Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

شرایط حق فسخ نكاح بعد از عقد


شرایط حق فسخ نكاح بعد از عقد

در عقد نكاح طرفین یا یكی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند، به عبارت دیگر عقد نكاح از عقود لازم است اما موارد محدود و منحصری در این زمینه وجود دارد.


به گزارش خبرنگار قضایی فارس، برخلاف سایر قراردادها در عقد نكاح طرفین یا یكی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند. به عبارت دیگر عقد نكاح از عقود لازم است و مصلحت و ضرورت استمرار و دوام و ثبات خانواده نیز اقتضای این را دارد، اما قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری كه در معرض عیوب موجب فسخ نكاح قرار می‌گیرد به طور صریح و مشخص موارد فسخ نكاح را معین كرده است.
این موارد محدود و منحصر به همان موارد مصرح قانونی است.

*فسخ نكاح یكی از موارد انحلال نكاح است كه تفاوت‌هایی با طلاق دارد:

- طلاق عمل حقوقی كه انجام آن منوط به تشریفات خاص است، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد) ولی فسخ نكاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد. (ماده 1132 قانون مدنی)

- طلاق در صورتی درست است كه شرایط خاص در زن موجود باشد ولی به موجب ماده 1132 قانون مدنی رعایت این ترتیب در فسخ نكاح شرط نیست . به عنوان مثال فسخ نكاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممكن است. در حالی كه طلاق زن در این دوران درست نیست. (ماده 1140 قانون مدنی)

- پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حكم یا اذن گرفته شده ولی فسخ نكاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تكلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.

- طلاق مخصوص نكاح دائم است ولی موارد فسخ نكاح در دائم و منقطع یكسان است (مواد 1152 و 1153 قانون مدنی)

- طلاق عمل حقوقی یك جانبه (ایقاع) است كه به وسیله شوهر یا نماینده قانونی او (دادگاه) انجام می شود در حالی كه فسخ ممكن است به وسیله شوهر یا زن واقع شود.

- در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به نكاح رجوع كند، اما در فسخ نكاح امكان رجوع وجود ندارد و تشكیل دوباره خانواده جز با نكاح جدید ممكن نیست.

- در صورتی كه مرد پیش از نزدیكی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است (ماده 1092 قانون مدنی) ولی هرگاه عقد نكاح به جهتی قبل از نزدیكی فسخ شود، زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی كه موجب فسخ ، عنن باشد كه زن مستحق نصف مهریه است.

- فسخ نكاح هرچند بار كه بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌كند.

با این اوصاف هم فسخ نكاح و هم نكاح موجب انحلال عقد نكاح شده و از نظر عده زن بعد از انحلال تفاوتی با هم ندارند. گفتنی است كه خیار فسخ (اختیار برهم زدن نكاح) فوری است و اگر طرفی كه حق فسخ دارد بعد از اطلاع و به محض آن به علت فسخ، نكاح را فسخ نكند خیار او ساقط می‌شود، به شرط آنكه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد.

تشخیص مدتی كه برای امكان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است (ماده 1131 قانون مدنی) همچنین خیار فسخ قابل اسقاط است اما به ارث منتقل نمی‌شود (ماده 448 قانون مدنی) چرا كه در اثر موت نكاح منحل می‌شود و دیگر موردی برای فسخ آن یا به ارث رسیدن حق فسخ باقی نمی‌ماند. فسخ نكاح نیاز به رضایت طرفین ندارد و كسی كه حق فسخ دارد می‌تواند یك طرفه آن را انجام دهد. فسخ كننده باید بالغ، عاقل و رشید باشد.

* عیوب موجب حق فسخ دو قسم است: عیوب مختص و عیوب مشترك

عیوب مختص مرد در ماده 1122 قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد كه ازدواج را برهم بزند:

- عنن به شرط آنكه بعد از گذشتن مدت یك سال از تاریخ رجوع زن به حاكم، رفع نشود؛

- خصاء كه عارضه مربوط به اخته شدن مرد را گویند. عنن در صورتی زن را صاحب حق برای فسخ می‌كند كه پیش از نكاح حادث شده و زن نیز به آن جاهل باشد و مانع از ایفای وظیفه زناشویی شود؛

- مقطوع بودن آلت تناسلی.

* عیوب مختص زن طبق ماده 1123 قانون مدنی عبارتند از: 1-قرن 2-جذام 3-برص 4-افضاء 5-زمین‌گیری 6-نابینایی از دو چشم.

این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می‌كند كه هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج كرده باشد. (مواد 1124 و 1126 قانون مدنی)

حق فسخ به موجب عیوب زن برای جلوگیری از ضرر مرد است پس اگر به وسیله عمل جراحی یا به وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود. همچنین اگر در اثر پیشرفت علم پزشكی این عیوب به صورت بیماری‌های درمان‌پذیر درآید دیگر عیب به حساب نمی‌آید و مرد به استناد آنها حق فسخ ندارد. با اینكه اسقاط حق فسخ در چنین مواردی با ظاهر عبارات قانونی مخالف است اما به طور مسلم با روح قانون و مقصود قانونگذار كه حمایت از خانواده و استحكام آن است موافق‌تر به نظر می‌رسد.

* عیوب مشترك میان زن و مرد بدین معناست كه چنانچه در هر یك از زوجین یافت شود موجب حق فسخ برای طرف مقابل است. اگرچه جنون زن و مرد از نظر احكام مترتب بر آن هر یك متفاوت است، ولی تنها مصداق عیوب مشترك در زوجین است كه موجب حق فسخ می‌شود.

قانون مدنی جنون را تعریف نكرده است، اما طبق نظر فقها جنون یعنی اختلال عقل، بنابراین فراموشی‌های سریع الزوال، بیهوشی‌های ناشی از هیجانات ناگهانی و نیز بیماری صرع (غش) جنون محسوب نمی‌شود. منظور از اختلال عقل آن است كه شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند. برطبق ماده 1121 قانون مدنی، "جنون هر یك از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینكه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است. "

به موجب این حكم: نخست اینكه برهم زدن ازدواج در مواردی امكان پذیر است كه به هنگام بستن عقد ازدواج یكی از دو همسر از جنون دیگری آگاه نباشد، چون اگر با علم به جنون با او عقد كرده باشد اقدام به ضرر خود كرده است و باید تحمل كند مانند موردی كه با علم به حق فسخ و فوریت آن از حق خود صرف نظر كرده و به آن راضی می‌شود.

دوم آنكه جنون باید همیشگی یا ادواری باشد و در فواصل و دوره‌های خاصی بروز كند، در صورتی كه جنون عارضه ای زودگذر و ناپایدار باشد و معالجه شود برای همسر او حق فسخ ایجاد نمی‌كند.

سوم آنكه در صورتی كه زن یا مردی در دوران زناشویی (یكی از آنها) دچار جنون شوند بین حالتی كه مرد دچار جنون شود و حالتی كه زن دچار جنون شود تفاوت وجود دارد.

اگر پس از ازدواج مرد دچار جنون شود زن می‌تواند به علت جنون شوهر ازدواج را فسخ كند. (ماده 1125 قانون مدنی) لیكن اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود مرد نمی‌تواند ازدواج را فسخ كند. تفاوت بین زن و مرد در مورد فسخ علت جنون چنین توجیه شده است كه اگر زن در دوران زناشویی مجنون شود، شوهر می‌تواند به وسیله كار و فعالیت خود نفقه او را بپردازد و از او نگهداری كند و هرگاه عرصه بر او تنگ شد می‌تواند به وسیله طلاق از دست زن مجنون خود رهایی یابد یا زن دیگری بگیرد، برعكس هرگاه شوهر پس از عقد مجنون شود علاوه بر اینكه كسی نیست كه نفقه زن را بپردازد (در مواردی كه زن مستقلاً درآمدی ندارد) جز از طریق فسخ نكاح زن راه خلاصی ندارد.

البته به نظر می‌رسد كه این علت در اصلاح ماده 1130 قانون مدنی از بین رفته است و به موجب آن، در صورتی كه برای دادگاه ثابت شود دوام زوجیت موجب عسر و حرج است و ...، زن می‌تواند درخواست طلاق كند. زندگی با دیوانه و مجنون از بارزترین مصادیق این حكم است و به حكم عادت تحمل ناپذیر. پس اگر زن حق فسخ نكاح را به دلیل عارضه جنون شوهر نداشته باشد، می‌تواند به وسیله درخواست طلاق از خود رفع ضرر كند.

لازم به ذكر است مجمع تشخیص مصلحت نظام در 29 تیر سال 81 با الحاق تبصره ای به ماده 1130 قانون مدنی به احصای مصادیق عسر و حرج پرداخته است كه یكی از آن موارد، ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی ... كه زندگی خانوادگی را مختل كند، است كه به نظر می‌رسد جنون مستقر شوهر، چه مستقر و چه ادواری، نمونه بارز آن است كه دادگاه با احراز آن حكم طلاق زن را صادر خواهد كرد.



خبرگزاری فارسhttp://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8909030120