Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

چالش‌هاي حقوقي برخورداري از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي

چالش‌هاي حقوقي برخورداري از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي
 
اصطلاح ان.‌پي.‌تي (NPT) ناظر بر «معاهده‌ منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي» است. انعقاد چنين معاهده‌اي بر‌مي‌گردد به فضاي جهاني در طول سال‌هاي 1945 يعني زمان انفجار اتمي هيروشيما تا 1968 يعني صدور قطعنامه ملل متحد و گشايش معاهده‌ ان.‌پي.‌تي براي امضاي کشورها. شايد بتوان به طور خلاصه گفت كه هدف اصلي اين معاهده چيزي نبود جز امنيت هسته‌اي.
 
 
در گفت‌‌وگوي «حمايت» با دكتر عرفان لاجوردي، استاد دانشگاه و وكيل دادگستري به بررسي بيشتر اين موضوع پرداخته‌ايم.
 
 
ابتدا بفرماييد منظور از قرارداد ان.‌پي.‌تي چيست؟ به نظر شما اشکالات اين قرارداد چيست؟ 
 
اصطلاح ان.‌پي.‌تي ناظر بر «معاهده‌ منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي» است. بررسي چرايي و چگونگي انعقاد اين معاهده بدون توجه به فضاي جهاني از 1945(انفجار اتمي هيروشيما) تا 1968 (صدور قطعنامه ملل متحد و معاهده‌ NPT)، ممکن نخواهد بود. خودداري ژاپن از تسليم در برابر ايالات متحده‌ آمريکا و طولاني‌شدن جنگ، اين کشور را وادار کرد تا از سلاح هسته­اي استفاده كند؛ اين همان رويکردي است که ايالات متحده آمريکا به‌عنوان موضع رسمي خود در استفاده از سلاح هسته‌اي اعلام کرده‌است؛ اما برداشت‌هاي ديگري نيز وجود دارند که با واقعيت‌هاي تاريخي سازگارترند؛ «روزولت» رييس جمهوري ايالات متحده‌ي آمريکا در جريان جنگ جهاني دوم، در برابر پيش‌روي‌ها، اقدامات و خواسته‌هاي «استالين» رهبر اتحاد جماهير شوروي، ديدگاهي نه چندان سختگيرانه در پيش گرفت؛ دست‌کم تا آنجا که مي‌توان رويکرد او را با «چرچيل» نخست‌وزير انگلستان مقايسه کرد. پس از مرگ «روزولت» در اواخر جنگ، روي کار آمدن «ترومن» که بعدها  «معمار آمريکاي نوين» ناميده ‌شد، تغييرات مهم و عميقي را در سياست‌هاي ايالات متحده‌ آمريکا به دنبال آورد. دست‌کم عده‌اي بر اين باورند که «ترومن» از بمباران اتمي ژاپن به‌عنوان اولتيماتومي به اتحاد جماهير شوروي براي خودداري از پيش‌روي در اروپاي غربي استفاده کرده است. به اين بيان ژاپن بمباران اتمي شد تا اتحاد جماهير شوروي از پيش‌روي در اروپاي غربي خودداري کند زيرا حاشيه‌هاي تصميم «ترومن» به پايان ماجراي آذربايجان ايران نيز انجاميد و شوروي به اشغال بخشي از ايران خاتمه داد. 
 
تا ابتداي ژانويه‌ي 1967، پنج کشور به سلاح هسته‌اي دست يافته بودند. اتحاد جماهير شوروي از طريق جاسوسي و سرقت اطلاعات هسته‌اي ايالات متحده‌ آمريکا توسط يک زوج آمريکايي که هر دو اعدام شدند، انگلستان، فرانسه و چين، يعني تمامي اعضاي دايم شوراي امنيت. باور اينکه تمام کشورهاي پنج‌گانه از طريق تحقيقات مستقل خود به ساخت سلاح دست يافتند، بعيد است؛ حتي آمريکايي‌ها نيز خود در ساخت اين سلاح از دانشمندان هسته‌اي آلمان بهره را بردند. واقعيت آن است که شوروي و آمريکا پس از دست‌يابي به سلاح هسته‌اي به‌گونه‌اي لجبازانه در حال تسليح شرکاي خود در شرق و غرب جهان بودند.  هرچند نمي‌توان تلاش‌هاي سازمان ملل متحد و دولت ايرلند (در سال‌هاي 1958 و 1959) را براي انعقاد اين پيمان ناديده گرفت، اما مذاکرات دو ابر قدرت جهاني در سال 1966 و معاهده‌ي پيشنهادي آنها در 1968 سرانجام به تصويب ان.‌پي.‌تي انجاميد. در واقع به بيان ساده، دو ابرقدرت پذيرفتند لجبازي در تسليح شرکاي خود را پايان دهند.
 
هدف پايان رقابت دو ابرقدرت در تسليح شرکاي استراتژيک در دوران جنگ سرد تا حدودي محقق شد؛ نبايد فراموش کرد پس از اين پيمان با مشارکت يا چشم‍‍‌پوشي شوروي و آمريکا پنج کشور ديگر نيز يعني کره­ شمالي، هند، پاکستان، رژيم صهيونيستي و آفريقاي جنوبي به سلاح هسته‌اي دست يافتند. 
 
 مهم‌ترين نگراني‌هاي امنيتي انرژي هسته‌اي کدامند؟
 
دو نگراني عمده در خصوص امنيت هسته‌اي وجود دارد؛ نخست براي کشورهاي برخوردار و ديگر براي کشورهاي غيربرخوردار. بي‌ترديد ان.‌پي.‌تي حداکثر نشان‌دهنده‌ي پايان تقابل دو ابرقدرت جنگ سرد در توسعه‌ي سلاح هسته‌‍‌‍‌‌‌اي است؛ اما نظارت بر فعاليت‌هاي هسته‌اي که تا سال‌ها پس از دهه 60 ميلادي از دسترس کشورهاي بسياري خارج بود، بدون نظام پادمان، يعني نظارت‌هاي مستمر «سازمان بين‌المللي انرژي اتمي» ممکن نبود. مسلح شدن چند کشور ديگر به اين سلاح و به‌ويژه کره‌ شمالي در يک منطقه‌ي بحراني، نشان داد نظام پادمان موثر نبوده است. دستيابي به فناوري غني‌سازي به خودي خود ممنوع نيست، اما اگر کشوري توان غني‌سازي تا 5 درصد را داشته باشد مي‌تواند به غني‌سازي بيشتر و توليد پولوتونيوم نيز اقدام کند و اگر کشوري توان ساخت موشک را داشته باشد مي‌تواند موشک را به کلاهک هسته‌اي مسلح کند؛ ترکيب اين دو اقدام مجاز به توليد غيرمجاز سلاح اتمي منجر مي‌شود. بر همين اساس نظام پادمان، سازو‍کار «نظارت غيرانطباقي» و مبتني بر گزارش‌دهي و بازرسي مستمر است. اگر اقدام‌هاي مجاز يک کشور مورد رسيدگي دقيق قرار نگيرد جلوگيري از توليد سلاح اتمي ناممکن است؛ نبايد فراموش کرد ساخت بمب اتمي، يک تکنولوژي خاص نيست؛ کاربرد نوع خاصي از تکنولوژي است که چنين استدلال‌هايي به تصويب پروتکل الحاقي منجر شد. 
 
پروتکل الحاقي بر مفهومي بنيادين استوار است: اجازه‌ بازرسي در هر کجا و در هر زمان. بدين‌ترتيب علت نگراني امنيتي کشورهاي غيربرخوردار از سلاح‌ هسته‌اي از اين پروتکل آشکار مي‌شود؛ به موجب پروتکل الحاقي و در عمل هيچ مکان طبقه‌بندي‌شده، امنيتي و ممنوعي براي بازرسي وجود نخواهد داشت؛ بدين ترتيب هيچ کشوري دست‌کم در برابر اعضاي شوراي حکام که همواره پنج قدرت هسته‌اي، اعضاي آن هستند، نمي‌تواند هيچ بخش از اطلاعات حتي نظامي خود را محرمانه نگاه دارد.
 
 منظور از صلح‌‌آميز و غير صلح‌آميز در استفاده از انرژي هسته‌اي چيست؟
 
با توضيحاتي که در پاسخ پيشين گفتيم، استفاده‌ صلح‌آميز و غيرصلح‌آميز از انرژي هسته‌اي به نوع کاربرد اين توا‌نمندي بستگي دارد. از رويکرد تکنيکي و اجرايي، غني‌سازي براي استفاده‌هاي صلح‌آميز، عموما در سطح کمتر از 5درصد معمول است و براي بيش از اين دو مسير جداگانه وجود خواهدداشت: غناي بيشتر براي توليد ايزوتپ‌هاي دارويي يا آغاز توليد پولوتونيوم به‌عنوان پايه‌ي توليد سلاح؛ لذا تا يک لحظه پيش از توليد سلاح نمي‌توان اثبات کرد کشوري که به غني‌سازي بالا و يا ساخت موشک اقدام مي‌کند، قصد توليد سلاح را دارد. آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز در گزارش‌هاي خود همواره از ناتواني خود در تاييد صلح‌آميز يا غيرصلح‌آميز بودن برنامه‌ي هسته‌اي ايران سخن گفته است.
 
 آيااسناد بين‌المللي‌اي وجود دارد   که‌غني‌سازي را منع کند؟
 
غني‌سازي، مطلقا در هيچ سند بين‌المللي ممنوع نشده است؛ نه در ان.‌پي.‌تي سخني از ممنوعيت به ميان آمده است، نه در پادمان، نه در پروتکل الحاقي، نه در توافق ايران و 1+5 و نه حتي در قطعنامه‌هاي شوراي امنيت به‌موجب فصل هفتم منشور ملل متحد. مشکل آن است که دستيابي ايران به دانشغني‌سازي در ايران براي جهان مساله‌اي پيچيده را پديد آورد؛ زير پنج کشوري که پس از NPT به سلاح اتمي دست يافتند از کمک يا چشم‌پوشي قدرت‌هاي هسته‌‌اي بهره‌مند شدند اما ايران دانش هسته‌اي صلح‌آميز خود را مستقلا به دست آورده است و دستيابي ايران به اين توانمندي از ديد قدرت‌هاي هسته‌اي، دس‌يابي غريبه‌اي به رازي مگو بوده است. 
 
 معاهده چندجانبه که اخيرا بين ايران و گروه 1+5 منعقد شد، از زاويه ديد حقوق بين‌الملل چه تکاليفي براي ايران ايجاد مي‌کند؟
 
به بيان ساده تکاليف ايران به دو دسته تقسيم مي‌شود؛ در خصوص اورانيوم 20 درصد: مصرف در رآکتور تهران براي ايزوتوپ‌هاي دارويي و خودداري از توليد بيشتر اورانيوم با اين خلوص و در خصوص اورانيوم 5 درصد: حفظ وضع موجود. هم‌چنين ايران امکان راستي‌آزمايي‌هاي مازاد بر پادمان را به آژانس مي‌دهد. 
 
 اين معاهده چه جنبه‌هاي حقوقي از نظر حقوق بين‌الملل دارد؟
 
به نظر مي‌رسد که اين توافق بي‌هيچ ترديدي افتخاري بزرگ براي ايران است که گذشت زمان اين ادعا را ثابت خواهدکرد؛ بزرگ‌ترين دستاورد ما کاهش تحريم‌هاست. نبايد فراموش کرد به ‌موجب منشور ملل متحد، تعهدات ناشي از منشور و از جمله قطعنامه‌هاي شوراي امنيت براساس فصل هفتم بر تمام حقوق و تعهدات بين‌المللي اولويت دارند؛ اگر غني‌سازي را به‌موجب ان.‌پي.‌تي يک حق بدانيم، اين حق در مورد ايران به‌موجب قطعنامه‌هاي شوراي امنيت به حالت تعليق در آمده است. ما هنوز قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را اجرا نکرده‌ايم و قطعنامه‌ها نيز هنوز به قوت خود باقي هستند؛ اما ما بر سر اجرا يا نحوه‌ اجراي قطعنامه‌ها چانه‌زني کرده‌ايم. واقعيت آن است که غرب بايد در مقام اجراي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت به چيزي کمتر از تعليق کل برنامه‌ غني‌سازي رضايت نمي‌داد؛ اما ما رضايت غرب را به چيزي کمتر از تعهد الزام‌آور خود به ‌موجب منشور اخذ کرده‌ايم.  از سوي ديگر ايران پروتکل الحاقي را نيز نپذيرفته‌است. هر چند ممکن است ما در دوره حل مساله، تمامي مفاد پروتکل الحاقي را اجرا کنيم، اما تعهدي در اين خصوص نپذيرفته‌ايم و محرمانه‌بودن اطلاعات نظامي و امنيتي خود را محفوظ داشته‌ايم. با چنين دستاوردهايي گفته‌ نخست‌وزير رژيم صهيونيستي کاملا درست است؛ اين توافق، يک توافق بسيار بد براي غرب بود زيرا مجبور شد از اصول مبتني بر زور خود کوتاه بيايد در حالي که ايران بدون دست کشيدن از اصول خود موفق به توافق شد.
 
 
به نقل از :
روزنامه حمايت - سه شنبه - 15/11/1392