Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

کلیات اعلامیه جهانی حقوق بشر، عیناً متن اسلام است

به مناسبت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی

 

آیت الله هاشم زاده هریسی: کلیات اعلامیه جهانی حقوق بشر، عیناً متن اسلام است

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر و نسبت آن با شریعتِ دین مبین اسلام، و طریقِ درست مواجهه‌ی­ ‌  مسلمانان با این اعلامیه، یکی از چالش‌ها و مسائل مطرح در کشورهای مسلمان و از جمله، ایران اسلامی است. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی، و به مناسبت سال­روز تصویب اعلامیه حقوق بشر اسلامی در قاهره، به سراغ یکی از محققین و متخصصین برجسته‌ی این رشته‌ی حقوقی رفته ­است تا در باب این پرسش‌ها و ابهامات به بحث بنشیند. آیت‌­الله هاشم­ زاده هریسی، نماینده مجلس خبرگان و عضو متخصص شورای عالی کمیسیون حقوق بشر اسلامی، به بیان دیدگاه‌های خود در این زمینه پرداخت:

نظر شما به عنوان عضو متخصص شورای عالی کمیسیون حقوق بشر اسلامی، در مورد حقوق بشر جهانی فعلی چیست؟ آیا مواجهه مسلمانان با این اعلامیه باید همدلانه و در راستای گسترش باشد یا آن را دستاورد غرب برای برای سلطه بر سایر ملل و دول بدانند و با آن به انحای مختلف مقابله کنند؟


در پاسخ به این سوالات، نخست مقدمتا به دو نکته اشاره می‌کنم. یکی اینکه: در سوالات، شما مسائلی را مطرح کرده­‌اید که در جامعه­‌ی ما مورد حرف و حدیث و اختلافات فراوان است. از نفی مطلق گرفته که آنها را مشتی کفریات، توطئه و ابزار سیاسی بداند، تا قبول مطلق که همه­‌ی آنها را لوح محفوظ، آمال و آرزوهای بشری تلقی کند. ولی من نه نفی مطلق را قبول دارم و نه آنها را لوح محفوظ و غیر قابل خدشه می‌­دانم. بلکه یک نظر معتدل، منطقی و حقوقی را ارائه می­‌دهم. دوم آنکه من این سوالات را به عنوان یک حقوق­دان بررسی می­‌کنم و پاسخ حقوقی می­ دهم، نه به عنوان یک سیاست­مدار، پاسخ سیاسی یا شعاری و ذهنیتی.

 

با این دو مبنا، در پاسخ سوال اول عرض می‌کنم که مسئله­‌ی حقوق بشر یک حقیقت است و باید آن را پذیرفت و به رسمیت شناخت و برای آن احترام قائل شد. زیرا حقوق بشر با هر زبانی و در هر نقطه‌­ای از جهان و با هر اعتقاد و مسلکی مطرح شود، در حقیقت همان حقوق بندگان خدا است که خداوند انسان را با کرامت و حرمت آفریده و برای او حقوقی تعیین کرده و دیگران را به رعایت آن فرمان داده و از تجاوز به آن حقوق شدیدا منع کرده است. در واقع حقوق بشر، یک حقیقت مقدس و الهی است، و رعایتش الزامی و همگانی می­‌باشد و یک سلسله حقوق ذاتی، فراملی و فرادینی است و اگر تفاوت و اختلافی باشد، در بعضی از فروعات آن است، نه در اصل و کلیات آن. بنابراین، نفی مسئله­‌ی حقوق بشر به طور مطلق، و مبارزه و مقابله با آن نه صحیح است و نه صلاح. و این روش منفی­‌گرایانه، امت اسلامی را منفعل می‌سازد، زیرا اسلام و مسلمانان را در جهان، ضد حقوق بشر جلوه می‌­دهد و آن را به انحصار غرب در می‌­آورد.
مسئله حقوق بشر یک حقیقت است و باید آن را پذیرفت و به رسمیت شناخت و برای آن احترام قائل شد. زیرا حقوق بشر با هر زبانی و در هر نقطه ای از جهان و با هر اعتقاد و مسلکی مطرح شود، در حقیقت همان حقوق بندگان خدا است که خداوند انسان را با کرامت و حرمت آفریده و برای او حقوقی تعیین کرده و دیگران را به رعایت آن فرمان داده و از تجاوز به آن حقوق شدیدا منع کرده است.

آنچه در مورد مسئله­‌ی حقوق بشر باید با آن مبارزه و مقابله کرد، سوء تفسیر و سوء استفاده از مسئله‌­ی حقوق بشر، و ابزار سیاسی قرار دادن آن و برخوردهای تبعیض‌­آمیز است که برخی از مدعیان طرفداری از حقوق بشر، گاهی مرتکب آن می‌­شوند و این مسئله‌­ای دیگر است. بنابراین نباید آن را با اصل حقوق بشر خلط کنیم. نباید سوء استفاده از یک حقیقت، موجب انکار و نفی آن حقیقت شود. آیا ما می‌­توانیم نبوت و مهدویت را انکار کنیم، به این جهت که عده­‌ای از آنها سوء استفاده کرده، ادعای نبوت و مهدویت می­‌کنند؟! ما باید از یک طرف، اصل مسئله­‌ی حقوق بشر را بپذیریم و آن را به رسمیت بشناسیم و از آن دفاع و حمایت کنیم و از این طریق به بندگان ستمدیده­ خدا در سراسر جهان یاری رسانیم و موارد تفاوت و اختلاف را نیز با گفتمان­های حقوقی به حداقل برسانیم، و از طرف دیگر با سوء تفسیر و سوء استفاده از حقوق بشر مقابله و مبارزه کنیم. با این روش عقلانی و حقوقی، هم طرفدار و پرچمدار حقوق بشر خواهیم بود و هم با انحرافات و سوء­استفاده­‌ها بهتر می‌­توانیم مقابله کنیم. ولی اگر روش نفی مطلق و منفی­‌گرایانه را در پیش بگیریم، و مسئله­ حقوق بشر را در جهان به رسمیت نشناسیم، و خودمان ناقض حقوق بشر شناخته شویم، چگونه می­‌توانیم با انحرافات مقابله کنیم؟ در این صورت حق سخن گفتن در مورد حقوق بشر و استفاده کردن از اسناد بین‌الملل را از خود سلب کرده­‌ایم. این روش معتدل که ارائه شد، روش علمی، حقوقی، منطقی و منصفانه است و به سود مظلومان و ستم­دیدگان جهان است که حقوق اولیه و انسانی آنها، در برخی کشور ها مورد هتک و تجاوز قرار می­‌گیرد.


شهید مطهری نیز در مورد حقوق بشر همین نظریه را دارد و می‌فرماید: «اعلامیه­ حقوق بشر، چون بر اساس احترام به انسانیت، آزادی و مساوات تنظیم شده، و برای احیای حقوق بشر به وجود آمده، مورد احترام هر انسان با وجدانی است‌». و باز می‌­فرماید: «اعلامیه­ حقوق بشر، حقوق ذاتی و غیر قابل سلب و غیر قابل اسقاط انسان­‌ها را مورد بحث قرار داده است. حقوق بشر فلسفه است، نه قانون‌». و مجددا می‌­فرماید: «نویسندگان و تنظیم­‌کنندگان این اعلامیه، و همچنین فیلسوفانی که در حقیقت الهام­ دهنده نویسندگان این اعلامیه هستند، مورد ستایش و تعظیم ما می­‌باشند. ولی چون این اعلامیه یک متن فلسفی است، و به دست بشر نوشته شده، نه به دست فرشتگان، و استنباط گروهی از افراد بشر است، هر فیلسوفی حق دارد آن را تجزیه و تحلیل کند و احیانا ضعفی که در آن می­‌بیند را تذکر دهد‌».


آیا مفاد فعلی اعلامیه حقوق بشر مصوب ۱۸۶۴ میلادی ژنو را منطبق یا موازین شریعت اسلام می‌دانید؟


در پاسخ این سوال نیز پاسخ مطلق، فله­‌ای و منفی­‌گرایانه روا نیست. اعلامیه جهانی حقوق بشر کلیاتی دارد و فروعاتی. کلیات آن، گو اینکه برگرفته از اسلام است. زیرا این اعلامیه از ۳۰ ماده تشکیل شده که کلیات آن را می‌توان در ۲۰ اصل کلی خلاصه نمود و آنها عبارتند از:


حق کرامت، حرمت و ارزش والای انسان .۱
۲٫حق حیات و زندگی


۳٫حق آزادی، آزادگی و حریت از بردگی و استبداد


۴٫حق انتخاب و گزینش


۵٫حق تعلیم و تربیت


۶٫حق دادخواهی و محاکمه­ عادلانه


۷٫حق برابری در برابر قانون و حقوق


۸٫حق برائت و اصل برائت


۹٫حق مالکیت و برخورداری از محصول کار و کوشش


۱۰٫حق برخورداری از منابع طبیعی و نعمت های خدادادی


۱۱٫حق رفاه و آسایش و معیشت


۱۲٫حق استفاده از قسط و عدل و عدالت اجتماعی، سیاسی و قضایی


۱۳٫حق داشتن کار و شغل مناسب


۱۴٫حق بهداشت و سلامت روحی و جسمی


۱۵٫حق امنیت و مصونیت مال، جان، ناموس و حیثیت


۱۶٫حق داشتن مسکن


۱۷٫حق تعیین سرنوشت و مشارکت­های سیاسی و اجتماعی


۱۸٫اصل قانونی بودن جرم و مجازات و ممنوعیت عقاب بلا بیان


۱۹٫اصل تقابل حقوق، وظایف و تکالیف حکومت و ملت


۲۰٫اصل ممنوعیت فقر و محرومیت

 

همه این اصول، که کلیات اعلامیه جهانی حقوق بشر را تشکیل می­‌دهند، عینا متن اسلام است و اسلام در طرح آنها پیشقدم است و حق تقدم دارد و در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز، همه آنها در اصول مختلف به صراحت آمده و به رسمیت شناخته شده است.


ولی برخی از فروعات اعلامیه جهانی حقوق بشر، با شریعت اسلام متفاوت است و این تفاوت‌ها از چند مورد تجاوز نمی­‌کند که من در مقاله‌ای، این موارد را احصا و بررسی کرده‌­ام. این مقدار تفاوت با مسئله­‌ای جهانی با این وسعت و تکثر فرهنگ­‌ها یک امر طبیعی و اجتناب­ ناپذیر است. مسلمانان در این گونه موارد، از نظر حقوقی ملزم به رعایت مفاد اعلامیه و دست برداشتن از شریعت اسلام نیستند و  می­‌توانند با پذیرش اصل موضوع و کلیات آن، موارد اختلاف را از طریق گفتمان‌­های حقوقی، ارائه نظرات تفسیری، و با استفاده از حق رزرو و تحفظ، آنها را حل یا تعدیل کنند. این‌گونه اختلافات حقوقی در سطح جهان باید با تعامل و تحمل تفاوت­های اعتقادی و فرهنگی یکدیگر حل گردد و به وفاق بین‌المللی برسد، نه با مقابله و جنگ و دعوا که ره به جایی نمی‌­برد. در این میان، بندگان ضعیف و ستم­دیده­ خدا قربانی این اختلافات و کشمکش­‌ها می‌شوند.


به نظر شما آیا حقوق بشر مفهومی عام و برون دینی است یا می­‌توان از حقوق بشر اسلامی هم صحبت کرد؟ همچنین آیا شما حقوق بشر اسلامی فعلی مصوب ۱۴۱۱ هجری قمری قاهره را اعلامیه­‌ای مستقل از حقوق بشر جهانی و متکامل تر از آن می‌­دانید؟ آیا این اعلامیه می­‌تواند چنانچه در نام آن ذکر شده، برای بشریت قابل طرح باشد؟


حقوق بشر، همان‌طور که علامه شهید مطهری می‌­فرمایند، در اصل فلسفه است نه قانون. حقوق ذاتی و فطری و حقوق غیر قابل سلب و غیر قابل اسقاط انسان­‌هاست. فراملی و فرادینی است. و در اسلام نیز، از حقوق امضایی است، نه تاسیسی. بنابراین حقوق بشر در  اصل شرقی و غربی، و یا اسلامی و غیراسلامی ندارد. الهی و انسانی است. ولی در عین حال، اسلام در مورد حقوق بشر با دید وسیع‌­تری می­‌نگرد و از وسعت بیشتری برخوردار است. اسلام حتی تا دل انسان نیز راه دارد که نباید سوءظن، بدگمانی، کینه، عداوت، حسادت و بدخواهی دیگران را نیز به دل راه داد. حقوق بشر در اسلام، حتی بعد از حیات، به مرده­ انسان­ها هم تعلق می‌­گیرد. علاوه بر آن، اسلام در برخی از فروعات حقوق بشر نظرات خاصی دارد. بدین جهت می‌­توانیم مسئله حقوق بشر را از دیدگاه و منظر اسلام نیز مورد بررسی قرار داده و به مسائل بیشتر، جدیدتر و زیباتری دست بیابیم. همان حقوق بشر از منظر اسلام و در گفتمان اسلام را حقوق بشر اسلامی می‌­نامیم. بدین معنا اشکالی هم ندارد. والّا حقوق بشر در اصل، یک سلسله حقوق ذاتی و فطری انسان است. اسلامی و غیر اسلامی ندارد.
بدین جهت اعلامیه حقوق بشر قاهره، در اجلاس سران کشورهای اسلامی، جهت مقابله با اعلامیه جهانی حقوق بشر ارائه نشده است. بلکه در تنقیح و تکمیل آن، و ارائه­ نظرات اصلاحی و تکمیلی، بر اساس همگامی در مسیر احیای حقوق انسان­‌ها ارائه گردیده است. و امتیازش این است که اولا به منشأ حقوق بشر تصریح کرده که الهی و خدادادی است و اعلامیه جهانی حقوق بشر، به جهت وحدت جهانی، آن را نه نفی، بلکه مسکوت گذاشته است، و ثانیا انسان را یک موجود جاودانه تلقی کرده است و حقوق بشر را به بعد از مرگ او نیز تسری داده، و ثالثا موارد متفاوت با شریعت اسلام را حذف کرده است.


دلایل شکست اعلامیه جهانی و اسلامی حقوق بشر را در واقعیت دنیای امروز چه می‌­دانید؟ مفاد خود اعلامیه یا موارد بیرونی؟


اعلامیه جهانی و اسلامی حقوق بشر به آن معنا شکست نخورده­‌اند و در جهان جریان دارند و از طرفداران غیرسیاسی، بی‌طرف و عدالت­خواه فراوان برخوردارند که در حمایت از ستم­دیدگان جهان و در کاستن از آلام بشری، از آنها بهره می­‌جویند و به آنها استناد می­‌کنند، ولی آن‌چنان که باید همگانی و نهادینه شوند و در دفاع از حقوق ضعیفان و ستمدیدگان جهان و در اجرای حقوق بشر در سطح جهان و کشور‌های مختلف، از قدرت و قاطعیت برخوردار باشند، نیستند. این نیز علل مختلفی دارد:


اول اینکه مخاطب اصلی اعلامیه‌­های حقوق بشر، دولت­‌ها و حکومت‌­ها هستند، نه ملت‌­ها. دولت­‌ها هستند که باید حقوق بشر را در جهان و در کشورهایشان اجرا کنند. ولی حقوق بشر در بسیاری از موارد با سیاست­‌ها و منافع دولت­‌ها و حکومت‌­ها در تضاد و تعارض است. بدین جهت در اجرا و رعایت آنها، جدی و قاطع نیستند و به حرف و شعار بسنده می­‌کنند.


دوم اینکه به علت تکثر اعتقادات و فراوانی فرهنگ­‌ها در جهان، اعلامیه­‌های حقوق بشری، همگانی نگردیده و فراگیر نشده است. بلکه به جای وفاق در مشترکات و تعامل در افتراقات، با یکدیگر مقابله و جدل می‌­کنند و حقوق بشر و اعلامیه­‌های جهانی و اسلامی، در این میان قربانی می­‌شود و دودش به چشم انسان­های ضعیف و مظلوم فرو می‌­رود.


سوم اینکه مسئله حقوق بشر به جای آنکه کاملا حقوقی باشد، سیاسی شده است. برخی از مدعیان حقوق بشر، اعلامیه­‌ها و اسناد بین‌­المللی و حتی خود حقوق بشر را ابزار سیاسی قرار می‌­دهند و با آن برخورد تبعیض­‌آمیز می­‌کنند و این روش، از اعتبار، نفوذ و تاثیر این حرکت انسانی می‌­کاهد و آن را ضعیف و بی‌­اعتبار می­‌سازد و بهانه و دست­آویز به دست دولت­های ناقض حقوق بشر می‌­دهد و این نهضت حقوقی را با شکست روبرو می­‌سازد.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران – تهران
http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_22691.aspx