Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

نگاهی به علل بزهکاری در جامعه

نگاهی به علل بزهکاری در جامعه

‌جـامعه‌شناسان معتقدند، در میان اشخاص نابهنجار، کسی که رفتار نابهنجارش زودگذر نباشد و دیر زمانی دوام آورد، "کج رو" یا "بزهکار" و رفتار او "انحراف اجتماعی" یا "بزهکاری" خوانده می‌شود. ‌
بسیاری از جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان با این دیدگاه که کسی ذاتاً منحرف به دنیا نیامده است، ریشه تمام آسیب‌پذیری‌های اجتماعی را در محیط جامعه جست وجو می‌کنند. ‌
به عقیده جامعه‌شناسان کلاسیک،"جرم" در جوامع انسانی،پدیده‌ای طبیعی است که به ساخت اجتماع و فرهنگ بستگی دارد. ‌

دکترمهدی جوانمرد، جامعه شناس می‌گوید: عواملی در جامعه وجود دارد که جرم‌زا هستند و زمینه‌های ارتکاب جرم را برای افراد مستعد فراهم می‌کنند. ‌
وی این عوامل را "نفوذ فرهنگی" و "علل اقتصادی " معرفی و نفوذ فرهنگی را به " نفوذ مستقیم فرهنگ "،"نفوذ غیرمستقیم فرهنگ " و "نفوذ گروه‌های همتا در شخصیت فرد" تقسیم‌بندی می‌کند. فرهنگ بارز یک جامعه در همان حال که کلیت دارد و همه اعضای جامعه را در بر می‌گیرد و شخصیت آنان را می‌سازد، تأثیر یکسانی بر شخصیت‌های اعضای جامعه نمی‌گذارد. ‌
فـرهـنـگ مـانـنـد جـامـعـه، در عـیـن یگانگی دارای بخش‌هایی است و به تناسب فرهنگ‌های فرعی متفاوتی که در یک جامعه وجود دارد، سنخ‌های شخصیتی متفاوتی نیز به وجود می‌آیند. ‌
اختصاصات ارثی افراد مانند بلندی یا کوتاهی قامت و ... به طور معمول به نسبت اهمیتی که این صفات برای جامعه دارند، در شـخـصـیــت صــاحـبــان آنــان تــأثـیــر می‌گذارند. ‌
همچنین برخی از گروه‌‌ها، به ویژه گروه‌های کوچکی که فرد را احـاطه کرده‌اند، بیش از بقیه در زنـدگـی او تـأثـیـر دارنـد و مـورد بــی‌اعـتـنـایـی او قـرار مـی‌گـیـرنـد. فرد،خواه‌ناخواه چنین گروه‌هایی را سرمشق خود قرار می‌دهد و با موازین آنان به سنجش امور و اشیا می‌پردازد. ‌
به نظر می‌رسد، فقر مقدمه کفر، فساد و اختلال در نظامی ‌است که خداوند برای بشر خواسته است. ‌
یکی از عوامل مهم تخریب کننده اخلاق و فرهنگ اجتماعی هر جامعه اعم از در حال توسعه و پیشرفته، فقر و تنگدستی است. ‌
به اعتقاد روان‌شناسان اجتماعی، آثار جنبی فقر خود زاییده جرایمی ‌دیگر مانند ازدحام و شلوغی خانه، زندگی اجباری در یک اتاق به عنوان خوابگاه، نداشتن تفریحات مناسب، بهره‌مند نبودن از بهداشت و تربیت صحیح، گرایش به انحرافاتی مانند اعتیاد، سرقت‌های توام با قتل، تن دادن به قمار،خودکشی،خشونت،پرخاشگری، قاچاق، تهدید و ارعاب، کلاهبرداری و ... است.
‌آسیب‌شناسان اجتماعی نیز یکی از علل انحراف اجتماعی را در اختلالات زیست‌شناختی جست وجو می‌کنند. ‌
حمیدرضا مهرعلی،آسیب‌شناس و مدرس دانشگاه می‌گوید: با آن‌که تاکنون علل عضوی مشخصی برای تمامی ‌بیماری‌های روانی شدید از قبیل، روان‌رنجوری و روان‌پریشی یا کندذهنی(عقب ماندگی ذهنی) شناخته نشده است؛ ولی باید پذیرفت که هرکسی بنا بر قانون وراثت ،دارای بنیه یا مقاومت بدنی و ذهنی محدودی است.
کسانی که از این جهات ناتوان‌تر باشند،زودتر دچار انحراف اجتماعی می‌شوند.چنین افرادی دارای اعتقادات هذیانی یا خیالبافی‌های خام مفرط هستند، به شدت به آن اعتقاد دارند و با دلیل و برهان نمی‌توان آن را اصلاح کرد.
واقعیت‌سنجی این بیماران مختل است، به همین دلیل ممکن است افراد جامعه را دشمنان واقعی خود بدانند و به آنها حمله کنند یا بدون دلیل نسبت به همسر خود بدبین شوند. ‌
در اصطلاح روان‌شناسی به این افراد، شخصیت‌های پارانوئیدی می‌گویند. در همین زمینه در صفحه حوادث روزنامه‌ها یا در پرونده‌های پزشکی قانونی چه بسیارند افـرادی کـه به علت مشکلات روانـی فـوق، دسـت بـه جـنـایت می‌زنند، همسر یا فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر یا دوستان خود را مـضــروب کــرده یــا بـه قـتـل رسانده‌اند و یا به واسطه اتهامات بــی اسـاس آنـان را بـه دادسـرا کشانده‌اند. ‌
اختلالات عاطفی یکی از زمینه‌های بزهکاری است. بسیاری از بزهکاران،جوانان ناکام و محرومی هستند که با نشان دادن پرخاشگری علیه دنیای پر از تناقض و ناسازگار بزرگسالان عصیان کرده‌اند. ‌
عوامل تربیتی از جمله خانواده و مدرسه نیز در بروز انحرافات و جرایم مؤثر هستند.به طور کلی برای ایجاد یک شخصیت باثبات، سالم و سازگار ضروری است که فرد در یک محیط خانوادگی مناسب رشد کند. ‌
خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن پـرورش مـی‌یـابد و در رفتارهای بعدی او فوق‌العاده تأثیرگذار است، به‌گونه‌ای که گروهی از جرم‌شناسان آن را عامل سلامت یا بیماری آینده فرد ذکر کرده‌اند و به‌ویژه بر ظهور آثار آن در دوره جوانی، بسیار تأکید دارند. ‌
روابط ناسالم والدین، فوت، طلاق و... نیز از عواملی است که عوارض ناهنجار بسیاری برای افراد در پی دارد. ‌
تحقیقات جامعه‌شناختی نشان مـی‌دهـد کـه 80 الـی 90 درصد کـــودکـــان مــنــحـــرف مــتــعـلــق بــه خانواده‌هایی هستند که وضعیت خـانـوادگـی مـشـوش و نـابـسامان دارند یا شیرازه آن از هم گسسته شده است. ‌
اخـــتـــــلال شـــخـــصـــیـــــت کــــه ریــشـــه‌هــای عـمـیـقــی در روابــط کـودک و خانواده دارد،می‌تواند یکی از عوامل جرم باشد. ‌
در واقع هرگونه روابط ناخوشایند و رویدادهای خانوادگی ناروا که میان پدر، مادر و فرزندان برقرار می‌شود، در واقع کودک را به انواع انحراف‌های اجتماعی می‌کشاند. ‌
خـانـه‌ای کـه پرورش‌دهنده خوی بزهکاری است، مکانی است که در آن مناسبات انسانی صحیح بین افراد به هیچ وجه وجود ندارد و جایی است که "انضباط" یا به چشم نمی‌خورد یا به طور خشنی حاکم بر همه مناسبات افراد است. ‌در این خانواده‌‌ها، خانه مکانی است که تضاد ارزش‌ها بین پدر و مادر یا بین افراد خانواده از یک طرف و سایر انسان‌های موجود در محیط اجتماعی پیرامون خانواده از سوی دیگر، به شدت وجود دارد. ‌
اساس این‌گونه خانواده‌ها در بیشتر موارد بر اثر طلاق یا فرار مرد یا زن، از هم پاشیده می‌شود. ‌
خانواده‌های بسیاری هستند که فرزندان خود را طبق شرایط مناسبی تربیت می‌کنند؛ ولی کودک پس از ورود به اجتماع دچار انحراف یا لغزش می‌شود. ‌
دزدی، دروغـگــــــویــــــی، فـــــرار، مــزاحـمــت، پــرخــاشـگـری، تـخـریـب، نافرمانی، مسائل جنسی و ... به طور معمول از انحرافاتی است که کودکان مستعد بزهکاری با آنها مواجه هستند. ‌
برای تأمین سلامت جامعه، باید با بزهکاری مبارزه کرد؛ اما به هیچ وجه نباید منحرفان را مورد نفرت و خصومت قرارداد و درصدد آزار یا نابودی آنان برآمد؛ زیرا بزهکاران خود قربانیان ستم دیده جامعه هستند. ‌
منحرف کسی است که نتوانسته، موافق هنجارهای اجتماعی رفتار کند. از نظر جامعه‌شناسان این شخص گناهی ندارد؛ بلکه تقصیر از جامعه‌ای است که نتوانسته فاصله طبقاتی فرهنگ و اقتصاد خود را متعادل کند. ‌
در جوامع صنعتی امروزی، انسان ناگزیر از قبول بیماری روانی است؛ زیرا به هر سو رو می‌کند، خود را در برابر شرایط متناقض می‌یابد، از طرفی جامعه وی را به انسان‌دوستی و محبت کردن به همنوع دعوت می‌کند و از طرف دیگر به فردگرایی و خودپرستی شدید می‌کشاند. ‌
جامعه می‌خواهد او را واقع‌بین و روشن اندیش کند؛ اما به وسیله تبلیغات گوناگون او را از روشن بینی و واقع گرایی باز می‌دارد. ‌
جــامـعــه بـه اقـتـضـای تـولـیـد اقتصادی روزافزون خود، نیازها و خــواسـتــه‌‌هــای افــراد را افـزایـش می‌دهد؛ ولی وسایل کافی برای برآوردن نیازها و خواسته‌‌هایش را در اختیارش نمی‌گذارد و این یکی از مشکلات بزرگ انسان امروزی اســــــت کــــــه حـــتـــــی نـــمـــــی‌دانـــــد درجست‌وجوی کدام هدف کوشا باشد و چه بخواهد و برای به دست آوردن آن چه باید بکند؟
برای مبارزه با کجروی‌ها باید زمینه اجتماعی آنها را از میان برداشت. در این مبارزه قبل از هر چیزی باید به دو اصل توجه داشت؛ نخست سالم کردن محیط اجتماعی کودکان، یعنی خانواده و دوم، سالم کردن محیط اجتماعی یعنی جامعه است. ‌
خانواده باید فرزنددوستی را با مصلحت‌بینی پیوند دهد و در عین حال که نیازها و خواسته‌‌های کودک را بر می‌آورد، انضباط را نیز به او بیاموزد. ‌
کار دوم این است که خانواده باید در جریان پرورش کودک، خود در وضعیت مستحکمی باشد، احساس ایمنی و اطمینان کند و بتواند با فرصت و وسایل کافی کودک را پرورش دهد. این خانواده‌‌ها می‌توانند با تصحیح روش‌های تربیتی، فرزندانی کارآمد، جامعه‌گرا، باوجدان و منضبط تحویل جامعه دهند.
ازدواج‌های مناسب؛یعنی ازدواج‌هایی که افراد از نظر شـخـصـیتی و فرهنگی برای زنـدگـی مـشـترک هماهنگی داشته باشند، ایجاد توانایی لازم بــرای رفــع مـشـکـلات خـانـوادگـی بـیـن هـمسران با شــــــرکــــــت در کـــــلاس‌هـــــای آمـوزش خانواده یا مشاوره خانوادگی و آموزش روش‌های صحیح تربیتی کودکان از جمله روش‌های تربیتی است که از بروز انحراف‌های اجتماعی جلوگیری می‌کند. ‌
همچنین جلوگیری از هرگونه ارعاب، تنبیه بدنی، تحقیر والدین نسبت به یکدیگر یا فرزندان، تحسین و مقبولیت اجتماعی در ترقی دادن استانداردهای خوب، بیشتر از سرزنش، توبیخ و تنبیه در جلوگیری از انحرافات مؤثر است.
اما جامعه شناسان در تلاشند تا بدانند علت و عواملی که برای پدید آمدن جرم مؤثر است، چیست. از این رو در موارد وقوع جرم به دنبال علل و عواملی هستند که باعث پدید آمدن و به وقوع پیوستن جرم گردیده است. ‌
یک نویسنده در کتاب خود با اشاره به نظریه محقق طوسی، متفکر اجتماعی قرن هفتم هجری به نقل از کتاب اخلاق ناصری چنین می‌نویسد: <نفس انسان آمیخته‌ای از نیروهای سه‌گانه خود، غضب و شهوت است. رفتار و کردار آدمی ‌به چگونگی ترکیب این نیروها و برتری یکی بر دیگری بستگی دارد. خرد و اراده از ویژگی‌های نوع آدمی ‌است و در بخش‌های دیگر با حیوان و نبات مشترک می‌باشد. تعادل و موازنت این نیروها که همان فضیلت عدالت است،موجب تعادل رفتار و راست‌کرداری و عدم تعادل میان آنها، سبب انواع کژرفتاری‌هاست. عامل اصلی در رفتار آدمی ‌سرشت طبیعی است، اما اگر خرد آدمی ‌ذاتاً توانایی نیل به فضایل را داشته باشد، تربیت اجتماعی نیز اهمیت دارد.>
وجـود انـحـرافات در جامعه به دلیل عدم درست اجتماعی شدن افراد و گروه‌ها می‌باشد؛ زیرا افراد منحرف به دلیل نارسایی‌های اجتماعی شدن، هنجارهای فرهنگی را با شخصیت خود در نمی‌آمیزند و نهادینه نمی‌کنند، بنابراین، میان رفتارهای ناشایسته و شایسته نمی‌توانند فرق قائل شوند. ‌
رفتارهای افراد منحرف آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ممکن است رفتارهای انحرافی را از آنها یاد بگیرند و دچار رفتارهای انحرافی گردند. هرچه فرد بیشتر کنش‌های متقابل با افراد منحرف داشـتـه بـاشـد، رفـتـارهـای انـحرافی بیشتر از او بروز می‌کند. در نتیجه فرآیند درست اجتماعی شدن در جلوگیری از رفتارهای انحرافی نقش اساسی دارد. علت دیگر بـرای وجود انحرافات این است، افرادی که در طبقه پایین از جامعه زندگی می‌کنند از آنجایی که توانایی رسیدن به طـبـقـات مـتوسط جامعه را ندارد، دست به کارهای انحرافی می‌زنند و دسته‌های بزهکار را به وجود می‌آورند. ‌
مطالعات دورکهایم، مرتن، پارسونز، پارک و برگس نشان می‌دهد که یک نوع همبستگی معناداری میان جرم و بزهکاری و عواملی چون سن، جنس، تراکم جمعیت و رشد جمعیت شهرنشین و بادیه‌نشین وجود دارد. به اعتقاد آنان عوامل اجتماعی افراد را کنترل می‌کنند و مؤثرترین عامل بازدارنده برای جلوگیری از رفتار انحرافی در میان افراد در اجتماع می‌باشد.
‌ ساختار اجتماعی به گونه‌ای است که افراد را تحت نظارت خود دارد، از این رو موجب جلوگیری از رفتار انحرافی میان افراد جامعه می‌شود. همچنین فقدان ثبات در ساختار اجتماعی باعث به‌وجود آمدن انحرافات در جامعه می‌گردد. دورکهایم، روح جمعی حاکم بر جامعه را در ثابت نگه داشتن اجتماع از انحرافات بسیار مهم می‌داند و معتقد است از آنجایی که انسان‌ها در جامعه دارای فرهنگ واحد می‌باشند و ساختار اجتماعی به گونه‌ای است که افراد را اجباراً تحت سیطره قوانین حاکم می‌کشاند، از این رو وقتی ساختار اجتماعی پایدار باشد، افراد قادر به انجام جرم نمی‌باشند. ‌برای تثبیت ثبات و نظم در جامعه لازم است که ارزش‌هـای اجـتـمـاعـی را در افـراد نـهـادینه کنیم؛ هرچه ارزش‌های اجتماعی بیشتر در افراد نهادینه شود به همان مقدار از جرم و قانون‌شکنی کاسته می‌شود. به همین دلیل دورکهایم توجه و عنایت خاص به اصالت جمعی و جبر اجتماعی دارد. در دل نظریه‌ دورکهایم معنای بسیار عمیقی نهفته است که اگر به آن توجه شود مشکلات زیادی حل خواهد شد.
‌وی می‌گوید: برای شکل‌گیری جامعه و تقویت همبستگی میان افراد و کاستن از فردیت و سوق دادن افراد به نگرش فرا فردی، لازم است که به فرهنگ و اشتراکات افراد که باعث شکل‌گیری، پایداری ارزش‌ها و نظم در میان افراد می‌گردد، توجه شود. باید جامعه را ساختارمند نمود. هرچه ساختار اجتماعی پایدارتر باشد، ثبات پایدارتر خواهد شد. در نتیجه وقوع جرم و کجروی افراد به حداقل خود می‌رسد.
‌اگر ساختار اجتماعی متزلزل شود، حالت آنومیک به وجود می‌آید. در آن صـــورت افـــراد از قـــوانــیـــن اجتماعی پیروی نمی‌کنند. بنابراین، جرم و کجروی در جامعه زیاد می‌شود و روح جمعی اقتدار خود را از دست مـی‌دهـد. افـراد بـزهکار ارزش‌های اجتماعی را نادیده می‌گیرند، در نتیجه جرم و کجروی در جامعه زیاد می‌شود.
‌رابـرت مـرتن، علت آنومی ‌و بی‌هنجاری را در فشارهای اجتماعی می‌دانـد؛ زیرا وقتی هنجـارهای پذیرفته شده با واقعیت اجتماعی هم‌خونی ندارد و افراد نمی‌توانند از راه‌های قانونی به ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی دست یابند، متوسل به راه‌های نامشروع می‌شوند تا جایگاه اجتماعی مطلوب را به‌دست آورند.  

منبع: http://www.maavanews.ir/tabid/57/ctl/Edit/mid/404/Code/6847/Default.aspx