.
حقوق سیاسی شهروندان
بدیهی است که هرگاه اجتماعی از افراد تشکیل شود، ايجاد قدرتی که بتواند قوانین حاکم بر آن را اجرا کند، ضروری است؛ زیرا قانون -که وجود لفظی یا کتبی تفکری خاص است- توان تأثیر بر روابط خارجی را ندارد. بنابراین درباره این موضوع که وجود يک حکومت برای نظام بخشيدن به امور اجتماعی لازم است، بحثی نیست. مولای متقیان(ع) نیز به ضرورت وجود یک حکومت مقتدر تصریح فرموده‌و با تفکر خوارج که در آغاز مدعی بودند با وجود قرآن از حکومت بی‌نیاز هستیم، مبارزه کردند.
اما در دیدگاه آن حضرت، حاکمیت از آن مردم است و آنان صاحبان اصلی حکومت می‌باشند. در دیدگاه شیعیان، امامت یک منصب الهی است؛ ولي حضرت علي(ع) می‌فرمایند که به واسطه بیعت مردم، حکومت را قبول کرده اند.
ایشان در این باره می‌فرمایند: «لَم تکن بیعتکم إیّای فلتهً، و لیس أمری و أمرکم واحداً. إنّی أریدکم لِلّه وَ أنتم تُریدوننی لأنفسکم، أعینونی عَلی أنفسکم»؛ بیعت شما مردم با من بی‌مطالعه و ناگهانی نبود. کار من و شما یکسان نیست. من شما را برای خدا می‌خواهم و شما مرا برای خود می‌خواهید. ای مردم، برای اصلاح خود، مرا یاری کنید.» (خطبه 136)
نکته اساسی و مبنایی که از فرمایش حضرت علي (ع) روشن می‌شود، این است که هم انگیزه و هم هدف الهی است. حضرت در بخش دیگری از سخنان خود، مسئولیت سرنوشت غم‌انگیز مردم را به دلیل انتخاب فرماندار نالایق به آنها گوشزد می‌‌فرمایند. (خطبه 158)
از دیگر حقوق سیاسی شهروندان، برابری در مقابل قانون است؛ به طوری که همه از حقوق مساوی برخوردار هستند و قانون از همه یکسان حمایت می‌نماید. این مطلب از فحواي بیانات حضرت علی (ع) در موارد بسیار به دست می‌آید که ایشان امر به عدالت و عدم تبعیض می‌فرمودند. از جمله فرمایش‌هاي ایشان است که: «العدل یضع الأمور مواضعها، و الجود یخرجها من جهتها، و العدل سائِس عامّ وَ الجود عارض خاصّ ، و العدل أشرفهما و أفضلهما»؛ عدالت هر چیزی را در جای خود می‌نهد، در حالی که بخشش آن را از جای خود خارج می‌سازد. عدالت تدبیر عمومی مردم است، در حالی که بخشش گروه خاصی را شامل می‌شود. پس عدالت شریف‌تر و برتر است. (خطبه 437)
آن حضرت خطاب به "زیاد بن ابیه"، فرمانـدار فارس، فرموده است: «استعمل العدل و احذر العسف و الحیف، فانّ العسف یَعودُ بِالجَلاء و الحیف یدعوا الی السیف»؛ عدالت را بگستران و از ستمکاری پرهیز کن که ستم، رعیت را به آوارگی کشاند و بیدادگری به مبارزه و شمشیر انجامد.» (دشتي، 1378،خطبه 476)
اميرالمؤمنين(ع) در نامه خود به مالک اشتر می‌نویسند: «مبادا هرگز در آنچه که با مردم مساوی هستی، امتیازی طلب نمایی.»
ملاک ایشان برای انتخاب افراد در پست‌های مختلف حکومتی، تعهد، تخصص و تقوای آنها بود. هر کس که چنین شرایطی داشت، از طرف آن حضرت گزینش می‌شد و هرگز روابط جانشین ضوابط نبود؛ چنان که حضرت در نامه‌ای به یکی از فرمانداران خود می‌نویسند: «إنّی أقسم صادقاً لئن بلغنی أنّک خُنت من فَیء المسلمین شیئاً صغیراً أو کبیراً، لأ شُدَّنَّ علیک شده تدعک قلیل الوفر»؛ به راستی به خدا سوگند ياد مي کننم اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شوی.»
شهروندان در جامعه مدنی اسلامی صاحب حق در تعیین سرنوشت خود و نظارت بر اراده امور و بازخواست از متصديان امر هستند و حکومت در این جامعه خدمتگزار مردم است و در همه حال بايد در برابر مردمی که خداوند او را بر سرنوشت آنان حاکم کرده، پاسخگو باشد.
احترام به حقوق بشر و رعایت حدود و ضوابط آن سخنی نیست که اکنون بنا به مصلحت سیاسی و تنها به خاطر هم سخنی با دیگران به زبان آوریم؛ بلکه این امر نتیجه طبیعی تعالیم دینی و فرمان های مذهبی ما است. پاسخگو بودن مسئولان و فرمانداران در مقابل خداوند بزرگ و مردم بارها مورد تأکید امیرمؤمنان (ع) قرار گرفته است. ایشان مسئولان را به عمل از روی تقوا و در جهت حفظ مصالح عمومی سفارش فرموده‌اند؛ از جمله در نامه اي به یکی از فرمانداران خود نوشته‌اند: «فقد بلغنی عنک امر إن کنت فعلته فقد أسخطت رَّبک و عصیت إمامک وَ أَخزیت أمانتک. بلغنی أنّک جرَّدت الأرض فَأخذت ما تحت قدمیک و اکلت ما تحت یَدَیک فارفَع إلیّ حسابک و اعلم أنّ الله أعظم من حِسابِ الناس»؛ از تو خبری رسیده است که اگر چنان کرده باشی، پروردگارت را به خشم آورده‌ای و امام خود را نافرمانی و در امانت خیانت کرده‌ای. به من خبر رسیده که کشت زمین ها را برداشته‌اي و آنچه را که می‌توانستی گرفته، آنچه را در اختیار داشتی به خیانت خورده‌ای. پس هر چه زودتر حساب اموال را برای من بفرست و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت‌تر است. (دشتي، 1378، ن 40)
یکی از حقوق شهروندان، رفتار درست و انسانی با ایشان است. در دیدگاه امیر مؤمنان علی (ع) فرمانروایان و حاکمان، خادمان مردم هستند؛ چنانچه به درستی امور مردم را به انجام رسانند، به وظیفه خویش عمل نموده‌اند و هیچ ‌گونه منتی بر شهروندان ندارند. به علاوه، حاکمان وظیفه دارند با شهروندان مدارا کرده، با ایشان نرم‌خو باشند و پیوسته در رفع حوايج آنها بکوشند.
مولای متقیان(ع) در جای جای فرموده‌هاي خود بر چگونگی رفتار درست و انسانی رهبران در قبال شهروندان تأکید دارند. افزون بر آن، مدارا با مردم، ساده‌زیستی و پیروی از سیره نبوی، از فرمان های آن حضرت به حاکمان است.
در آستانه جنگ صفین، بعضی از یاران حضرت علي(ع) مدارا کردن ایشان را دیده و علت را پرسیدند. آن حضرت در پاسخ فرمودند: «هر روزی که جنگ را به تأخیر می‌اندازم، برای آن است که آرزو دارم عده‌ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند.» (دشتي، 1378، خ 55)
مدارا کردن، آسان‌گیری و گذشت از خطاها از سفارش‌های اکید حضرت علی(ع) به والیان است. در بخشی از نامه آن حضرت به محمد بن ابی بکر آمده است: «با مردم فروتن باش. نرم خو، مهربان، گشاده‌رو و خندان باش. در نگاه و نیم نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مأیوس نگردند.»
نزدیک به همین مضامین در نامه‌های دیگر آن حضرت به فرمانروایان دیده می‌شود.
برآوردن نیازهای به حق شهروندان از جمله دستورهاي مولای متقیان(ع) به والیان است. ایشان در این مورد می‌فرمایند: «برآوردن نیازهای مردم پایدار نیست؛ مگر به سه چیز: کوچک شمردن آن تا خود بزرگ نماید، پنهان داشتن آن تا خود آشکار شود و شتاب در برآوردن آن تا گوارا باشد.»
با وجود سفارش بسیار بر انجام امور مردم و برآوردن حاجات آنها، بر عدم تکبر و خودخواهی فرمانروایان هم تأکید شده است.
از طرف دیگر، رفتار مردم در برابر مسئولان نیز نباید سبب خودخواهي گردد. ایشان در این مورد می‌فرمایند: «گاهی مردم ستودن افرادی را برای کار و تلاش روا می‌دانند؛ اما من از شما می‌خواهم که مرا با سخنان زیبای خود نستایید تا از عهده وظایفی که در برابر خدا و شما دارم، برآیم.»
در جای جای بیانات حضرت علی (ع) سفارش به تقوا دیده می‌شود. ايشان به ویژه در مورد فرمانروایان تأکید بیشتری فرموده‌اند.
از دیگر سفارش های آن حضرت خود‌سازی و رفتار نیکوست. در یکی از فرمایش‌هاي ایشان می‌خوانیم: «کسی که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران بپردازد، به خود توجه نماید و پیش از آن که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد؛ زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند، سزاوارتر از کسي است که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.»
امير مؤمنان در مورد خود می‌فرمایند: «ای مردم، سوگند به خدا من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی‌کنم؛ مگر آن که پیش از آن، خود بدان عمل کرده باشم، و از معصیتی شما را باز ندارم؛ جز آن که خود آن را ترک گفته باشم.» (دشتي، 1378، خ 157)
ایشان صداقت با مردم را در شمار دستورهاي خود قرار داده‌اند.
حق امنیت شهروندان
یکی از کارکردهای مهم هر دولتي فراهم آوردن امنیت برای شهروندان خویش است. امنیت اجتماعی از زمینه‌های اصلی اجرای عدالت و مناسب‌ترین بستر پديد آمدن تعادل در جامعه است. از مهم ترین حقوق شهروندان، داشتن امنیت در مقابل اشرار داخلی و حمله دشمنان خارجی است؛ زیرا بدون امنیت نمی‌توان به امور دیگر رسید. از این رو وجود سپاهی کارآزموده، متخصص و متعهد لازم است که تحت فرماندهی فردی مقتدر و استوار قرار داشته باشد.
مولای متقیان، امیرمؤمنان (ع) در فرمایش‌هاي متعددی ضمن خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌هاي نهج‌البلاغه به تشکيل سپاهی منسجم، قوی و دارای تخصص های نظامی سفارش می‌فرمایند تا امنيت درون و برون کشوري فراهم گردد.
ایشان شخصاً تاکتیک‌های نظامی را قبل از جنگ به امیران لشکر و سپاهیان ابلاغ می‌فرمودند. از جمله نامه ایشان به لشکری است که به شام می‌رفت: «هرگاه به دشمن رسیدید یا او به شما رسید، لشکرگاه خویش را بر فراز بلندی‌ها یا دامنه کوه‌ها یا بین رودخانه‌ها قرار دهید تا پناهگاه شما و مانع هجوم دشمن باشد ... و بر فراز تپه‌ها دیده‌بان بگمارید ... از پراکندگی بپرهیزید. هر جا فرود می‌آیید‌، با هم فرود بیایید و هر گاه کوچ می‌کنید، همه با هم کوچ کنید.» (دشتي، 1378، ن 11)
ایشان حاکم اسلامی را پاسبان خدا در زمین معرفی فرموده‌اند. به همین دلیل از نظر آن حضرت سزاوارترین اشخاص برای خلافت کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر کوشيده و در پيروي از فرمان خدا داناتر باشد.
وحدت و همبستگی آحاد ملت از دیگر امور مورد تأکید ایشان است: «فَلا تکونوا أنصاب الفتن و أعلام البدع، و ألزموا ما عُقد علیه حَبل الجماعه و بنیت علیه أرکان الطاعه» (همو، خ 151)؛ سعی کنید که پرچم فتنه‌ها و نشانه‌های بدعت نباشید، و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار و پایه‌های طاعت بر آن پایدار است، بر خود لازم شمارید.
امیرمؤمنان (ع) علت سقوط جامعه و از بین رفتن امنیت داخلی را عدم همبستگی ملی دانسته‌اند.
ایشان در نامه‌ای به یکی از فرمانروایان خود می‌نویسند: «فإن عادوا إلی ظلَّ الطاعه فذاک الذی نحّب و إن توافت الامور بالقَوم إلی الشّقاق و العصیان فانهد بمن أطاعک إلی مَن عَصاک»؛ اگر دشمنان اسلام به سایه اطاعت بازگردند، همان است که دوست داریم. اگر کارشان به جدايی و نافرمانی کشید، با کمک فرمانبرداران با مخالفان نبرد کن.
حقوق شهروندان در جنگ
مولای متقیان(ع) در سخنرانی خود در شهر کوفه خطاب به سربازان ‌فرمودند: «ألزموا الارض و اصبروا علی البلاء و لا تحرّکوا بأیدیکم و سیوفکم فی هَوی ألسنتکم وَ لا تستعجلوا بما لم یُعجّله الله لکم»؛ سربازان بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلا‌ها و مشکلات استقامت نمایید؛ اما شمشیر‌ها و دست ها را در هوای زبان های خویش به کار مگیرید و در آنچه خداوند شتاب در آن را لازم ندانسته، شتاب مکنید. (همو، خ 190)
ایشان در جنگ و ستیز، حقوق سپاه مقابل را در نظر می‌گرفتند و لشکریان خویش را به عدم تجاوز از حقوق معین شده فرمان می‌دادند و در دعای خود می‌فرمودند: «خدایا، اگر ما را بر دشمن پیروز ساختی، از تجاوز بر کنارمان دار و بر راه حق استوارمان فرما.» (دشتي، 1378، خ 171)
منادیان و مدعیان حقوق بشر در برابر فرمایش‌هاي آن حضرت چه می‌توانند بگویند؟ ابرمردی که حقوق کسی را که بر او شمشیر کشیده و به جنگ او آمده، حتی در حد آزار زبانی پاس می‌دارد و می‌فرماید: «خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید. خوب بود به جای دشنام، می‌گفتید "خدایا خون ما و آنها را حفظ کن. بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن" تا آنان که جاهلند حق را بشناسند و آنان که با حق می‌ستیزند پشیمان شده و به سوي حق بازگردند.» (همو، خ 206)
این سخنان را تنها از کسی می‌توان شنید که از جنگ و صلح هدفی جز احقاق حق مردم ندارد و همچون پدری مهربان، خیرخواه و دلسوز مردم است.
حقوق سپاهیان
رسیدگی به امور زندگی و تأمین مایحتاج سپاهیان از حقوق ایشان است. تشویق در موارد مقتضی مورد توجه مولای متقیان بوده است. آن حضرت در این مورد خطاب به فرمانروای خود می‌فرمایند: «مبادا آنچه که به وسیله آن سپاه را نیرومند و پر توان می‌سازی، در نظرت بزرگ جلوه کند. نیکوکاری تو به آنان- هر چند اندک باشد- در نظرت ناچیز نيايد؛ زیرا نیکی، آنان را به خیرخواهی تو خواند و گمانشان را به تو نیکو گرداند. رسیدگی به امور کوچک آنان را به خاطر رسیدگی به کارهای بزرگ برای آنها رها مکن؛ زیرا از نیکی اندک تو سود می‌برند و از نیکی‌های بزرگ تو بی‌‌نیاز نیستند. برگزیده‌ترین فرمانده سپاه تو کسی است که از همه بیشتر به سربازان کمک رساند و از امکانات مالی خود بیشتر در اختیارشان گذارد؛ به اندازه‌ای که خانواده‌های آنان در پشت جبهه و خود آنها در آسایش کامل باشند.» (دشتي، 1378، ن 14)
نظارت بر عملکرد سپاهیان در راستای دفاع از حقوق شهروندان
نظارت بر عملکرد همه افرادی که مسئولیتی برعهده دارند، از امور لازم و ضروری است. این امر به ویژه در مورد سپاهیان از اهمیت بیشتری برخوردار است. مولای متقیان علي (ع) به این موضوع توجه ویژه اي مبذول می‌داشته‌اند. به عنوان نمونه، ايشان در نامه‌ای به یکی از واليان خود می‌فرمایند: «من سپاهیانی فرستادم که به خواست خدا بر شما خواهند گذشت و آنچه خدا بر آنان واجب کرده، به ایشان سفارش کرده‌ام و بر آزار نرساندن به دیگران و پرهیز از هرگونه شرارت تأکید کرده‌ام. (همو، ن60)
حضرت علي(ع) سپس می‌فرمایند: «کسی را که دست به ستمکاری زند، کیفر کنید. افراد سبک مغز خود را از زیان رساندن به لشکریان و زحمت دادن آنها باز دارید. من پشت سر سپاه در حرکتم. شکایت‌های خود را به من رسانید. در اموری که لشکریان بر شما چیره شده‌اند و قدرت دفع آن را جز با کمک خدا و من ندارید، به من مراجعه کنید که با کمک خداوند آن را برطرف خواهم کرد.» (همو، ن 14)
آن حضرت عملکرد فرماندهان نظامی را زیر نظر داشتند و در موارد سهل‌انگاری شان، آنان را مورد بازخواست قرار می‌دادند؛ حتی اگر از یاران و نزدیکان امام بودند. از جمله، نامه‌ای به کمیل بن زیاد نخعی نوشتند و او را در ترک مقابله با لشکریان مهاجم شام مورد نکوهش قرار دادند. (همو، ن 61)
منبع:

 

 

http://www.maavanews.ir/tabid/38/ctl/Edit/mid/384/Code/8324/Default.aspx

 

http://www.maavanews.ir/tabid/38/ctl/Edit/mid/384/Code/8343/Default.aspx