Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

آشنایی با عقد هبه، ارکان و طریقه رجوع

آشنایی با عقد هبه، ارکان و طریقه رجوع 
رجوع چگونه مالی با بخشش به تملیک دیگری در می‌آید؟
 
 
بر اساس ماده 795 قانون مدني، هبه عقدي است كه به موجب آن يک نفر مالي را به رايگان به شخص ديگري تمليک مي‌كند؛ به عبارت ديگر او مال خود را به طور مجاني به ملكيت ديگري در مي‌آورد.
 
هبه جزو عقود است و به همین دلیل، علاوه بر ایجاب احتیاج به قبول نیز دارد؛ مثل عقد بیع، نکاح و اجاره و نیز ایجاب آن به هر لفظی که ظهور عرفی در معنای بخشیدن داشته باشد.
همچنین قبول هبه با هر لفظی که ظهور عرفی در معنی قبول دارد و دلالت بر رضایت متهب دارد، واقع می‌شود و قبض عین موهوبه شرط صحت آن است.
شرط صحت به این معنا است که متهب علاوه بر قبول هبه باید چیزی را که به او هبه شده است، از واهب تحویل بگیرد و این قبض نیز باید به اذن واهب باشد. بنابراین اگر متهب عین موهوبه را قبض نکند، حکم ملکیت بر آن بار نمی‌شود و اگر واهب قبل از قبض متهب بمیرد، این عین موهوبه جزو ترکه واهب محسوب می‌شود.
 
 ارکان هبه
هبه از سه رکن تشکیل می‌شود:
1- واهب: کسی است که مال را به دیگری تملیک می‌کند.
2- متهب: کسی است که تملیک را قبول می‌کند.
3- موهوب: مالی که مورد هبه است و بخشش می‌شود.
 
 اقسام هبه
هبه بر دو نوع معوضه و غیر معوضه است:
 
1- هبه معوض
هبه معوض، هبه‌ای است که واهب در هنگام عقد به متهب شرط کند که عوض چیزی را که به او می‌دهد، او نیز عوض آن را رایگان به واهب بدهد یا اینکه متهب بدون شرط واهب، چیزی در مقابل هبه‌ای که گرفته است، به طور رایگان به واهب بدهد.
 
2- هبه غیر معوض
هبه غیر معوض، هبه‌ای است که واهب در هنگام عقد هبه، شرط پرداخت عوض بر متهب نکرده باشد و متهب نیز چیزی در عوض هبه به واهب پرداخت نکند.
 
 دریافت مال، لازمه وقوع عقد هبه است
طبق قانون، عقد هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول متهب و قبض او. با توجه به اين تعريف، مادامي كه متهب مال را قبض (دريافت) نكرده باشد، عقد هبه منعقد نشده است؛ بنابراين رجوع هم موضوعيت نمی‌یابد و واهب می‌تواند هر زمان كه بخواهد آن مال را پس بگيرد.
اگر عقد هبه منعقد و عين موهوبه هم قبض شده باشد، واهب در صورتي می‌تواند از عقد رجوع كند و مال موهوبه را پس بگيرد كه دو شرط محقق شده باشد:
1- عين موهوبه موجود باشد.
2- حق رجوع واهب از بين نرفته باشد. بر این اساس، چنانچه عين مال از بين رفته باشد، ديگر امكان رجوع وجود نخواهد داشت.
 
 تفاوت هبه معوض با عقود دیگر
در هبه معوض، عوضی که در آن قرار داده می‌شود، در مقابل مال موهوب نیست بلکه عوض در مقابل شرط واهب است. در عقود دیگر مثل بیع، عوض در قبال عین است.
 
 نوع عقد
هبه عقدی جایز است، به این معنا که هر یک از طرفین می‌توانند آن را به هم بزنند، مگر در چند مورد که هبه لازم می‌شود و واهب نمی‌تواند آن را به هم بزند و عین موهوبه را پس بگیرد:
1- بخشش به خویشاوندان باشد؛ مثل پدر و مادر.
2- واهب مال را  «قربة الی الله» بخشیده باشد.
3- هبه معوضه باشد؛ اگر چه متهب عوض خیلی کم به واهب داده باشد.
4- مال موهوبه به حال خود باقی نمانده باشد بلکه تمام یا بعضی از آن به کلی تلف شده یا صورت آن تغییر کرده باشد. به عنوان مثال، پارچه دوخته شده یا غذا خورده شده یا اینکه متهب مال را به دیگری انتقال داده باشد.
5- واهب بعد از تحویل عین موهوبه از دنیا برود یا متهب بعد از تحویل گرفتن فوت کند.
 
 حکم فروش مال موهوبه
اگر واهب در هبه‌ای که نمی‌تواند رجوع کند، عین موهوبه را بفروشد، بیعش فضولی است؛ چنانچه متهب اجازه دهد، معامله‌اش صحیح و اگر اجازه ندهد، معامله باطل است.
 
 مزیت هبه‌نامه‌های رسمی
هبه‌ با سند رسمی (هبه‌نامه‌هاي رسمي) داراي يک مزيت به‌خصوص هستند؛ مزيتي كه تنها مختص به آنها است و در دیگر انواع هبه‌ها يافت نمی‌شود.
در مورد هبه‌نامه‌هاي رسمي امکان انکار و تردید وجود ندارد؛ بنابراین هیچ یک از خواهان و خوانده نمی‌تواند مدعی شود که در صحت و اصالت سند مزبور مردد است؛ چرا که این ادعا از نظر قانونی پذیرفتنی نیست.اما در مورد هبه‌نامه‌هاي غیر رسمی یا عادی، ادعای انکار و تردید مسموع خواهد بود و با طرح هر یک از دو ادعاي انكار يا ترديد دادگاه موظف می‌شود تا بدون تعلل، سند را مورد بررسی قرار دهد و بعد از دقت فراوان در مورد اعتبار آن حكم دهد.
 
 طریقه رجوع از هبه
رجوع از هبه، یا با گفتار است؛ یعنی واهب بگوید از هبه‌ام برگشتم یا مال موهوبه را برگردان، یا به فعل است؛ مثل برگرداندن عین و گرفتن آن  از دست متهب.اگر واهب مال موهوبه را بفروشد یا اجاره دهد یا وقف کند، اگر به قصد رجوع از هبه باشد، این موارد هم رجوع از هبه است. در رجوع، اطلاع متهب شرط نبوده و صحیح است.براي رجوع از هبه‌نامه، واهب به دادگاه حقوقي مراجعه و دادخواست ارائه می‌کند. در محکمه نیز يكي از اين دو حالت ديده می‌شود:
1- نخست اینکه هبه ثبت شده و داراي سند رسمی است. در این حالت، واهب بدون اینکه نیاز باشد که هبه را به اثبات برساند، درخواست رجوع خود را مطرح می‌کند.
2- مورد دیگر، زمانی است که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است. (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی)
در این حالت واهب مکلف است در دادگاه، نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند و آنگاه اعلام کند که می‌خواهد از عقد رجوع کند.
 
 هبه مهریه
پرسشی که مطرح می‌شود، این است که آيا زني كه مهر خود را به همسرش هبه كرده است، می‌تواند از هبه خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطالبه كند يا خير؟
در پاسخ به این پرسش، باید سه حالت را از یکدیگر تفکیک کرد:
1- حالت نخست، زمانی است که زوجه در خصوص مهریه، ما‌فی‌الذمه زوج را ابرا می‌کند. به این بیان که می‌گوید از نظر من تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه نخواهي داشت؛ این بیان باعث می‌شود تا تکلیف شوهر در ادای مهر به طور کلی ساقط شود.
2- حالت دوم زمانی است که زوجه در قبال طلاق، مهریه خود را به شوهر بذل می‌کند. بذل مهر در طلاق‌های خلع و مبارات انجام می‌شود، به این صورت که زن با پرداخت مالی به شوهر، از او می‌خواهد كه طلاقش دهد. اگر زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند، طلاق ملغي و کان‌لم‌یکن خواهد شد.
3- حالت سوم زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می‌کند. به این بیان که می‌گوید من مهر خود را به تو بخشیدم؛ در این حالت است که همانند ساير اشكال هبه، تکلیف شوهر در پرداخت مهريه به طور کلی از بین نمی‌رود؛ چراکه زن می‌تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطالبه كند.
منبع:http://www.hemayatonline.ir/detail/News/7393