Persian Arabic English French German Japanese

سایت حقوقی محمد حسنی

 

 

اساسنامه موسسه حقوقی عدل فردوسی

شماره ثبت : 27794

ارائه كليه خدمات حقوقی و به عنوان مشاوره حقوقی و انجام كليه امور وکالت در مراجع قضایی -اداری - مالی - ثبتی - دادگاه‌های خانواده - شهرداریها و کمیسیون های آن به ویژه کمیسیون ماده پنج -دادگاه های عمومي و انقلاب و مراجع مربوط به تعزیرات حکومتی- مراجع مالیاتی و کمیسیون های آن - هیئت هاي تحت پوشش وزارت کار و امور اجتماعی ودیوان عدالت اداری- همچنین ارائه كليه خدمات حقوقی شامل مشاوره وهمچنين انجام كليه امور وکالت از طرف خارجیان در مراجع داخلی مطابق با ضوابط و قوانین موضوعه و موازین حقوقی بین الملل و انجام امور داوری اعم از داخل و بین المللی

 
 
 
 

درصورتی که نیاز به وکیل دارید می توانید به موسسه حقوقی عدل فردوسی مراجعه نمایید. موسسه حقوقی عدل فردوسی با قبول کلیه دعاوی دادگستری از جمله کیفری ، حقوقی ، خانواده ، امور شهرداری ها ، دیوان عدالت اداری ، ثبتی ، ملکی و سایر دعاوی دادگستری درخدمت هموطنان عزیز می باشد.

آدرس : تهران ، خیابان انقلاب اسلامی ، بین میدان فردوسی و لاله زار ، پلاک 630 ، واحد 9 -تلفن تماس تهران: 66342315 

وب سایت موسسه : ferdose.ir

ضابطه اموال توقیف نشدنی مدیون

طلب را در هر شرایط نمی‌‌توان وصول کرد؛
ضابطه اموال توقیف نشدنی مدیون
 
گروه حقوقی: مهسا بایگان- افلاس و ورشکستگی ممکن است گریبان‌گیر بسیاری از افراد شود و در این حالت دور از ذهن نیست که طلبکاران برای رسیدن به طلب‌شان دست به کار شوند و اموال و دارایی‌های شخص ورشکسته را توقیف کنند؛ قانونگذار در این مواقع با رویکرد مصلحت‌اندیشی برخی از اموال را مستثنا از توقیف و فروش قرار داده است.
در گفت‌وگو با کارشناسان حقوقی به بررسی بیشتر این موضوع پرداخته‌ایم‌
 
فلسفه‌ وضع قواعد مستثنیات دین
يك وكيل دادگستري در بررسي موضوع مستثنيات دين به «حمايت» مي‌گويد: اگر به صورت کلی بخواهیم به قضیه بنگریم، خواهیم دید علت استثنا شدن بعضی از اموال مدیون از توقیف و مصلحت اندیشی قانونگذار، رعایت قاعده لاضرر و نفی عسر و حرج مدیون است؛ به گونه‌ای که در بعضی موارد مصلحت جامعه و در بعضی موارد مصلحت مدیون را در نظر می‌گیرد و حسب مورد توقیف برخی از اموال را جایز نمی‌داند. البته در مواردی مانند بند 2 ماده 444 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375(بخش تعزيرات) قانونگذار برای حفظ حقوق داین، توقیف برخی از اموال مدیون را مجاز ندانسته است.
حامد جباروند با اشاره به اینکه وضع قاعده مستثنیات دین ریشه‌ فقهی دارد، مي‌افزايد: باید معیار عدم توقیف را نیز در فقه جست‌وجو کنیم که به نظر می‌رسد چون فلسفه‌ وضع قواعد راجع به مستثنیات دین متفاوت بوده و مصالح گوناگونی را مدنظر قرار داده است، نمی‌توان معیار آن را نیز صرفا «ما یلیق بحاله» یعنی رعایت شأن مدیون، عسر و حرج وی، «ما به الکفایه» یعنی آن مقدار که نیاز مدیون را برطرف کند و سایر قواعد دانست. بنابراین باید تلفیقی از این موارد را در نظر داشت و در مواردی که حکم به توقیف اموال مدیون صادر می‌شود باید توجه داشت مدیون به لحاظ توقیف اموالش دچار عسر و حرج نشود و با لحاظ کردن میزان حاجت و شأن وی، اموال قابل توقیف از اموال غیر قابل توقیف تمیز داده شود. البته باید توجه داشت رعایت شأن مدیون باید به گونه‌ای تفسیر شود که کمترین ضرر متوجه طلبکاران شود و به همین منظور باید وضع معیشتی مدیون در هنگام افلاس و ورشکستگی ملاک قرار گیرد و نه در هنگام دارا بودن وی.
 
حصری بودن مستثنیات دین
اين وكيل دادگستري در ادامه در معرفي مصاديق مستثنيات دين مي‌افزايد: مصادیق مستثنیات دین در منابع متفاوتی از جمله قانون آیین دادرسی مدنی، قانون اجرای احکام و آیین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی ذکر شده اما حصری یا تمثیلی بودن مصادیق مذکور مورد اختلاف است. با توجه به رویه قضایی و دکترین و با امعان نظر به حقوق داین، به نظر می‌رسد حصری بودن مستثنیات دین و تعیین نوع مالی که نمی‌توان آن را توقیف کرد، از سردرگمی دادگاه‌ها و طرفین دعوا جلوگیری کرده است و با وجود نص قانونی، قاضی را از مراجعه به منابع دیگر بی‌نیاز می‌سازد. با این حال تعیین مصادیق موضوعی با توجه به عرف زمان همچنین مكان و وضع اقتصادي موجود و موقعيت اجتماعي مديون، از پرونده‌ای به پرونده‌ی دیگر و از دوره زمانی به دوره زمانی دیگر متفاوت و بر اساس نظر قاضی مربوط است. به عنوان مثال «اسبابی که برای رفع حوائج ضروری محکوم علیه و خانواده او لازم است» حصری است، اما تعیین مصادیق اسباب ضروری برای معیشت در دوران مختلف می‌تواند متفاوت باشد.
جباروند ادامه می‌دهد: استناد یا عدم استناد به حکم محکومیت مدیون منوط به این است که داین چه راهی را برای وصول طلب خویش انتخاب کند؛ بدین توضیح که اگر داین با استفاده از شرایط مقرر در آیین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی مبادرت به توقیف اموال مدیون کند، با توجه به ماده 69 آن نیازی به حکم محکومیت نیست زیرا سخن از اموال «متعهد» به میان آمده، نه اموال «محکوم علیه»؛ در غیر این صورت صدور حکم محکومیت برای استثنا کردن برخی از اموال مدیون شرط است.
این وکیل دادگستری در پاسخ به اين پرسش كه آيا مي‌توان بين اموالي كه مديون پيش از استقرار دين داشته، با آنچه با اموال مقترضه خريده و چه بسا همين باعث اعسار او شده است، تفاوت قايل شد، مي‌گويد: در این گونه موارد باید به مشروع یا نامشروع بودن کسب مال از ناحیه مدیون توجه داشت؛ یعنی اموالی را که مدیون از راه نامشروع به دست آورده و از ابتدا نیز حقی بر آنها نداشته است، نمی‌توان در زمره مستثنیات دین قرار داد، هرچند با توقیف آنها مدیون در عسر و حرج قرار بگیرد. اما اگر فعالیت و معاملات مدیون مشروع باشد، تفاوتی بین اموال او پیش از استقرار دین و پس از آن وجود ندارد و باید قواعد راجع به مستثنیات دین با هدفجلوگیری از عسر و حرج مدیون رعایت شود.
بنابراين بر فرض موضوعيت داشتن عناوين مذكور در باب مستثنيات دين، قانونگذار مي‌تواند به دلیل پاره‌اي مصالح اجتماعي و از باب الزامات حكومتي، بعضي از مصاديق آن را از شمول ادله مستثنيات دين خارج كند يا شرايطي را براي آن پيش‌بيني كند، مثل اينكه گفته شود اگر سبب ايجاد دين، تقصير مديون یا ريخت‌و‌پاش‌هاي بي‌رويه و مانند آن باشد، در اين صورت اموال مورد نظر مستثنا نخواهد بود. البته چنانچه دولت یا قوه قضاییه بخواهد چنين عملي را انجام دهد به نظر می‌رسد جز با رای وحدت رویه نمی‌تواند چنین قواعد و الزاماتی را مقرر كند. 
 
 
«عسر و حرج»، معيار عدم توقيف
‌هرگاه بين حرج مديون و داين تقابل و تعارض ايجاد شود، چه بايد كرد؟ مثل اينكه اگر اموال مورد نياز مديون استثنا شود و او اموال ديگري هم نداشته باشد كه با آن بدهي‌هاي خود را بپردازد و از سوی دیگر در این حالت داين در حرج واقع مي‌شود و چه بسا مجبور شود دست به فروش اموال مورد نياز خود بزند تا آبرويش را حفظ كند.
كريم جوادي، کارشناس حقوقی، در این باره خاطرنشان می‌کند: قانونگذار در وضع قواعد مربوط به مستثنیات دین، نفی عسر و حرج مدیون را مدنظر قرار داده است؛ بنابراین حتی اگر در صورت عدم تادیه دین از ناحیه مدیونی که معسر است، داین متوجه عسر و حرج شود، نمی‌توان این مسئله را مجوزی برای عدم رعایت قانون و قواعد مربوط به مستثنیات دین دانست و اگر داین نیز مدیون شخص دیگری باشد می‌تواند برای جلوگیری از عسر و حرج، از قواعد مستثنیات دین نسبت به کسی که به او بدهکار است، استفاده کند.
وی با اشاره به اينکه مبنای وضع قواعد مربوط به مستثنیات دین جلوگیری از عسر و حرج مدیون است، مي‌گويد: به نظر می‌رسد مالکیت یا عدم مالکیت مدیون نسبت به مسکنی که در آن سکنی گزیده است تاثیری در وضع زندگی وی نخواهد داشت، مگر اینکه با انتقال مالکیت مسکن، مدیون نتواند برای خود و خانواده‌اش سرپناهی فراهم كند که در این مثال، اگر منافع مسکن مذکور به رایگان یا به قیمتی که مدیون بتواند از عهده آن برآید در اختیار وی قرار گیرد، نمی‌توان به بهانه مستثنیات دین از توقیف و انتقال مالکیت آن جلوگیری کرد؛ خاصه اینکه قانونگذار هیچ‌گاه به استقرار مالکیت مدیون بر مسکن مورد نیاز اشاره نکرده است.
وي اظهار می‌کند: اگر مديون به دلايلي به مسكن مورد نياز دسترسي داشته باشد، از قبيل منزل پدري، منزل موقوفه، منزل سازماني كاركنان دولت و توانايي اجاره‌نشيني در مورد توقيف اموال او می‌توان گفت مبنای وضع قواعد مربوط به مستثنیات دین جلوگیری از عسر‌و‌حرج مدیون است و در اینجا عسر‌وحرجی وجود ندارد.
اين کارشناس حقوقی همچنین ادامه مي‌دهد: به رهن و وثیقه گذاشتن اموال نزد داین، قراردادی است که مدیون با درنظر گرفتن عواقب آن دست به چنین عملی می‌زند و برابر قاعده اقدام، شخص مدیون نمی‌تواند از عواقب آن شانه خالی کند، خاصه اینکه اساسا داین نسبت به مالی که به عنوان وثیقه‌ طلب معین می‌شود حق عینی پیدا می‌کند و با التفات به مفاد ماده 527 قانون آيين دادرسي مدني، موارد رهن و وثیقه از شمول مستثنیات دین خارج می‌شود.
به نقل از:http://www.hemayat.net/
روزنامه حمایت