Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

پناهنده کیست؟

تعریف پناهندگی
پناهنده کیست؟ 
          
 در شکل بندی و هدفمندی مهاجرتها ، قوانین و مناسبات ِحقوق بین المللی، تعریف و مشخصه ای به پناهنده داده است که فرق بارزی با مهاجر اقتصادی «مهاجر کارگر» دارد. در کنوانسیون اپریل سال 1951 منعقده ژینوا، به پناهنده چنین تعریفی داده میشود: « پناهنده ویا متقاضی پناهنده گی[11] به کسی اطلاق میشود که در کشور بومی اش نسبت فعالیت های عقیدتی، (ایدیالوژیک «سیاسی»)، جنس، نژاد، زبان، ملیت و قوم مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته باشد و یا عملا در خطر شکنجه[12] (روحی و فزیکی )، زندان و مرگ قرار گرفته باشد. فرق بارزیکه میان این دو گروپ اجتماعی موجود است در طرز تفکر، انتخاب محل زیست و نحوه برخورد آنها در اجتماع جدید میباشد. در واقع وجه مشترک میان ایندو گروه همان جلاوطنی و غربت است که به دیدگاه های مختلف از جانب هردو به آ ن نگریسته میشود؛ اولی آنرا خود پزیرفته وبه بهبود وضیعت اقتصادی اش میپردازد در حالیکه دومی خودش را قربانی میپندارد وهر چند که در فضای مطمئن و آرامی به سرمی برد، اما این حالت را تأمیل شده بالای خود مینگرد، زیرا اگر اشکالاتی راکه بدآن در بالا اشاره کردیم وجود نمیداشت، پناهنده هیجگاهی ترک وطن نمی نمود، بهره مند ازشرایط حقوق مدنی کشور اصلی اش میبود و تغیر مکان نمیداد.
 
فرق عمدۀ مهاجر و پناهنده  


پناهده به عنوان واژه مطرح در مباحثات بين ا لمللى، برميگردد به دوران ننگيين و فاجعه آميز جنگهاى اول جهانى سالهاى (1913-1912 و 1919-1922) که مصادف بود به سالهاى تأسيس مجمع ملتها[1] . طي ايندورانِِِِ متشنج، اهالی كشور هاى در گير جنگ بنا بر عوامل متعدد، كشور بومىخود را ترك مي گفتند واز سرزمين امن ترى پناه گاه مىجستند. جنگهاى متواتر و منازعات منطقوی - داخلي سبب آن ميگرديد تا كميت پناه جويان بيشتر وبيشتر گرديده وباعث درگيریها و كشمكش هاى دیپلوماتيك وسیاسی نیز گردد. ميز هاى مذاكرات سياسي در دهه بيست و دهه چهلم قرن پيش، شاهد مناقشات ومباحثات جنجال برانگيزى درين زمينه بوده اند. اين دوران در آثار جاودان نويسنده گان وشعرای بزرگ همين عصر كه خود قربانيان آن عصر بوده اند با زيبايي های خاصى تجلى يافته است.



حدودا نيم قرن تمام ( سال هاى 1919 -1969 ) جامعه جهانى تلاش هاى دوامدار خود براى فراهم آورى راه حل مناسب و برون رفت از اين مشكلات به خرج داد و به راه یافتهای هايي نيز نايل آمد. در پنج دهه ياد شده، با اهميت ترين اسناد جهانى درين راستا شكل گر فتند، تصويب شد ند و به اجرا درآمدند. از جمله ِ براز نده ترين اين اسناد ميتوان از اعلاميه جهانى حقوق بشر، اعلاميه حقوق بشر وشهر وند، اعلاميه جهانى حقوق كودك، میثاق جهانی ِ رفع هر نوع تبعيض نژادى، ميثاق بين المللى حقوق اقتصادی، اجتماعي و فرهنگى،میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی، ميثاق بين المللى منعقدة اپريل سال 1951 در امور پناهنده گان، پرتوكول منعقده سال 1967 در رابطه به حالت حقوقى پناهنده گان، ميثاق منعقده ای سال 1969د ررابطه با دشواريهاى وضيعت پناهنده گان ِ مقيم در افريقا يادهانى كرد كه در حقيقت پشتوانه مستحكمى در دفاع از حقوق بشر به شمار ميروند. كميشنرى عالی سازمان ملل متحد در امورپنا هنده گان[2] و سازمان بین المللی مهاجرین[3] شروع به كار نمودند. كميته ها، مراكزو موسسات حقوق بشر در نقاط مختلف جهان ايجاد گرديدند و اصول نامه معروف پاريس به امضا رسيد كه بر اساس آن، دولتها تشویق به تأسيس نهاد های ملى حقوق بشر[4] گردیدند.



در سال 1975 مجمع عمومی سازمان ملل متحد فیصله نامه یی را به تصویب رسانید که مطابق آن کمیشنری عالی ملل متحد در امور پناهنده گان موظف گردید تا با ارایهء گزارش همه جانبه از تطبیق فیصله های سازمان ملل متحد ووضیعت پناهنده گان در جهان و نحوه برخورد با آنان، سازمان ملل وسایر نهاد های جهانی را در جریان قرار دهد. در بیست ودوم ماه نوامبر سال 1984 اعلامیه مشهور« کارتاجینا » به تصویب رسید و کشور های قاره امریکا نیز به فیصله های کنوانسیون ژنیودر امور پناهنده گان صحه گذاشتند.


اما حوادث اخیر از اوضاع نا به سامان جهان نشان میدهد که شهروندان کشور های درگیر جنگ به یک نوع سرگردانی و بی سرنوشتی متداوم درگیرمانده اند. درین نوشته تلاش میشود تا ازتا ازبینش حقوق بین المللی قربانیان خط اول جنگ ها رابه مطالعه بگیریم. به این دسته ازافراد بیگناه که اکثرا قربانیان تضاد های داخلی اند اصطلاح بیجاشده گان[5] ( پناهنده گانیکه بنا به مشکلات متعدد در کشور اصلی خویش بی جا شده اند) اطلاق میگردد.

گونه مثال: کرد های عراق، بیجا شده گان در منطقه بالکان، کشورهای مشترک المنافع... ودر نهایت هم میهنان ما که به گونه ها وعوامل مختلف از یک گوشه سرزمین خود به کناره دیگر وطن وکشورهای همسایه پناه گاه میجویند.



مشکل دیگر را وضیعت پناهنده گانی تشکیل میدهد که زادگاه خودرا ترک گفته و به سرزمین دیگری پناه می آورند. نگاهی به وضیعت خود ما نیاز مثال را مرفوع میسازد. برای آنکه به گونه لازم حالت حقوقی این دو گروه رامطابق نورم های پذیرفته شدهء بین المللی بشناسیم، لازم می افتد تا مکثی در باب خصوصیات و تفاوت های مهم بیجاشده گان اعم از مهاجرین و پناهنده گان داشته باشیم وخاصتا اینکه فرق بارز میان آنها چیست؟



پناهنده به طور واضح:

ولی در شکل بندی و هدفمندی مهاجرتها ، قوانین و مناسبات ِحقوق بین المللی، تعریف و مشخصه ای به پناهنده داده است که فرق بارزی با مهاجر اقتصادی «مهاجر کارگر» دارد. در کنوانسیون اپریل سال 1951 منعقده ژینوا، به پناهنده چنین تعریفی داده میشود: « پناهنده ویا متقاضی پناهنده گی[11] به کسی اطلاق میشود که در کشور بومی اش نسبت فعالیت های عقیدتی، (ایدیالوژیک «سیاسی»)، جنس، نژاد، زبان، ملیت و قوم مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته باشد و یا عملا در خطر شکنجه[12] (روحی و فزیکی )، زندان و مرگ قرار گرفته باشد. فرق بارزیکه میان این دو گروپ اجتماعی موجود است در طرز تفکر، انتخاب محل زیست و نحوه برخورد آنها در اجتماع جدید میباشد. در واقع وجه مشترک میان ایندو گروه همان جلاوطنی و غربت است که به دیدگاه های مختلف از جانب هردو به آ ن نگریسته میشود؛ اولی آنرا خود پزیرفته وبه بهبود وضیعت اقتصادی اش میپردازد در حالیکه دومی خودش را قربانی میپندارد وهر چند که در فضای مطمئن و آرامی به سرمی برد، اما این حالت را تأمیل شده بالای خود مینگرد، زیرا اگر اشکالاتی راکه بدآن در بالا اشاره کردیم وجود نمیداشت، پناهنده هیجگاهی ترک وطن نمی نمود، بهره مند ازشرایط حقوق مدنی کشور اصلی اش میبود و تغیر مکان نمیداد.



روشنفکران قربانیان اصلی این نوع پناهنده گی اند. در اجتماعاتیکه دیکتاتورها حرفهای نهایی را میزنند، آزاد اندیشان مجال فعالیت نمیابند و به ترک وطن مجبورمیشوند. هر چند اقشار مختلف در اجتماعات بشری در مبارزه بخاطر بقای خویش دست در گریبان عالمی از مشکلات هستند ولی از قرار ارقام داده شده در گزارشات بین المللی:« پناهنده گان، مغز اجتماعات شان اند که به گونه های مختلف مجبور به ترک وطن میشوند»[13].



در تازه ترین گزارش کمیشنری عالی ملل متحد در امور پناهنده گان چنین آمده است:"مهاجر کسیست که شرایط اقتصادی و بعضی ویژه گیها ویا معاذیراجتماعی( نبود شرایط لازم برای رشد مادی و معنوی خانواده، کمبود محل کار، فقدان شرایط تحصیل، کثافت محیط زیست، عدم موافقت با اخلاق اجتماعی) در کشور اصلی اش قناعت بخش رهایش وی نیست که در نتیجه به شرایط بهتری رهایشی رو میاورد، در حالیکه پناهنده به خواست خود نه، بل چنین شرایطی بنا به احوال و اوضاع سیاسی، نظامی و اجتماعی بالایش تأمیل میگردد. بنآء پناهنده قربانی پیگرد، تعقیبء سیاسی و ایدیولوژیک در جامعه خویش است و یگانه راه نجات را در برون رفت فزیکی از سرزمین آبایی خود میداند که عقلا ومنطقا از آن بیگانه نمیماند".



گروپ بزرگ دیگر بیجا شده گان را فراریان اصلی جنگهای منطقوی، آسیب های طبیعی وتناقضات قومی وقبیلوی تشکیل میدهند. رووندا، افغانستان، کانگو، ....از آسیب دیده گان اصلی این معضل اند. افغانستان به تناسب نفوس خویش ، بزرگترین کمیت بیجاشده گان را در جهان دارد. این نوع بیجاشده گان را پناهنده گان سرگردانی که معمولا به گونه دسته جمعی به نزدیک ترین آدرس مطمین ترمراجعه کرده و پناه میجویند، تشکیل میدهند. اینان بصورت معمول جنگ زده گانی اند که تلخترین حوادث را تجربه کرده اند وبا دادن قربانیهای جانی و مالی، خود را به مناطق نسبتأ امن تری میکشانند، محوطه ای میابند، چادری بازمیکنند و در زیر چتری ویا در فضای باز با عالمی از مشکلات ِ متأثراز محیط زیست، وضع جوی، برخورد مردم محل و پولیس با این مهمانان نا خوانده، زنده گی بخور نمیر شانرا آغاز میکنند. ارقام تائید شده نشان میدهد که دو عشاریه هفت ملیون افغان در کشور پاکستان، یک ملیون و هشتصد هزار افغان در کشور ایران در طول جنگهای 25 ساله کوچیده اند. تضاد ها و درگیری های محلی، منطقوی و مذهبی در کشور های قاره افریقا ملیو نها تن از این نوع بیجاشده گان را در برداشت که با قبول صدها هزار تن قربانی، وجدان و ضمیر بشریت را شدیدأ متاثر ساخته است. بنابه تحقیقات مفصل که درین زمینه صورت گرفته، این دسته گروپها ی سر گردان، ا کثرأ بمثابه ارزان ترین نیرویهای کار به بازار های کشورهای میزبان به کار میپردازند و عده ای ازایشان توسط موسسات جهانی مورد مواظبت حدالمقدور قرار میگیرند. ولی اینها قربانیان حوادث مختلف مثلا قاچاق انسان، اعتیاد به مواد مخدره و حوادث جرمی در جامعه جدید نیز میگردند. مافیای بین المللی ِ سازمان یافته وگروپ های ترورستی، بهترین و متبارزترین افراد شانرا از میان جوانان تشنه به کار و آواره ای این نسل تباه شده سربازگیری میکنند و آنانرا قربانی وحشتناکترین سرنوشت ها میسازند.

از انشارات کانون توسعه و تعاون افغانستان
 
پناهنده و پناهندگی       

«هركس حق دارد دربرابر تعقيب، شكنجه و آزار، پناهگاهى جستجو كند و در كشورهاى ديگر پناه اختيار كند» (ماده‌ی 14 اعلامیه جهانی حقوق بشر)

«هر انسانى بر طبق شريعت حق انتقال و انتخاب مكان براى اقامت در داخل يا خارج كشور را دارد و در صورت تحت ظلم قرار گرفتن مى‌تواند به كشور ديگرى پناهنده شود. و بر آن كشور پناه‌دهنده واجب است كه با او مدارا كند، تا اين كه پناهگاهى برايش فراهم شود. با اين شرط كه علت پناهندگى به خاطر ارتكاب جرم طبق نظر شرع نباشد.» (ماده‌ی ۱۲ اعلاميه حقوق بشر اسلامى)

میلیون‌ها آواره و پناهنده، پیامد نزدیک به سه‌دهه جنگ و خشونت در افغانستان است که هرازگاهی با چالش‌های تازه‌ای از سوی دولت‌های محل اقامت‌شان مواجه شده و رنج می‌برند. جریان مهاجرت و عبور از راه‌های قاچاق که امروزه به یگانه راه ممکن برای فرار از وضعیت ناآرام کشور، تبدیل گردیده است، بحثی دیگری است که همواره هموطنان ما را با خطر‌های جدی روبه‌رو نموده و جان صدها نفر از مهاجران را گرفته و می‌گیرد.

مهم‌ترین چالش فراراه پناهجویان و پناهندگان کشور ما، برخورد سلیقه‌ای و غیر قانونی برخی از دولت‌‌ها است که بدون در نظر داشتن اصول کنوانسیون بین‌المللی1951 ژنو، معطوف به امور پناهندگان و پروتکل تکمیلی 1967 این کنوانسیون در مورد وضعیت پناهندگان، دست به اذیت و آزار و اخراج اجباری پناهجویان و پناهندگان افغانی می‌زنند.

به نظر می‌رسد در مواردی خاص، بحث پناهندگان افغانی تبدیل به نوعی بحث سیاسی در روابط بین دولت‌ها شده و کشور‌های میزبان پناهندگان در تلاش اند تا به بهانه‌ی وجود آن‌ها امتیازهای سیاسی از دولت افغانستان و جامعه‌ی‌ جهانی در عرصه‌ی روابط بین‌المللی، امتیازهای سیاسی بدست آورند. جریان محکومیت و اعدام تعداد زیادی از شهروندان افغانی توسط دولت ایران و طرح بحث اخراج پناهندگان به‌خصوص توسط دو دولت ایران و پاکستان که بیشترین میزان پناهنده را در خود جای داده‌اند، هرازگاهی، می‌تواند نمونه‌های آشکار در این زمینه باشند.

بی‌دلیل نخواهد بود که دولت ایران همه‌ساله به‌خصوص در سه‌سال اخیر، در بد‌ترین فصل سال (فصل سرما و برف) دست به اقدامات گسترده در مورد اخراج تعدادی زیادی از پناهندگان افغانی زده و همزمان با شروع دور خاصی از تحولات در کشور، تعدادی زیادی از شهروندان افغان را که متهم به ارتکاب جرایم‌اند، اعدام می‌کند.

تنها در سال1387 به تعداد 289510 نفر صرف از ايران به‌صورت اجباري از مرزهاي اسلام‌قلعه و زرنج ردمرز شده‌اند[1].

 
پناهنده:

مبتنی بر تعریفی که کنوانسیون 1951 ژنو از پناهنده داده است، پناهنده به كسى گفته می‌شود كه به علّت ترس موجّه (اين‌كه به خاطر ارتباطش به نژاد يا مذهب يا مليّتی يا عضويت در بعضى از گروه‌هاى اجتماعى يا داشتن عقايد سياسى، تحت شكنجه قرار گيرد) در خارج از كشور محل سكونت عادى (كشور اصلى خود) به سر مى‌برد و نمى‌تواند، يا به علّت ترس مذكور نمى‌خواهد، خود را تحت تابعيت آن كشور قرار دهد. افراد فاقد تابعيت نیز می‌تواند از حقوق و امتیازهای پناهندگی در کشور محل اقامت‌شان، استفاده نمایند.

در تعریف کنوانسیون از پناهده، دو اصل مهم وجود دارد که با وجود این دو اصل، پناهندگی مصداق پیدا نموده و پناهجو از حقوق و امتیازهای پناهندگی، سود می‌برد. این دو اصل  شامل "ترس از شکنجه" و "موجه بودن این ترس" است.

مبتنی بر این تعریف و باتوجه به مشکلات چندین‌ساله‌ی کشور ما، هیچ منطقی نمی‌پذیرد که مهاجران افغانی، پناهنده نبوده و مستحق حقوق و امتیاز‌های پناهندگی نباشند. بنا براین‌هر پناهجوی افغان در هرجایی از جهان، مستحق حقوق و امتیازهای پناهندگی است که باید از سوی کشورهای محل اقامت مورد احترام باشد.

اگرچه ادعا می‌شود پس از سقوط اداره‌ی طالبان و شکل‌گیری حکومت جدید وضعیت در کشور امن‌تر شده و شرایط برگشت پناهندگان به کشور، فراهم گردیده است. این استدلال بیشتر از طرف دولت‌هایی بیان می‌شود که علاقه ندارند به پناهجویان افغان فرصت پناهندگی داده و به آن‌ها کمک کنند.

اما مبتنی بر تعریف کنوانسیون از پناهنده، وجود ناامنی و جنگ در شرایط فعلی کشور از مهم‌ترین عناصری است که می‌تواند درخواست پناهجویان افغان را در کشورهای جهان، به‌صورت کلی توجیه نماید.

واکنش سازمان عفو بین‌الملل، معطوف به تصمیم حکومت استرالیا در رابطه به‌پناهجویان افغانی و سریلانکایی دلیل محکمی است که نمی‌توان پناهندگان افغان را در بیرون از کشور، مستحق شرایط پناهندگی ندانیست. در این واکنش می‌خوانیم:

« این جای تعجب است که دولت استرالیا اعلام کرده که افغانستان آنقدر امن است که افغان‌ها دیگر اجازه‌ی ورود به استرالیا را ندارند، این حرف مقام‌های استرالیایی کاملا خلاف واقعیت است و سازمان عفو بین‌الملل نمی‌داند که آن‌ها برچه اساسی چنین حرفی را زده‌اند. ما نگران این هستیم که پناهجویانی که در حال حاضر در جزیره‌ی کریسمس منتظر دریافت تقاضای پناهندگی خود هستند، به‌نحوی مثل زندانیان در بند قرار گیرند.»

سام ظریفی، نماینده‌ی این سازمان همچنین گفته است: «کسانی که در جستجوی پناهندگی به دولت استرالیا رو آورده‌اند، حق و حقوقی دارند و ما انتظار داریم که دولت استرالیا این حقوق را رعایت کند.» به‌گفته‌ی آقای ظریفی نگرانی دیگر سازمان عفو بین‌الملل این است که «ممکن است تصمیم استرالیا برکشورهای دیگری که با پناهجویان افغان روبه‌رو هستند، نیز تاثیر بگذارد و آن‌ها نیز تصمیم مشابهی بگیرند درحالی‌که ما می‌دانیم که اوضاع افغانستان نا‌امن است و درخواست پناهجویان افغان درخواست به‌حق است[2].»

از لحاظ قانونی و مبتنی بر اسناد بین‌المللی در صورت‌که شخصی با داشتن ترس موجه از کشوری دیگری پناه می‌جوید، کشور مورد تقاضا مکلف است تا درخواست او را پذیرفته و پناه بدهد.

ماده‌ی ۳۱ كنوانسيون ۱۹۵۱ ژنو در خصوص پناهندگانى را كه به صورت غيرقانونى در كشور دوم  پناهنده شده‌اند و به‌سر مى برند، می‌گوید

«۱. دولت هاى متعاهد، پناهندگانى را كه مستقيماً از سرزمينى كه در آن جا زندگى [مى كرده] و آزادى شان در معرض تهديد بوده و بدون اجازه به سرزمين آن‌ها وارد شده‌اند يا در آن جا به سر مى‌برند، به خاطر اين كه بر خلاف قانون وارد سرزمين آن‌ها شده‌اند يا در آن جا به سر مى‌برند، مجازات نخواهند كرد. مشروط به اين كه [خود را] فوراً به مراجع مربوط معرفى كرده، دلايل قانع‌كننده‌ى براى ورود يا حضور غيرقانونى ارائه دهند.

۲. دول متعاهد نسبت به رفت وآمد اين قبيل پناهندگان محدوديت‌هايى غير از آنچه لازم باشد، قايل نخواهند شد... و محدوديت مزبور فقط تا موقعى خواهد بود كه وضع اين قبيل پناهندگان در كشور پناه‌پذير، تعيين نشده است يا اجازه‌ی ورود به‌كشور ديگرى را تحصيل نكرده‌اند.»

این در حالی است که با پناهندگان افغان در سراسر دنیا به‌خصوص در کشورهایی مثل ایران، ترکیه، پاکستان و در برخی از موارد یونان، برخورد کاملا غیر قانونی صورت گرفته و برخلاف حقوق مندرج در اسناد بین المللی، پناهندگان افغانی مورد بد رفتاری و خشونت قرار گرفته و می‌گیرند.

چندی پیش سایت دویچه وله مصاحبه‌ی را با خانم شرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر در ایران، انجام داده و از او در مورد برخورد دولت ایران با پناهندگان افغانی پرسیده بود. خانم عبادی ضمن تأیید بد‌رفتاری‌ها و خشونت دولت ایران در برابر پناهندگان افغان گفته بود[3]:

«مشکل بزرگ افغان‌ها در ايران از ابتداي انقلاب شروع شد. يعني در ابتداي انقلاب آن زماني که افغانستان در اشغال نظامي اتحاد جماهير شوروي بود، درهاي ايران را به روي افغان‌ها باز کردند. گفتند که اسلام مرز ندارد شما مي‌توانيد به کشور اسلامي ايران بياييد. افغانهاي زيادي به ايران آمدند. اما دولت ايران متاسفانه به آنها برگه‌ی اقامت يا پناهندگي نداد. همين سرآغاز مشکلات زيادي براي افغان‌هايي شد که در ايران زندگي مي‌کردند. اين‌ها چون اجازه‌ی اقامت نداشتند، مجبور شدند وقتي کار مي‌کنند کمتر از آنچه قانون گفته بود، دستمزد بگيرند، پولشان را حتي توی [در] بانک نمي‌توانستند بگذارند، ازدواجشان را نمي‌توانستند ثبت کنند و فقط ازدواج شرعي مي‌کردند. همچنين بچه‌هاي‌شان چون شناسنامه نداشتند، مدرسه [مکتب] نمي‌رفتند. متإسفانه تعداد زيادي از بچه‌هاي افغان به اين ترتيب بي‌سواد بار آمدند.

اين‌ها سرآغاز مشکلات اجتماعي ديگري براي افغان‌ها در ايران شد. با اين‌ها بدرفتاري شد، اين‌ها باعث شد تحت ستم مردم و دولت قرار بگيرند، و در نتيجه واکنش عصبي هم از خود نشان دهند و اين مسإله هي به تدريج تشديد مي‌شد. ظلمي که به افغان‌ها صورت مي‌گرفت، بيشتر مي‌شد، از آن طرف خشونت بيشتر مي‌شد و اين‌ها همديگر را تشديد مي‌کردند.»

خانم عبادی ادامه می‌دهد:

« دولت ايران با افغان‌ها مطابق قوانين بين‌المللي رفتار نکرده است. براي اين‌که ... اگر به‌افغان‌ها اجازه‌ی ورود به ايران را دادند بايستي به آنها از همان موقع کارت پناهندگي يا کارت اقامت مي‌دادند. افغان‌ها تبديل شدند به کارگرهاي ارزان قيمت در ايران.

افغان‌هايي که در ايران متهم بوده و زندانی هستند، متإسفانه از وضعيت مالي خوبي برخوردار نيستند. امکان اين‌که خودشان وکيل بگيرند معمولا ندارند. مطابق قانون، دادگاه وکيلي براي آنها تعيين مي‌کند که به آن وکيل تسخيري مي‌گويند. وکلاي تسخيري متاسفإنه دل نمي‌سوزانند. اين باعث مي‌شود که حقيقت در بسياري موارد کشف نمي‌شود.[نشود] »

عین کار را ولی با مقیاس کمتری دولت پاکستان در مورد پناهندگان افغان عملی نموده است. در شرایط فعلی پناهندگان زیادی در پاکستان حضور دارند که هیچ سند یا مدرکی ندارند تا پناهندگی آن‌ها را گواهی دهد. معمولا این گروه از پناهندگان همیشه مورد بد‌رفتاری نیروهای امنیتی این کشور بوده و به‌انجای مختلف مورد آزارواذیت از اخراج دسته‌جمعی گرفته تا لت‌وکوب، زندان و اخاذی توسط نیروهای امنیتی، قرار دارند. این گروه از پناهندگان فرصت‌های کاری کمتری داشته و همیشه تحت تعقیب پولیس کشور محل اقامت‌شان قرار دارند.

مقدمه کنوانسیون بین‌المللی امور پناهندگان (1951 ژنو) به حقوق و آزادی‌های پناهندگان تأکید نموده و توصیه می‌کند تا برنامه‌هایی از طرف دولت‌های عضو سازمان ملل متحد ایجاد شود که پناهنده بتواند از حقوق اولیه خود مثل حق حیات، حق آزادی، حق عبورومرور، حق آموزش و پرورش، حق کار، حق تأمین معیشت و ... برخوردار باشند.  

مطابق با این کنوانسیون دولت‌های عضو مکلف‌اند تا در برخورد با پناهجویان مواردی چون عدم تبعیض، (ماده‌ی 3) آزادی عقیده و دین، ( ماده‌ی 4) اشتغال با دستمزد مناسب، (ماده‌های 7 - 18- 19) حق استفاده از امتیازهای جیره‌بندی شده به‌صورت مساوی با اتباع کشور پناه‌دهنده، (ماده‌ی 20) آزادی رفت و آمد، (ماده‌ی 26) آموزش و پرورش، (ماده‌ی 22) را در نظر داشته باشند.

این در حالی است که پناهندگان افغان در بسیاری از کشور‌هایی که پناه برده‌اند نمی‌توانند از فرصت‌های تعلیمی و تحصیلی استفاده کنند. ایران به عنوان یکی از کشورهایی که بیشترین تعداد از پناهندگان افغان را در خود جای داده است، مقرراتی جدی را در برابر برنامه‌های تعلیمی و تحصیلی پناهندگان افغان وضع نموده و هرازگاهی به‌خصوص در سال‌های اخیر با صدور بخش نامه‌هایی ورود محصلان افغان را به دانشگاه‌های ایران ممنوع نموده و پس از مدتی این بخش‌نامه با صدور بخش‌نامه‌ی دیگری به تعلیق گذاشته می‌شود. مکتب‌های ایرانی به‌سختی دانش‌اموزان افغان را می‌پذیرند و در موارد متعدد از بسته‌شدن مکتب‌های خصوصی افغانی توسط دولت ایران در این کشور، گزارش شده است.

در پاکستان نیز پناهندگان افغان مشکلات خاص خودشان را داشته و از فرصت‌های بسیار کمی در زمینه‌های تعلیم وتربیت، تحصیلات عالی و کار، برخوردار بوده‌اند.

پناهندگان افغان نه‌تنها در ایران و پاکستان بلکه در بسیاری از کشور‌های جهان با مشکل مواجه‌اند. دولت‌های اروپایی مشکلات زیادی را در برابر پناهندگان افغان ایجاد نموده و در مواردی شاهد بی‌سرنوشتی طولانی‌مدت و اخراج اجباری پناهندگان افغان از این کشور‌ها بوده‌ایم.

ماجراها و رنج‌های تلخ پناهندگان افغان در راه رسیدن تا کشور پناهنده‌پذیر، واقعیت دیگری است که هرازگاهی خبر تأثرآوری را از آن، از طریق رسانه‌ها می‌شنویم.

گزراش‌های برخورد پولیس ترکیه با افغان‌هایی که می‌خواهند به‌صورت قاچاق از این کشور به اروپا بروند، حادثه‌ی غرق‌شدن قایق‌های پناهجویان افغان در آب‌های استرالیا و یونان و ده‌ها خبری دیگر، بخش از رنج‌های پناهندگان افغان است که شرایط و وضعیت بر آنان تحمیل نموده است.

به قلم: م. ع. بشارت
منبع:http://afghangr.com/refugee/2011-05-23-09-18-19.html