Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

گفت‌وشنود انجام شده با جناب آقای آیت‌الله امامی کاشانی :قاضی باید طبق قانون حکم بدهد و نباید مصلحت اندیشی کند

قاضی باید طبق قانون حکم بدهد و نباید مصلحت اندیشی کند
راجع به مصلحت باید در مجمع تشخیص تصمیم‌گیری شود

در راستای برگزاری نمایشگاه جامع عملکرد ۳۰ ساله قوه قضائیه، مصاحبه‌هایی با برخی از نقش‌آفرینان و مدیران اصلی سه دهه بعد از انقلاب انجام گردید که از نظر تاریخی حاوی نکات ارزنده و قابل توجهی است. لذا به منظور استحضار خوانندگان، بخش تاریخی ماهنامه را به گفت‌وشنود انجام شده با جناب آقای آیت‌الله امامی کاشانی اختصاص می‌دهیم.

 

با درود به روان پاک امام بزرگوار (ره) و شهدای گرانقدر. در قانون اساسی و در اصل ۱۷۳ قانونی است به نام قانون دیوان عدالت اداری که من اصل آن را می‌خوانم وقتی کسی از دولت شکایت داشته باشد به دیوان عدالت اداری مراجعه و شکایت می‌کند اصل ۱۷۳ قانون اساسی به‌منظور رسیدگی به شکایت‌ها، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأموران، نهادها و آیین‌نامه‌های دولتی است. اگر مردم نسبت به عمل مأموران دولت یا آیین‌نامه‌های نوشته شده اعتراض داشته باشند، مرجع رسیدگی در اینجا دیوان عدالت اداری است. برای احقاق حقوق مردم دیوانی به نام دیوان عدالت اداری که زیر نظر رئیس قوه‌قضاییه تأسیس می‌شود. البته در قانون اساسی (قبل از اصلاحات) زیر نظر شورای عالی قضایی تعیین می‌شد اما در اصلاحات، شورای عالی قضایی به رئیس قوه‌قضاییه تبدیل شد؛ یعنی از شورا بودن خارج شد. آن زمان که ما مسئولیت دیوان را پذیرفتیم شورای عالی قضایی بود این قانون زمانی که من در مجلس بودم به کمیسیون مجلس آمد و من از تصویب‌کنندگان آن بودم و این قانون را قانون خوب و جالبی برای رفع مشکلات و تظلمات مردم دیدم. گاهی در وزارتخانه‌ای آیین‌نامه‌ای را تصویب می‌کنند که براساس دید و فکر خودشان است و شاید این آیین‌نامه بر‌خلاف موازین قانونی یا قانون اساسی، قانون عادی یا قانون شرع باشد همان موقع که در مجلس روی این قانون کار می‌کردم، به این مرکز علاقه پیدا کردم و گفتم این مرکز خوبی برای خدمت به مردم است، به هر حال در سال ۱۳۶۰ که بنده در مجلس بودم، رئیس شورای عالی قضایی آیت‌الله موسوی اردبیلی بودند زیرا در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ آیت‌الله بهشتی به شهادت رسیده بودند آقای موسوی اردبیلی که دادستان بودند به حکم امام (ره) به ریاست شورای عالی قضایی منصوب شدند و به‌دنبال من فرستادند و از من خواستند که ریاست دیوان عدالت اداری را بپذیرم، دیوان عدالت اداری هنوز تأسیس نشده بود تنها یک قانون نوشته شده بود نه تشکیلاتی داشت نه مکانی. بنده روی همین سابقه ذهنی که داشتم،‌ پذیرفتم که این خدمت خوبی به مردم است، البته می‌دانستم کار،‌ کار مشکل و پر زحمتی است.‌ برخلاف مجلس که زحمتی ندارد اما این کار،‌ تلاش شبانه‌روزی می‌طلبد. زیرا برای تأسیس آن مکانی نداشتیم بالاخره جایی طرف‌های شمیران پیدا کردم، دیدم دسترسی مردم به آنجا مشکل است بعد در بررسی‌ها متوجه ساختمان فعلی در سنگلج شدیم که یک ساختمان دولتی بود خلاصه آن را با مشکلاتی گرفتیم. بعد دیدم احتیاج به نظافت و تعمیر دارد، مدتی امور تعمیرات و سفیدکاری آن را انجام دادیم. این قانون که در دست ما بود برای اجرا به آیین‌نامه نیاز داشت و این آیین‌نامه را هم باید خودمان می‌نوشتیم و ما نیز نوشتن آیین‌نامه را شروع کردیم که شورای عالی قضایی هم باید تصویب می‌کرد. دوستانی را برای همکاری خودم تعیین کردم البته یکی از دوستان آقای دکتر بازرگان بود که آدمی بسیار دقیق و به قانون هم آشنا بودند. دیوان عدالت را تشکیل دادیم و کار را شروع کردیم کار، کار مشکلی بود. کار مشکلش هم این بود که فرض بفرمایید فردی با وزیری اختلاف پیدا می‌کند وزیر اقدامی کرده که باید وی را احضار کرد،‌ من قبل از اینکه مشغول به کار بشوم خدمت امام (ره) مشرف شدم، امام هم از قدیم به من عنایت خاص داشتند؛ من شاگرد ایشان بودم و خدمت ایشان رفتم و عرض کردم دیوان عدالت اداری را می‌خواهم تأسیس کنم. ایشان فرمودند خیلی خوب است. عرض کردم تنها یک مشکل دارم، فرمودند مشکل چیست؟ گفتم مشکل من این است گاهی برای وزیر باید اخطاریه فرستاد آن وقت می‌گویند چرا برای وزیر اخطاریه فرستادی، چرا چنین کردی، بیایند به خدمت شما و چیزی بگویند. من اول آمدم خدمتتان که اگر مطلبی، چیزی بود یا کسی چیزی گفت بنده را احضار بفرمایید و هرچه امر بفرمایید. ایشان تشویق کردند و فرمودند نه؛ شما مشغول بشوید بسیار خوب است. اگر کسی هم چیزی گفت من از شما می‌پرسم، من از ناحیه حضرت امام(ره) خاطرم جمع شد که اگر کسی چیزی بگوید، ایشان ما را می‌خواهد همین امر باعث جرئت من شد که بتوانم به همه کس اخطاریه بدهم و این کار را هم کردم آن زمان با رهبر معظم انقلاب (رئیس‌جمهوری) صحبت کردم و همان مطلبی را که به حضرت امام گفتم به ایشان هم عرض کردم که من خدمت امام هم گفتم اگر مسئله‌ای وجود دارد به من بگویید زیرا می‌خواهم با قاطعیت کارم را شروع کنم. البته آن روزها آشفتگی زیاد بود رئیس مجلس هم آن زمان جناب آقای هاشمی رفسنجانی بودند. یادم هست که به منزل ایشان رفتم‌. به ایشان گفتم قانون دیوان را هم شما می‌دانید و ما می‌توانیم به همه کس اخطاریه بدهیم ممکن است افرادی بیایند پیش شما و از من گلایه کنند و شما بفرمایید که کار من قدری سست بشود ایشان فرمودند ما شما را می‌شناسیم و ما کار را شروع کردیم، خیلی هم جدی شروع کردیم من می‌خواستم قاضی انتخاب کنم، با شورای عالی قضایی مشورت کردم. من پرونده قاضی را مطالعه می‌کنم هر کس را پسندیدم، شما به من بدهید،‌‌ آنها هم قبول کردند. آقای موسوی اردبیلی و شورای عالی قضایی قبول کردند، گفتند هرچه شما بگویید و هرکس را بخواهید ما به شما می‌دهیم. بعضی از دوستان با من همکاری کردند با ایشان صحبت کردیم بعضی از دوستان دیگر بودند که قضات را خوب می‌شناختند،‌ با آنها هم صحبت کردیم به‌عنوان مثال آقای فاخری که بعدها به شورای نگهبان آمدند و بعضی دیگر که پیرمردان دستگاه قضایی بودند. می‌گفتم به‌طور مثال چه کسی، می‌گفتند فلان کس خوب است و بدون هیچ توقف و سخاوت‌مندانه افراد را برای ما می‌فرستادند. تا پانزده شعبه را من تأسیس کردم و دیدم که باید کارهای اساسی در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری انجام ‌گیرد یعنی باید بعضی احکام آنجا نوشته و بررسی شود. البته رئیس دیوان عدالت اداری،‌ رئیس هیأت عمومی است بنابراین قضات آن هم باید، قضاتی باتجربه باشند. البته در دیوان عدالت اداری شکایت از اشخاص را شعبه‌ها رسیدگی می‌کنند اما باطل کردن آیین‌نامه‌ها باید در هیأت عمومی صورت گیرد؛‌ یعنی دیگر شعبه نمی‌تواند این کار را انجام دهد و هیأت عمومی باید بررسی کند. اگر خلاف شرع در آیین‌نامه‌ای باشد به شورای نگهبان ارجاع می‌شود، شورای نگهبان باید نظر بدهد اگر خلاف قانون اساسی باشد باز شورای نگهبان جواب بدهد. دیوان عدالت به شورای نگهبان می‌نویسد و شورای نگهبان باید جواب بدهد. اگر خلاف قانون عادی باشد همان هیأت عمومی یا تأیید می‌کند یا رد.‌ احکام را می‌نوشتند و من هم نظارت داشتم و می‌گفتم حکمی که از دیوان عدالت اداری بیرون می‌رود باید حکمی محکم و بدون اشکال باشد. من با حکم حضرت امام(ره) تولیت مدرسه عالی شهید مطهری را داشتم اما چنان کار من در دیوان عدالت اداری سخت بود که از صبح که به آنجا می‌رفتم حتی برای نماز هم بیرون نمی‌آمدم در همانجا نمازم را می‌خواندم، حتی همانجا استراحت می‌کردم و پس از آن به کار می‌پرداختم از قضات نیز می‌خواستم منزل نروند البته براساس ضوابط به اضافه کار آنها توجه می‌کردم اما از آنجا که انسان‌های محترمی بودند کاری به این مسایل نداشتند و همین که از آنها تقاضا می‌کردم نسبت به ما لطف می‌کردند و کار را به شدت دنبال می‌کردند. چندان که برخی از آنها پرونده‌ها را با خود به منزل می‌بردند و احکام را می‌نوشتند و به دیوان می‌‌آوردند که من اظهارنظر می‌کردم. آنها نیز اظهارنظرهای من را می‌پسندیدند. وضع طوری شده بود که با اینکه آنها قضات بسیار باسابقه‌ای بودند اما در عین حال نسبت به دقت‌هایی که من در قانون می‌کردم توجه داشتند.
شما از چه سالی تا چه سالی مسئولیت دیوان عدالت اداری را به عهده داشتید آیا در آن زمان آیین‌نامه‌ای بود که طرح آن اتفاقی را به همراه داشته باشد؟
ما از چهارم بهمن سال ۱۳۶۰ دیوان عدالت اداری را تشکیل دادیم آن زمان یک‌سری کارها بود راجع به سازمان زمین شهری که می‌آمدند زمین‌ها را تصاحب می‌کردند و می‌گفتند موات است و مردم هم می‌رفتند شکایت می‌کردند من وزیر را می‌خواستم و دلایل موات بودن را می‌پرسیدم. مهندس موسوی آن زمان نخست وزیر بود من گاهی با ایشان صحبت می‌کردم و به ایشان می‌گفتم اگر ما وزیر را احضار می‌کنیم شما ناراحت نشوید ایشان می‌گفتند نه حاج آقا هر جوری شما دوست دارید، اما دلشان راضی نبود که ما وزیر را احضار کنیم. به هر حال ایشان با ما مساعدت می‌کردند اما ما احکام را صادر می‌کردیم و می‌گفتیم باید این حکم اجرا شود البته بعد از رفتن من از دیوان عدالت، ایشان به من گفتند که آنطور که باید و آن وضعی که من برخورد می‌کردم دیگر برخورد نمی‌شود. البته شاید بستگی به رابطه‌ها داشت یا شاید بعضی از وزرا لطف داشتند و تا ما می‌گفتیم می‌آمدند با ما چای می‌خوردند و مطلب را می‌شنیدند و آن را انجام هم می‌دادند.

اگر زمان به عقب برگردد و به شما پیشنهاد شود که به دیوان عدالت برگردید آیا می‌پذیرید؟
اگر بتوانم کاری برای این مردم فداکار بکنم، انجام می‌دهم ما دیگر پیر شده‌ایم اما هر کاری بتوانم برای انقلاب انجام می‌دهم.
آیا از رابطه آن زمان دولت با مجلس چیزی به خاطر دارید؟
مسله خاصی را به یاد ندارم وقتی ما در مجلس بودیم قرار بود دولت بنی‌صدر تشکیل شود، چند نفری تعیین شدند که با بنی‌صدر صحبت کنند یکی از آنها بنده بودم ما را مجلس تعیین کرد که با بنی‌صدر صحبت کنیم. نخستین تنش ما با بنی‌صدر در مورد آقای رجایی بود و اینکه شهید رجایی را به‌عنوان نخست‌وزیر معرفی کند.‌ رفت و آمدها و حرف‌ها و بحث‌ها خیلی زیاد بود جلساتی با بنی‌صدر و شهید رجایی داشتیم، که خود داستان دیگری است.

آیا در زمانی که ریاست دیوان عدالت اداری را به‌عهده داشتید تصمیم قضایی یا توصیه‌‌ها را می‌پذیرفتید؟
احکام صادره براساس قانون بود و محکم می‌ایستادیم تا اجرا شود و هیچ توصیه اداری را نمی‌پذیرفتیم.

آیا موردی بود که به نتیجه منتهی نشود؟
نه، من راضی بودم و در مجموع قضات هم راضی بودند و می‌گفتند خدا را شکر که شما رئیس دیوان هستید و از اینکه احکام اجرا می‌شود ما خوشحال هستیم.
آیا اخبار دیوان عدالت اداری را دنبال می‌کنید؟
خیر، زیرا آدم گاهی غرق کاری می‌شود و گرفتاری‌ها هم زیاد است.

آیا می‌توانید قضات آن زمان را با قضات اکنون مقایسه کنید؟
در مورد قضات آن زمان اطلاعات زیادی ندارم قضات خوب،‌ باسواد، محترم و با کمالی هستند که من از نزدیک با آنها آشنایی دارم.

توصیه شما به قضات کشور چیست؟
من توصیه‌ام این است که در حکم و تشخیص دقت شود این خلاصه آرزوی نظام است زیرا پشتوانه حقوق مردم، دستگاه قضایی است انشاءالله قضات ما این چنین هستند.

از شورای عالی قضایی (انتخاب آیت‌الله شهید بهشتی) خاطره‌ای دارید؟
مطلب خاصی به خاطر ندارم آن زمان که ایشان عضو شورای عالی قضایی بودند من در مجلس بودم و مسئله صلاحیت بنی‌صدر مطرح بود که باید حکم عدم صلاحیت ایشان را شورای عالی قضایی یا مجلس بدهد. من به دوستان در شورای عالی قضایی می‌گفتم که بعضی‌ها می‌گفتند شما خودتان بروید این کار را انجام دهید زیاد به ما امیدوار نباشید زیرا بعضی‌ها مخالف بودند، یعنی نه مخالف؛ یعنی راه دستشان نبود که عدم صلاحیت بنی‌صدر را به زودی صادر کنند و ما کار را به مجلس انداختیم و یکی از کسانی که سخنرانی کرد، من بودم زیرا من در رابطه با نخست وزیری شهید رجایی با بنی‌صدر صحبت کردم از اخلاق و منش او آگاه بودم از کسانی که به‌طور کامل علیه بنی‌صدر در مجلس سخنرانی کرد من بودم بعضی از دوستان دیگر هم صحبت کردند و این جریانی بود که پیش آمد.

تحصیلات حوزوی چقدر در قضاوت شما تأثیر داشت؟
اصل تحصیلات من حوزوی بود و تحصیلات دانشگاهی ندارم من تمام تحصیلات خود را از دوران نوجوانی و جوانی در حوزه طی کردم تدریس هم کردم فقه، اصول و فلسفه درس می‌دادم زیرا اصل قضا به فقه برمی‌گردد. ما که ۱۷ ، ۱۸ سالی که در شورای نگهبان بودیم و قوانین مجلس را بازبینی می‌کردیم با همین معلومات فقهی بود البته قانون اساسی را هم می‌خواندیم.

مناسبات و تعاملات شما با آقای موسوی اردبیلی در دیوان عالی چگونه بود؟
ایشان رئیس دیوان و شورای عالی قضایی کشور بودند و همین قدر با هم ارتباط و رفت و آمد داشتیم که ایشان به‌عنوان رئیس شورای عالی قضایی بودند و من رئیس دیوان عدالت اداری بودم. آن بیانیه هشت ماده‌ای را که حضرت امام نوشتند و فرمودند چند نفر مأمور این کار شوند یکی از‌ آنها من بودم، یکی آقای میرحسین موسوی به‌عنوان نخست‌وزیر و آقای موسوی اردبیلی و رئیس آن زمان بازرسی کل کشور بودند و تعدادی از کسانی که در دولت و دستگاه قضایی بودند. من هم به عنوان رئیس دیوان عدالت اداری بودم و جلساتی داشتیم که به‌طور مرتب و هفتگی برگزار می‌شد و به کارها می‌رسیدیم و ارتباط ما،‌ کاری بود.

اگر مطلب ناگفته‌ای دارید که مناسب وضعیت فعلی قوه‌قضاییه باشد بفرمایید.
خیر مطلب خاصی به ذهنم نمی‌رسد.

می‌خواستیم نظر شما را در مورد بعضی از کلمات بدانیم.

 مثلاً عزل قاضی، اینها در قانون اساسی هست که قاضی را نمی‌توان جابه‌جا یا عزل کرد مگر به اراده خویش که مشکلاتی به وجود آورده بود. در مجمع تشخیص مصلحت این مسئله تصویب شد که رئیس قوه قضاییه می‌تواند قاضی را بدون اراده و اختیار خودش برکنار یا عزل کند. قاضی پرونده مستقل است و کسی نمی‌تواند به او دستور بدهد. ما این کلمات را در کار استفاده می‌کنیم به همین خاطر است که نظر شما را جویا می‌شویم آیا راجع به توسعه قضایی مطلبی شنیدید؟
خیر، من در جریان نیستم. دهه اول را دهه قانونگذاری، دهه دوم را دهه تثبیت و دهه سوم را دهه توسعه قضایی مطرح کردند حالا باید دید آنها که مطرح کردند منظورشان از توسعه،‌ توسعه کمی و کیفی با هم بوده است. من زیاد به جزییات وارد نیستم.

مصلحت؟
قاضی باید طبق قانون حکم بدهد و نباید مصلحت اندیشی نماید و اگر مصلحت باشد باید در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصمیم گرفته شود. حق، امری است به اصطلاح ثابت برای کسی که صاحب حق باشد.

مدیریت قضایی؟
مدیریت قضایی یعنی مسئولیت تشکیلات قضایی . به‌طور مثال زمانی که من در دیوان عدالت بودم با اینکه رئیس دیوان عدالت بودم مدیریت دستگاه قضایی آنجا را داشتم اما رئیس شعبه یک بودم زیرا گاهی مدیریت است اما قضاوت نیست وزیر دادگستری مدیریت دارد اما مدیریت وی قضایی نیست،‌ بلکه مدیریت اداری است.

 

 

منبع:

http://www.ghazavat.com/69/tarikhi.htm