Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

قوامیت مردان بر زنان، از نگاه قرآن

مقدمه

موضوع خانواده در اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا خانواده، نخستین نهاد اجتماعی است. داشتن یک جامعه سالم، نیازمند داشتن یک خانواده سالم است. هر اجتماعی نیازمند مدیریت و سرپرستی است و خانواده نیز که خود اجتماعی کوچک است، نمی تواند از این قانون مستثنا باشد؛ بلکه مدیریت و سرپرستی خانواده ضروری تر به نظر می رسد. در اسلام، این سرپرستی بر عهده مردان گذاشته شده؛ آن جا که می فرماید: {الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلی النِّسَاءِ فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِن أَموَالِهِم}؛ مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده، و از آن جهت که از مال خود نفقه می دهند، بر زنان تسلط دارند.[1]

 در این آیه مرد به عنوان قیم و سرپرست زن معرفی شده و در ضمن، از برتری مرد نسبت به زن به عنوان دلیل این سرپرستی سخن به میان آمده است. در حقیقت دو مطلب در این آیه مورد توجه قرار گرفته است: یکی قوامیت مردان بر زنان و دیگری تفاوت هایی که موجب می شود سرپرستی خانواده به دوش مرد گذاشته شود.
برای رسیدن به یک پاسخ صحیح از نظر قرآن، شایسته است که نخست معنا و مفهوم «قیم» بیان شود:
«قیم» به معنای کسی است که مسئول قیام به امر شخصی دیگر است و کلمه «قوام» و نیز «قیام» مبالغه در همین قیام است. کلمه «قوام» در جمله {الرّجال قوّامون علی النّساء} صیغه مبالغه است و دلالت بر کثرت قیام مردان در امور زنان دارد. [2] «قیم» نیز بدین معناست که شخصی سرپرستی شخص دیگری را به عهده دارد.
در هر دو مورد، شریعت اسلام به بهتر عمل کردن و استفاده مناسب از امکانات موجود نظر دارد. از این جهت است که امر کرده تا به وصیت های میت خوب عمل شود و از اشخاص ناتوان خوب پرستاری شود و سرمایه ای که دارد، در مسیر درست و به نفع وی مصرف شود.

اهمیت سرپرستی در نظام خانواده

باید توجه دشات که خانواده، یک نهاد اجتماعی کوچک است و همانند یک اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدی داشته باشد؛ زیرا رهبری و سرپرستی مشترک زن و مرد مفهومی ندارد؛ در نتیجه مرد یا زن یکی باید رئیس خانواده و دیگری معاون و تحت نظارت او باشد. قرآن تصریح می کند که مقام سرپرستی باید به مرد داده شود. البته منظور از این تعبیر، استبداد و اجحاف و تعدی نیست؛ بلکه منظور، رهبری واحد و منظم و با توجه به مسئولیت ها و مشورت های لازم است.
این مسئله در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگر روشن شده است که اگر هیئتی (حتی یک هیئت دو نفری) مأمور انجام کاری شوند، حتماً باید یکی از آن دو، رئیس و دیگری معاون یا عضو باشد؛ وگرنه هرج و مرج در کار آنها پیدا می شود. سرپرستی مرد در خانواده نیز از همین گونه است.
بنابراین مرد، رئیس کانون خانواده است. او باید در اداره زندگی تصمیم بگیرد و زنان، معاون و فرمان بردار باشند. از این روست که در شریعت اسلام، زنان با صلاحدید مردان اجازه فعالیت های غیر واجب مانند: کار و فعالیت در خارج از منزل را کسب می کنند.

دلیل قیمومیّت مردان بر زنان

قرآن کریم دلایلی برای سرپرست بودن مردان بیان می کند:
نخست می فرماید: این مسئولیت به دلیل برتری مرد بر زن، به او سپرده شده است: {بِمَا فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ} دلیل دیگر، انفاق و نفقه زن است که در اسلام بر دوش مردان گذاشته شده است. زنان در این امر، مسئولیتی ندارند؛ از این رو می فرماید: {وَ بِمَا أَنفَقوا مِن أَموالِهِم}؛ و به آنچه از اموالشان انفاق می کنند. مسئله انفاق و نفقه دادن روشن است. آن چه که باید روشن شود «برتری مردان بر زنان» است. از این رو لازم است که مرد و زن از نظر خلقت و قوای جسمانی و قدرت عقلی و استعدادهای دیگر خدادادی، مورد بررسی قرار گیرند.

تفاوت زن و مرد

زن و مرد به طور طبیعی تفاوت های جسمی و معنوی با یکدیگر دارند و در وجود هر کدام غرایز و تمایلات و استعدادهایی نهفته است که در وجود دیگری موجود نیست. برای مثال، مرد موجودی سخت کوش و خشن است که توانایی انجام امور سخت و طاقت فرسا را داراست؛ ولی زن موجودی لطیف است که از نظر جسماین تاب و توان آن امور را ندارد؛ چنان که علی (ع) فرمود: {فَإِنَّ المَرأَهَ رَیحَانَهٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمَانَه}؛ زن ریحانه است، نه قهرمان. [3] منظور این است که استعداد و توانایی زن با مرد متفاوت است؛ پس کارهایی که ویژه مردان است، نباید بر دوش زنان گذاشته شود.
الکسیس کارل فیزیولوژیست و زیست شناس معروف فرانسوی در این باره می گوید: «اختلافی که بین زن و مرد وجود دارد، تنها مربوط به شکل اندام های جنسی آنها نیست بلکه نتیجه علنی عمیق تر است. به علت عدم توجه به این نکته اصلی و مهم است که طرف داران نهضت های زنان (فمینیست ها) فکر می کنند که هر دو جنس می توانند یک گونه تعلیم و تربیت یابند و مشاغل و اختیارات و مسئولیت های یکسانی بر عهده بگیرند. زن در حقیقت، از جهات زیادی با مرد متفاوت است. زنان باید به بسط مواهب طبیعی خود در جهت و مسیر سرشت خاص خویش، بدون تقلید کورکورانه از مردان بکوشند. وظیفه ایشان در راه تکامل بشریت بسیار بزرگ تر از مردان و نباید آن را دست کم بگیرند و رها کنند. [4] یکی از دقت ها و ظرافت های اسلام، این است که بر اساس این تفاوت ها و به تناسب استعداد هر کدام، قوانین و احکام مخصوص به هر یک از زن و مرد را تشریع نموده و آن قوانین را در یک چارچوب منطقی و عقلانی ارائه نموده است. نظام حقوقی اسلام، نظامی منسجم و هماهنگ است که با ملاحظه مجموعه شرایط و کلیه مصالح فرد و جامعه و براساس تمام خواست ها و نیازهای فطری و غریزی انسان، تنظیم شده است. از این رو در مواجهه فطری و غریزی انسان، تنظیم شده است. از این رو در مواجهه با قوانین اسلام باید از جزئی بینی و یک سو نگری پرهیز شود و به آنها به صورت کلی نگریسته شود تا جایگاه واقعی هر یک از زن و مرد شناخته شود. [5]
یکی از تفاوت های میان زن و مرد قدرت فکری و عقلی است. اگر چه قوه تعقل و ادراک در زن و مرد برابر است، ولی در زنان به علت وجود احساسات و عواطف بالا، غالباً تعقل تحت الشعاع احساس قرار می گیرد و احساسات و عواطف بر آن غلبه می کند؛ برخلاف مردان که چون از احساسات و عواطف کمتری برخوردارند، بیشتر از قوه تعقل استفاده می کنند. از این رو اموری همچون مدیریت کانون خانواده که نیازمند تعقل و تدبر بیشتر است، بر عهده مردان گذاشته است. در مقابل، حضانت از فرزند و تربیت آنان که مهم ترین سرمایه های اجتماعی هستد، بر دوش زنان گذاشته شده است. به فرموده امام خمینی (ره): از دامن زن مرد به معراج می رود. [6] با توجه به این امر، ظرافت و دقت شریعت اسلام روشن می گردد. بدون شک اگر این امر حیاتی در جامعه بشری مورد بی مهری قرار نگیرد، قطعاً موجب تحکیم نظام خانواده و تربیت فرزندان صالح می شود. در این صورت زنان همچون مردان از ارکان زندگی به شمار می روند و زینت بخش زندگی هستند. {هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ}؛ آنها زینت و پوشش شما هستند و شما زینت و پوشش آنها. [7]
البته ممکن است بعضی زنان در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند، ولی باید دانست که قوانین شرع، به تک تک افراد نظر ندارد؛ بلکه نوع بشر را در نظر می گیرد و شکی نیست که از نظر کلی، مردان نسبت به زنان برای این کار آمادگی بیشتری دارند؛ اگر چه ممکن است بعضی از زنان از این جهت با مردان برابری کنند یا برتر باشند..

نتیجه

این که قرآن مردان را «قیم» و سرپرست زنان معرفی می کند، در حقیقت اشاره به مسئولیتی است که مردان از جهت توانایی فکری و قدرت بدنی در انجام آن شایسته ترند و آن عبارت از سرپرستی، اداره و مدیریت کانون خانواده است؛ زیرا جمعیت کوچک یک خانواده مانند سایر اجتماعات نیازمند مدیریتی است که در آن صلاح و فساد خانواده در نظر گرفته می شود و برای بهتر شدن و پیشرفت و تکامل افراد خانواده مورد توجه قرار می گیرد. درست است که مرد رئیس و سرپرست خانواده در شریعت اسلام معرفی شده، اما بدون شک، زن به عنوان معاون در تصمیم گیری ها و آنچه به صلاح و فساد خانواده است، نقش مؤثری دارد. زنان در کنار مردان با کمک گرفتن از نیروی فکری یکدیگر مکمل همند.
با توجه به تفاوت های جسمی و برخی استعدادها در وجود مرد و زن، اسلام سنگینی مشکلات زندگی را از دوش زنان برداشته، تا زنان رفاه و آسایش بیشتری که مناسب با وضعیت جسمی و خلقت آنهاست داشته باشند.
از این رو یکسان قرار دادن زنان و مردان در مسئولیت پذیری یا سپردن کارهای طاقت فرسا و خشن به زنان، ظلم به آنان است.

منابع جهت مطالعه بیشتر

1- علامه طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: موسوی همدانی، محمدباقر، ج 4، ص 543، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374.
2- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 369، دارالکتب الاسلامیه، تهران، پنجم، 1374.

حدیث پایانی

محمدبن سنان به نقل از امام رضا (ع) می گوید:
در جواب مسائلی از آن حضرت آمده است که علت اعطای نصف میراث مردان برای زنان، این است که وقتی زن ازدواج می کند، می گیرد و مرد اعطا می کند. به همین جهت دارایی او در نتیجه از مردان بیشتر می شود. و علت این که به فرزند پسر، دو برابر دختر میراث تعلق می گیرد نیز همین است؛ چرا که دختر از عیال مرد است و برعهده اوست که عائله اش را نفقه بدهد. برعهده زن نیست که مرد نان خور او باشد و از او نفقه بگیرد؛ اگر چه مرد محتاج باشد. لذا دارایی او نسبت به مردان بیشتر می شود. خدای تعالی می فرماید: [8]

 

_________________
[1]. نساء، آیه 34.
[2]. ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 543.
[3]. شیخ صدوقف من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 556.
[4]. الکسس کارل، انسان موجودی ناشناخته، ترجمه دکتر پرویز دبیری، ص 100، جایگاه زن در اسلام.
[5]. زیبایی نژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص 50، جایگاه زن در اسلام.
[6]. امام خمینی (ره)، صحیفه امام، ج 7، ص 341.
[7]. بقره، آیه 187.
[8]. بحرانی سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 33.

منبع:

http://feqh.miu.ac.ir/index.aspx?siteid=19&pageid=4854&newsview=2630